🔸بال فرشته که خاک پای حسین است
🔸فرش حسینیه عزای حسین است
🔹فاطمه دنبالش هست روز قیامت
🔹هرکه به دنبال دسته های حسین است
☑️شعر من و تو که افتخار ندارد
☑️تا که خدا مرثیه سرای حسین است
🔺رحمت زهرا برای اینکه بریزد
🔺منتظر گریه ای برای حسین است
✳️در دل مردم چه هست کار نداریم
✳️در دل ما که برو بیای حسین است
♦️دست به سمت کسی دراز نکردیم
♦️هر دو جهان دست ما،گدای حسین است
♻️گندم شهر حسین،روزی ما شد
♻️باز سر سفره ها،غذای حسین است
💥قیمت اشک برای خون خدا،هست
💥دست همان کس،که خون بهای حسین است
▪️پرچم کرببلا همیشه بلند است
▪️حافظ پرچم،اگر خدای حسین است
🔵هرچه که ما خواستیم،فاطمه داده
🔵آنچه فقط مانده،کربلای حسین است
⬅️ #کربلا_کربلا_کربلا_کربلا
➖این دل تنگم،عقده ها دارد
➖گوییا میل کربلا دارد
➖در همین گودال،دست و پا میزد
➖مادرش زهرا را صدا میزد
😭😭😭😭😭😭
#کانال_تخصصی_روضه
#حاج_عباس_طهماسب_پور
اهل زمین چرا کمر آسمان خم است
جاری ز چهار رکن حرم اشک زم زم است
بر چشم خلق روز قیامت مجسم است
باز اين چه شورش است که در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
گردون سیاه رنگ به دور هلال نیست
دیگر برای خلق تبسم حلال نیست
این یک حقیقت هست همانا خیال نیست
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سر های قدسیان همه بر زانوی غم است
این سوز و ناله و فریاد و آه چیست
خلقت عزا گرفته خدایا عزای کیست
دود از زمین بلند شد و آسمان گریست
گر خانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رست خیز عام که نامش محرم است
#محتشم
از آب هم مضايقه کردندکوفيان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند ديو و دد همه سيراب و مي مکند
خاتم ز قحط آب سليمان کربلا
آه از دمي که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خيمه ي سلطان کربلا
از زیر پای اسب دو دختر ز دست رفت ...
چون دختران پیاده دشمن سوار بود ...
یک رخ نماند بود که سیلی نخورد بود ...
در پشت هم چهره هر ماه پاره بود ....
از دست ها نپرس که با گوش ها چه کردند....
#یا_ابن_شبیب
یا ابن شبیب دشت پر از ازدحام بود
وقت غروب پای عدو در خیام بود
یا ابن شبیب دشت پر از بوی دود شد
وقت غروب صورت طفلان کبود شد
یا ابن شبیب دختر در خواب را زدند
یا ابن شبیب تشنه بی آب را زدند
یا ابن شبیب آتش قلبم جوانه زد
نا محرمی به عمه ما تازیانه زد
#سبک_خمیده_خمیده
غریب غریبم یه کاری بکن
جلو بچه ها حرف بد میزنن
من و مثل بابا کشیدن رو خاک
تو رو مثل مادر لگد میزنن
@ali_karami_roze
بگو که چه خاکی بریزم سرم
کمم کن به حال به روز حال حرم
دارن دست من رو میبندن داداشت
چه جوری اسیری بشه باورم
دست دخترات تو تنابه ...
استینای پاره حجابه ...
دیدار بعدیمون ، تو بزم شراب ....
زینب همین که وارد بزم یزید شد
بر روی نی محاسن سقا سفید
یا ابن شبیب عمه ام از غصه آب شد
با دست بسته وارد بزم شراب شد
#یا_مسلم ...
دیدی چه کاری دست زینب دادم آخر
از بام نه از چشمشان افتادم آخر
حالا که. می ایی ستاره کم بیاور
با دخترانت گوشواره کم بیاور
حالا که می آیی کمی معجر بیاور
از دست خود انگشترت را در بیاور
گشدم ولی این شهر پروانه ندارد
انگار جز طوعه کسی خانه ندارد
نگذاشتم در خانه اش لشگر بیاید
نگذاشتم یک زن پشت در بیاید
نگذاشتم آن ماجرا تکرار گردد
یک زن گرفتار در دیوار گردد
تو بین شعله رفتی و من گر گرفتم ...
حالا بیا و جمع کن خاکسترم را ...
هر شب حسن در خواب میگوید مغیره...
تو برو بیا میزد مادرم
خیلی بی هوا میزد مادرم
حق داره اگه حسن گریه کن
یه غلام سیاه میزد مادرم ...
#حسین_جان
کربلا همه رو از دم میزنن
مادر بچه رو با هم میزنن
@ali_karami_roze
اگه اون روز توی کوچه نبودم
عوضش زینب محکم میزنن
بمیرم تو بازار آهن گرا
سرصداش خیلی کلافم میکنه
شمر دیدم نشسته گوشه یی
بند کفشاش محکم میکنه
خدا بخیر کند شمر چکمه پوشیده ...
در انتضار تو استاده بی حیا برگرد ...
بخش اول :
اینه دار زینب زهرا ...رقیه
کوچک ترین انسیه هورا ...رقیه
پشت سرش بی شک دعای پنج تن بود
آدم اگر میگفت اول ... یا رقیه
سنش اگر کم، هم تراز انبیا بود
مانند زهرا ،ایت الله العظمی رقیه
جا داشت روی شانه ی کعبه ابالفضل
جا داشت روی شانه ی سقا رقیه
خورشید تا منظومه ی عشق حسینی
صد سال نوری راه دارد تا رقیه
@ali_karami_roze
تنها نه سال 61 تا روز محشر
هر فتنه یی را میکند رسوا رقیه
پا بر مغیلان میکند اما محال است
روی سر مویی گذارد پا رقیه
این طفل بی آزار را آزار دادن
زجر بدی را دید در دنیا رقیه
زینب ز پا افتاد وقتی دید در راه
طفلان همه بودند الی رقیه
مقتل که خواندم من شبی با خیس گفتم
پیدا نمیشد کاش در صحرا رقیه
@ali_karami_roze
وقتی که پیدا شد خمیده راه میرفت
شد پیر تر از زینب کبری رقیه
با صد جلالت و شرف و عزت و وقار
آمد به دشت ماریه ناموس کردگار
.
فرش زمین به عرش مباهات می کند
گر روی خاک پای گذارد مَلَک سوار
پنجاه سال فاطمه ی اهل بیت بود
زینب که هست فاطمه هم هست ماندگار
عبدند ، عبد گوش به فرمان زینبند
از پیرمرد قافله تا طفل شیرخوار
محمل که ایستاد جوانان هاشمی
زانو زدند یک به یک آن هم به افتخار
.
حتی حسین تکیه بر این شانه می زند
خلقت زنی ندیده بدین گونه استوار
حتی هزار بار بیایند کربلا
زینب پی حسین می آید هزار بار
افتاد سایه قد و بالاش روی خاک
رفتند از کنار همین سایه هم کنار
محمل نشین کوفه بیابان نشین شده
با دختر بتول چه ها کرد روزگار
در یک محله زخم زبان خورد بی عدد
در یک محله سنگ گران خورد بی شمار
دردی به درد طعنه شنیدن نمیرسد
یا رب نکن عزیز کسی را به آن دچار
(کجا طعنه زدن
روز یازدهم وقتی دور برش محرمی نبود :)
قاتلت طعنه میزند میگیود...
کو علمدار چرا بی سر سامان شده یی...
حسین تو کس کار منی ...
شمر جلودار شده ...
جرم من چیست که از من ..
روی گردان شده یی ...
پاییزی تویی بهارمون نبود
بین ما جدایی قرارمون نبود
شرط ازدواج من بودی حسین
به خدا این که قرارمون نبود
حالا که پیاده کردی بار تو
حالا که خیمه تو این صحرا زدی
امروز فقط حسین یادت باشه
با چه عزت وقاری اومدین
اینا بی حیا و ما پرده نشین
روزگار نگاه عقبال نگاه
میدونی چشام به چی خیره شده
اون طرف گودالی گودال نگاه
همیشه من موهاتو شونه زدم
پنجه های کسی رو موهات نره
نمیتونم تو رو زخمی ببینم
خار توی چشمام بره تو پاهات نره
بعد پنجاه چهار نزاری
من داغ رفتنت پیر بکنه
همه دلواپسیم از این که
نیزه یی تو دهنت گیر بکنه
اگه رو سرت بریزن چه کنم
بشه پیکرت پاره پاره چی
زبونم لال اگه پیش مادرم
یکی پیرهنت در بیار چی
نگرونم به جون خودت قسم
چه کنم خیلی برات دل واپسم
وقتی گفتی کربلا دلم گرفت
جوری که بالا نمیاد نفسم
گله از این دل عاشق میکنم
میشنوی صدام حق حق میکنم
یه چیزی بگو دلم آروم بشه
یه چیزی بگو دارم دق میکنم
قول بده به سمت درگیری نری
قول بده به سمت هیچ تیری نری
در گوش ذولجنا این میگم
قول بده سمت سرازیری نری
حسین جان :
دل شکستن چه خوب بلد شدی
از دل ما تو چه ساده سر شدی
نمیتونم ببینم که افتادی
زیر چکمه ها فقط لگد شدی
(وقتی این صحنه دید روز یازدهم)
این که افتاد مرا دادرس است
نگذرید از بدن او لگد شمر بس
استخان های من از لرزه به هم میخوردند
اسب ها جسم تو را با خودشان میبردند
#امام_حسین_ع_مناجات_محرمی
پروانهوار سوزِ تو را میخریم ما
تا صبح دور شمع غمت میپریم ما
آتش به جان بال و پر ما را بکش حسین
از فُطرس درِ تو مگر کمتریم ما؟!
بین گذر نگاه به خِیل گدا بکن...
کاسه به دست در دل این معبریم ما
تا که میان روضهی تو گریه میکنیم
انگار که ز "زمزم" مَکّه سریم ما
وقتی تو پادشاه تمامیِّ عالمی
پس خوش به حالمان که همه نوکریم ما
اوج کمال روح، به "گریه" رسیدن است
یک عُمر در طریقتِ "چشمِ تریم" ما
"روح الامین" به گریهی ما رَشک میبرد
در روضه از ملائکه دل میبریم ما
اشکی که خرج بزم تو باشد... عنایت است
مدیون لطفِ زینبِ غم پروریم ما
برپایی مجالسِ ماه محرمت
بر عهدهی رضاست...، بر این باوریم ما
کفّاشِ روضههای تو بوده است جدِّ من...
فرزندهای خادم پُشت دریم ما
دستِ "رقیه" نان دَهنِ دخترم گذاشت...
جیرهبگیرِ سفرهی این دختریم ما
چادرنماز فاطمه سقف حسینیه است...
تا حشر زیر سایهی این مادریم ما
ای بیسری که سر به سر غم گذاشتی
وقتی تو سروری ز سران هم سریم ما
**
بر روی ذبح تو چِقَدر شمر کار کرد...
لطمهزنانِ کُندی آن خنجریم ما
بعد از تو وای بر حرم بیپناه تو...
دلواپسِ کمآمدن معجریم ما
✍ #بردیا_محمدی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_مناجات_محرمی
برای من که دلم نیست در کمند کسی
به جز حسین نباشد مهم، پسندِ کسی
به بند بند وجودم قسم که در همه عمر
دلم نبوده به جز اهل بیت، بندِ کسی
به غیر فاطمه و حیدر و حسین و حسن
خدا کند که نباشم نیازمند کسی
در این دو روزهی دنیا به غیر آل عبا
مباد بر سر ما سایهی بلند کسی
در آن زمان که پدر میگریزد از فرزند
نمیرسد به محب علی گزند کسی
به اشک روضه قسم میخورم که بر لب ما
به روز حشر نبیند به غیر خنده کسی
✍ #محمود_یوسفی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_رقیه_س_شهادت
#محاوره
رنگ آسمون چرا اینجوریه؟
صبحه یا که شب شده، اینجا کجاست؟
عمه من کی خوابیدم تو یادته؟
خواب بد دیدم بگو بابا کجاست؟
خوابه یا بیداریه این لحظهها؟
خیمهمون عمه مگه اینجا نبود؟
جمعمون چرا پراکنده شده؟
از کجا داره میاد این بوی دود؟
راستی گهواره چی شد؟ علی کجاست؟
دل من پَرمیکشه واسه نگاش
توی آغوش کی خوابش میبره؟
کی الان میخونه لالایی براش؟
عمه از علقمه نیمده عمو؟
مشک پُر آب عمو جونم کجاست؟
دل من تنگه برای دیدنش
این سر کیه که روی نیزههاست؟
چی میخوای از جون من مرد عرب؟
دیگه من چیزی ندارم به خدا!
شعلههای دامنم رو میبینی؟
خستهام دنبال من دیگه نیا
اومدی خاموش کنی دامنمو؟
لطفتو حتماً به بابا جون میگم
توی مشک تو یه ذره آب هست؟
واسه بابا ببرم تشنهاس یه کم
آخه من کار بدی کردم مگه
که منو زندونی کردن کوفیا؟
تو میدونی چیه این بزم شراب؟
حرفشون رو من نمیفهمم چرا؟
من نمیدونم چرا تو شهر شام
نون و خرما یه نفر به ما میداد؟
من نخوردم لقمهای از این غذا
آخه خیلی بوی کهنگی میداد
کی میگه که من زبونم میگیره؟
خیلی هم شیرین زبونم عمه جون
خیلی وقته با کسی حرف نزدم
آخه من بی همزبونم عمه جون
عمه، تو، شطرنج، میدونی چیه؟
یا که اون طشت طلا واسه کیه؟
خیزران دیگه چرا تو دستشه؟
اینهمه گریه دیگه واسه چیه؟
واسه چی به ماها میگن خارجی؟
من مسلمونم، مگه نه عمهجون؟
این لباسا خنده داره؟ پس چرا
تا منو دیدن شرو(ع) شد خندهشون؟
عمه این سر کیه پیش منه؟
چقدم موی سرش خونی شده
این سر خونیه بابای منه؟
میگما اینجا چراغونی شده!
کی رگای گردن تو رو برید؟
کی یتیمی رو برای من نوشت؟
عمه میگه رفتی تو پیش خدا!
چطوری تنهایی رفتی توو بهشت؟
التماست میکنم منو ببر
راحتم کن از غم و از اضطراب
دخترت رو تو دیگه تنها نذار
با یه دنیا از سؤال بی جواب
✍ #رضا_جوان_بخت
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_رقیه_س_شهادت
شاعر برای گفتن از این غم کمک میخواست
روضه برای شرح این ماتم کمک میخواست
آنقدر روی پیکرش زخم و کبودی بود
مرهم برای زخم، از مرهم کمک میخواست
از راه رفتنهای او چیزی نمیگویم
گاهی برای ایستادن هم کمک میخواست...
آتش میان خیمهها افتاد و از آن روز
شانه میان گیسوی درهم کمک میخواست
در خاطرش آمد رباب آن روز از باران
حتی به قدر بارشی نم نم کمک میخواست
یاد مدینه زنده شد در کنج ویرانه
عمه برای غسل او آن دم کمک میخواست
.
.
.
یادش بخیر آن روز آخر مادر پیرم
از من برای نصب یک پرچم کمک میخواست
✍ #عباس_جواهری_رفیع
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_مناجات_محرمی
#ورود_به_ماه_محرم
آذین کنید خانه و پرچم بیاورید
کم کم بساط روضه و ماتم بیاورید
گریاندن جماعت دلداده سخت نیست
کافیست تا که اسم محرم بیاورید
از شادی حقیر ملولم، برای من
از عرشِ کردگار، کمی غم بیاورید
روزی که میبرید مرا سوی مدفنم
پیراهن سیاه مرا هم بیاورید
بر ما چشانده طعم غمش را برای ما
از آن جناب، سفرهی ماتم بیاورید
باید شبیه ابر برای تو گریه کرد
ای چشمها مباد دمی کم بیاورید!
✍ #محمدحسین_امیری
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_مناجات_محرمی
#ورود_به_ماه_محرم
تمام دار و ندارم نثار مقدم تو
فدای ماه عزایت، فدای ماتم تو
هزار شکر نَمردم به زیر بار گناه
هزار شکر رسیدم به زیر پرچم تو
غبار فرش حسینیه آبرویم داد
چکید اشک روانم ز دیده از غم تو
شنیدهام رمضان برتر است از هر ماه
قبول میکنم آن را ولی محرم تو ...
چه ماتمیست که عرش خدا سیهپوش است
چه غصهایست فراتر ز داغ اعظم تو
✍ #محمد_نعمت_دوست
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#ورود_کاروان_به_کربلا
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست...
راه بستند روی قافلهاش دشمن و دوست
هرکجا هست خدایا به سلامت دارش
گره افتاده حسین بن علی در کارش
کودکان در بغل مادرشان خوابیده
دختران هم گلِسَر بر سرشان خوابیده
رد خورشید عراق است روی صورتشان
از غریبی به خدا طاق شده طاقتشان
دخترانی که بهروی پَر قو خوابیدند...
موقع دیدن لشکر چقدر ترسیدند
ناگهان گفت ابالفضل به آوای جلی...
کور باشند همه محضر ناموس علی!
زینب از ناقه چه بیواهمه آمد پایین
زینب آمد نه! بگو فاطمه آمد پایین
گرد بر چادر بانو بنشیند هیهات
قد او را کسی از دور ببیند هیهات
آه زینب به ملاقات خدا آمدهای
کربلایی شدهای، کرببلا آمدهای
تو که دور و بر خود چند برادر داری...
پردهدار حرمی چون علیاکبر داری...
تو که در امر حیا بین زنان منتخبی
چون علی شیر خدا، شیرِ خدای عربی
چند روز دگر آزردهی هجران هستی
بی ابالفضل گرفتار بیابان هستی
سخن آهسته بگویم که سفر خواهی کرد
سخت از کوچهی اوباش گذر خواهی کرد
✍ #سیدپوریا_هاشمی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e