eitaa logo
شعر و مرثیه
27 دنبال‌کننده
7 عکس
51 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
میدونستم دم رفتن که دیگه بر نمیگردی چه حالی داشتم اون وقت که من و داداش صدا کردی علم افتاده رو خاک و پیچیده تو حرم فریاد رسیدم تا کنار تو همه دیدن حسین افتاد عجب چشمی عجب تیری جلو چشمات پر از خون عجب دستی عجب فرقی دو تا دستات تو میدونه عجب مشکی علی اصغر دیگه زنده نمی مونه
در میان علقمه دست عمویت شد جدا/ یا اباصالح بیا خورده بر رأسش عمود آهنینی بی هوا/ یا اباصالح بیا 🌸🌸🌸🌸🌸 در میان هلهله آمد حسین ناله زنان/ العجل صاحب زمان در کنار حضرت عباس شد قامت کمان/ العجل صاحب زمان 🌸🌸🌸🌸🌸 عضو عضو حضرت عباس از تن شد جدا/ یااباصالح بیا پیکر صدپاره اش در بین دشمن شد رها/ یااباصالح بیا ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
از ازل مهرتو درطینت ما بود حسین(ع) ما ومهر تو ،فقط لطف خدابود حسین(ع) غم جانسوز تو مشروط به ما داده شده شرط این نعمت پُرسود وفابود حسین(ع) @hosenih مادرت فاطمه(س) درسی به ولایی هاداد که در آن رازِ تمام شهدا بود حسین(ع) تو خود آقای شهیدانی و سرچشمه نور جلوه ی عشقِ خدا کرببلا بود حسین(ع) ساقی تشنه لب از آب ، لبِ آب گذشت زانکه او تشنه لبِ آب بقابود حسین(ع) علقمه شاهد پیکار وفا بود و جفا شاهدم خون دلِ دستْ جدابود حسین(ع) چیزی از قامت رعنای علمدار نماند دشت یکپارچه فریاد وصدابود حسین(ع) @hosenih گریه می کرد ابالفضل به مظلومی تو سند روضه من قامتِ تا بود حسین(ع) مشک هم اشک به احوال امامش می ریخت روضه خوان تو درآن لحظه خدابود حسین(ع) © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
گر نخیزی تو ز جا کار حسین سخت تر است  نگران حرمم آبرویم در خطر است  قامتِ خم شده را هر که ببیند گوید:  بی علمدار شده، دستِ حسین بر کمر است  داغ اکبر رمق از زانوی من بُرد ولی  بی برادر شدن از داغ پسر سخت تر است  دست از جنگ کشیدند و به من میخندند  تو که باشی به بَرَم باز دلم گرم تر است  نیزه زار آمده ام یا تو پُر از نیزه شدی؟!!!  چو ملائک بدنت پُر شده از بال و پر است  پیش ِ من با سر مُنشَق شده تعظیم نکن  که خدا هم ز وفاداری تو با خبر است  علقمه پر شده از عطر ِ گل ِ یاس، بگو  مادرم بوده کنارت که حسین بی خبر است؟!  به تو از فاصله ی یک قدمی تیر زدند  قد و بالایِ رَسا هم سببِ دردسر است  اصغر از هلهله کردن بدنش میلرزد  گر بداند که تو هستی کمی آرام تر است  تیر باران که شدی یادِ حسن افتادم  دستت افتاده ز تن، فرق تو شق القمر است  وعده ی ما به نوک نیزه به هر شهر و دیار  که به دنبال سرت خواهرمان رهسپر است 
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیکم یا اهل بیت النبوه نفس المهموم لحزننا تسبیح برای استفاده از اشعار و مطالب، موردنظر را لمس کنید مناسبات محرم حضرات شخصیت ها (ترک) شعرا
گروه یا مظلوم هر گرفتاری سراغ آستانش را گرفت رزق و روزیِ تمام خاندانش را گرفت خوش به حالِ سائلی که سائلِ عباس شد خوش به حال آن که از عباس نانش را گرفت @hosenih روزِ محشر دست هايش دستگيري مي كند دستِ خود را داد دستِ دوستانش را گرفت هيچ كس اندازه ي عباس شرمنده نشد كربلا بدجور از او امتحانش را گرفت از خجالت آب شد، آب آورِ كرب و بلا عصرِ تاسوعا امان نامه امانش را گرفت چشم هايش پاسبان هاي بَناتِ خيمه بود حرمله با تير چشمِ پاسبانش را گرفت تيرها در پيكرش وقتِ زمين خوردن شكست بس كه خون رفت از تنش آخر توانش را گرفت صارَ کَالْقُنْفُذ برايِ تيرها جايي نماند ناگهان سر نيزه اي حجمِ دهانش را گرفت @hosenih قتل او کار عمود آهن و نیزه نبود تیرهایی که به مشکش خورد جانش را گرفت از بغل تا که سرش را بر سر نیزه زدند گریه های ناتمامی خواهرانش را گرفت © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
تا می‌شود ز چشمۀ توحید جو گرفت از دست هرکسی که نباید سبو گرفت تو آبی و به آب تو را احتیاج نیست پس این فرات بود که با تو وضو گرفت کوچک نشد مقام تو نه... تازه کربلا با آبروی ریخته‌ات آبرو گرفت شرم زیاد توهمه را سمت تو کشید این آفتاب بود که با ماه خو گرفت دیگر برای اهل بهشت آرزو شدی وقتی عمود ازسر تو آرزو گرفت خیلی گران تمام شد این آب خواستن یک مشک از قبیلۀ ما یک عمو گرفت از آن به بعد بود صداها ضعیف شد از آن به بعد بود که راه  گلو گرفت *** زینب شده شکسته غرورش، شنیده‌ای؟ دست کسی به کنج النگوی او گرفت در کوفه بیشتربه قدت احتیاج داشت با آستین پاره نمی‌شد که رو گرفت
رفتی و با رفتنت چه بر سر من رفت هر چه توان داشتم ز پیکر من رفت   پشت و پناه یکی دو روزۀ من، نه! یک جبل الرّحمه از برابر من رفت   نیست کمر درد من به خاطر اکبر دردم از این است که برادر من رفت   گفتم ابوالفضل هست غصه ندارم عیب ندارد اگر که اکبر من رفت   بس که بلند است هلهله به گمانم کوفه خبردار شد که لشگر من رفت   زود زمین خوردن من علتش این است تیر به بال تو خورد و در پر من رفت   چشم قشنگ تو سه شعبۀ مسموم وای چه‌ها بر تو ای برادر من رفت   خواهر من یک به یک به اهل حرم گفت وای ابوالفضل رفت... معجر من رفت   گفت مرا هم ببر به علقمه گفتم : زودتر از رفتن تو مادر من رفت   رفتی و با رفتن تو دست حرامی تا بغل گوشوارۀ دختر من رفت   طفل رضیع مرا رباب کفن کرد فکر کنم دیدۀ آب آور من رفت   جان حسین روی نیزه باش مراقب دیدی اگر سمت کوفه خواهر من رفت
وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای  خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده‏اى  آب از هیبت عباسى تو میلرزد  بى عصا آمده‏اى حضرت موسى شده‏اى  به سجود آمده‏اى یا که عمودت زده‏اند  یا خجالت زده‏اى وه که چه زیبا شده‏اى  یا اخا گفتى و ناگه کمرم درد گرفت  کمر خم شده را غرق تماشا شده‏اى  منم و داغ تو و این کمر بشکسته  توئى و ضربه‏اى و فرق ز هم وا شده‏اى  سعى بسیار مکن تا که ز جا برخیزى  اندکی فکر خودت باش ببین تا شده‏اى  مانده ام با تن پاشیده‏ات آخر چه کنم؟  اى علمدار حرم مثل معما شده‏اى  مادرت آمده یا مادر من آمده است  با چنین حال به پاى چه کسى پا شده‏اى  تو و آن قد رشیدى که پر از طوبى بود  در شگفتم که در این قبر چرا جا شده‏اى؟