eitaa logo
شعر و مرثیه
27 دنبال‌کننده
7 عکس
51 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
اَبرم و شب به شب از هجر رُخت می بارم من به امید نگاهی ست اگر بیدارم بپذیری! نپذیری! کرمت را عشق است  نه پی حاجتم آقا، نه پیِ دینارم @hosenih دیده گر یار نبیند به چه دردی بخورد؟! کور ماندم به امیدِ سحر دیدارم بدی از من! بدی از من ! بدی از من بوده... تویی و این همه خوبی، منم و اِقرارم به زبان عاشقمو، وقت عمل غافل تو به زبان نوکرمو، وقت عمل سربارم تو چرا فکر منی؟! فکر منِ نالایق؟! من که سرگرمِ خودم بودم و فکر کارم روزه اش را تو گرفتی و به من مُزد رسید زحمتش را تو کشیدی که تقرب دارم یابن حیدر! بطلب یک سحر ایوان نجف دل من لک زده بَهر پدر کَرّارم یک سحر صحن ابالفضل، غروبش گودال کربلا خواسته ام در سحر و افطارم گریه کردن ز شما! مرثیه خوانی از من.. خون زِ چشمان تو می‌بارد و خون می‌بارم ** شمر آماده شد و جَد تو چشمش وا شد گفت یارب منم و زخم تن بسیارم! @hosenih  سر من را بِبُرد یا نَبُرد حرفی نیست من پریشانِ عبورِ حرم از بازارم.. بوی زهرا ته گودالِ بلا پیچیده خنجر آمد به زبان گفت من آن مسمارم © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
ای التماس و خواهشِ بالا، دوازده! ظهرِ اذانِ عقربه یِ ما، دوازده! من حَقّم است هَشت گرفتم، چرا كه من يك جُمله هم نساخته ام با دوازده با چند نمره باشد اگر رَد نمی شوم؟ يك، دو، سه، هفت، هشت، نَه آقا دوازده بی تو تمام اهلِ قيامت رُفوزه اند ای نمره یِ قبولیِ دنيا، دوازده! ثانيه هایِ كُند، توسل می آورند يا صاحب الزمان خدا ! يا دوازده حالا كه ساعتِ تو وُ چشم خدا يكی ست آقا چِقَدر مانده زمان تا دوازده! امروز اگر نشد، ولی يك روز مي شود ساعت به وقتِ شرعیِ زهرا، دوازده 👇👇👇👇👇👇👇 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
# با دیده‌ی تَر خُدا خُدا باید کرد پیوسته‌تو را؛تو را صدا باید کرد وقتی‌تو به‌فکرِشیعه در هر حالی در حقّ‌ِ تو هر نفس دعا باید کرد .... در غُربت اسیرم؛آشنا می‌خواهم ای‌یاد تو مونسم‌ تورا می‌خواهم ای نامه‌ی نانوشته‌ام را خوانده من‌هم شب‌ِقدر کربلا می‌خواهم ..... حاشا که‌ ز لُطف نا امیدم بکنید من منتظرم که رو سپیدم بکنید سوگند به آخرین نفسهای حُسین در حال مناجات شهیدم بکنید ..... ای‌کاش‌که‌صاحب‌الزْمان برگردد آن‌ پیر به هیبت جوان‌ برگردد یا‌رب سببی ساز که آن بدر تمام تا نیمه‌ی شَهرُالرّمضان برگردد ....... دارم همه دم روی تمنّا به‌حسین محتاج‌ترم از همه ؛ امّا به‌حسین نزدیک‌ترین جواب را می‌شنوم از دور سلام می‌کنم‌تا به حسین 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
  لطف اگر لطف تو شد دست گدا خوبتر است سر این سفره زمین‎گیری ما خوبتر است آخرِ، سر به هوا بودن اگر لطف شماست هر چه نوکر بشود سر به هوا خوبتراست هم خجالت زده‎ام هم به شما دلگرمم ماندنم بین همین خوف و رجا خوبتر است ما به اینجا نه پی نان و نمک آمده‎ ایم با کمی آب تصدُّق به گدا خوبتر است حُسن سجاده به این گریه‎ی نیمه شبهاست اهل طاعت بشود اهل بُکا خوبتر است گر چه خوب است همین قدر که محتاج توام بپذیرید در این خیمه مرا خوبتر است حیف این خاک که تنزیل مقامش بدهند خاکِ پای تو اگر نیست طلا، خوبتر است جمکران سنگ نشانی‎ست که ره گم نشود خانه با بودن یک قبله‎نما خوبتر است دارد از را ه رجب می‎رسد و آن شب‎ها گریه‎کن که برسد کرب‎وبلا خوبتر است
یاصاحب الزمان با گریه مانوسم نه یک ماه و دو ماهی شد گریه ام باب فیوضات الهی هر روزو شب کارم سلام ِ برحسین است با این امیدی که کنی سویم نگاهی من بار ها دیدم که با یک قطرة اشک با آبرو گردید ، عبدِ رو سیاهی شرمنده ام یک عمر قلبت را شکستم در زندگی ام نیست روزِ بی گناهی اصلاً محبت های تو بد عادتم کرد تنبیه کن این بی ادب را گاه گاهی دردِ دلم را جز شما با که بگویم تنها تو هستی که برایم تکیه گاهی پایانِ کارم گشته و رویت ندیدم واکن ز قلبم رو به سوی خویش راهی آقاقسم بر صورت نیلیِ مادر آن چهره ای که دارد از سیلی گواهی آقا قسم بر خانه ای آتش گرفته آنجا که پشت در به پا شد قتلگاهی ای انتقام ِ کشتة مسمار بر گرد جانِ گرفتارِ در و دیوار برگرد @karimegharib
حالِ دلِ ما زیرِ پرچم رو به راه است عمریست گرچه رویمان آقا سیاه است تغییر ده احوالِ ما را یابن زهرا.. اوضاعِ این نوکر فقط گیرِ نگاه است با روضه هایت زنده ام اصلاً حسین جان این روضه ها از بهرِ من چون قبله گاه است ای وای اگر سستی کنم‌بینِ مجالس.. در خواستم از محضرِ تو اشک و آه است (حُرّ ِ پشیمانی حسابم کن که مستم) (دل را سرِ پرچم سیاهِ توست بستم) راهم بده خیلی پریشانم حسین جان عیسای من!لطفی که بی جانم حسین جان لطفت شود گر شاملِ حالم ..چه غصّه لطفت رسیده مثلِ بارانم حسین جان در مجلست شرکت نمودم بی تکلّف.. پیوسته من دنبالِ احسانم حسین جان عادت شده در هر شرایط هر مصیبت در زیرِ لب نامِ تو می خوانم حسین جان (کرببلایی کن مرا با یک براتی) (الحق که آقاجان تو کشتی نجاتی) حالا که اینجا آمدم از در نرانی تنها تو بودی دادی ام نام و نشانی حالا که اینجا آمدم حالم عوض کن هم‌ میهمانم آخرش تو میزبانی غصّه نخوردم ذرّه ای بر خرجی خود مولا تویی و می دهی هم آب و نانی در پای مقتل های عمرم به سر شد شد حاصلِ اش موی سپید و قد کمانی (من هرچه دارم را به تو مدیونم آقا) (در روضه های تو چنان مجنونم آقا) ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
یابن الحسن بیا که حلول محرم است شادی به ما حرام شد ،ایام ماتم است شرمنده شد بهار ز گلزار کربلا بلبل کند نوا که خزان محرم است ما عاشقان لاله ی سرخ محمدیم کز عطر او بهشت خداوند خرم است "صد مرده زنده میشود از ذکریاحسین مولای ما معلم عیسی بن مریم است عیسی اگر در آخر عمرش عروج کرد قنداقه ی حسین شرف عرش اعظم است با یوسفش مقایسه کردم نگار گفت او شاه مصر باشد و این شاه عالم است" ما را نیاز سیر چمن نیست در بهار روی حسینیان گل و این اشک ماتم است ای صاحب عزا به عزاخانه ها بیا یاران سینه زن همه در زیر پرچم است گر وعده ی بهشت به ما میدهد بهار ما نیستیم طالب رضوان ، مسلم است بر عاشقان ، سیاحت گلشن حرام شد خاکم به سر که قامت سرو علی خم است ای آب بس کن اینهمه جوش و خروش را در پیش چشم ما علی اصغر مجسم است سقا ز تشنگان حرم شرمسار شد شرمنده ی خجالت او نهر علقم است‌‌ ساقی تشنه ، تشنه برون آمد از فرات قربان غیرتش شود عالم اگر ،کم است چون محتشم بخوان به پیمبر "کلامیا" بازاین چه شورش است که درخلق عالم است در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
• 📿 • ثانیه شد دقیقه و ساعت لحظه هایم حرام شد بی تو • هفته ها رفت و ماه ها شد سال عمر سال هم تمام شد بی تو • مانده ام من چگونه تقویمم با نبودت کنار می آید • بی گلِ ماه روی تو ارباب با چه رویی بهار می آید • بی تو فصلم، فقط زمستان است در غیابت بهارها تا کی • جان آقا بریده ام دیگر تو بگو انتظارها تا کی • آه از این سال بی وصالِ تو آه از این روزگارِ پرتکرار • غصه ی دوری تو پیرم کرد آه از این انتظارِ بی دیدار • من اسیرِ قساوتِ قلبم تو ولی مهربانُ و دلسوزی • ای بهار همیشهِ سبز خدا بی تو آخر چه عیدِ نوروزی • کم شد از عُمرِ منتظر یک سال بی قرارم شدم من بی تاب • دومین جمعه هم رسید آقا تو هنوز هم نیامدی ارباب • تو کریمی من عاصیم اما نوکرت را رها نخواهی کرد • تا زمانی که خانه زادِ توام مشت من را تو وا نخواهی کرد • ای که بی تو هوای نفسانی دل من را پیِ تباهی برد • پر گناهم ولی تو پیشِ خلق آبروی مرا نخواهی برد • در فراق تو تازه فهمیدم چقدر بی مرامُ و نامردم • در نتیجه، تو منتظر هستی که من از راه رفته برگردم • هر طرف می روم گناهی هست بی حضور تو شهر تاریک است • باید اصلاحِ خود کنم، زیرا صبحِ روز ظهور نزدیک است • ای همه آرزوی من ارباب منتظر بهر ما به روز و به شب • تا محرم مواظبم باش و برسانم به مرقد زینب • بخدا قول می دهم این بار تا نیایی چو ابر می بارم •9 شب جمعه است مرا ببر به حرم چون که با مادرت قراری دارم • به امید شفاعت زهرا گوشه ی خیمه گاه میمانم • با توسل به عمه سادات روضه ی قتلگاه می خوانم • تا صدا زد حسین، یا زهرا لرزه ای بر صدای شمر افتاد • آن گلویی که خواهرش بوسید عاقبت زیر پای شمر افتاد • پنجه ای بر محاسنش رفت و زیر خنجر گلو بریده نشد • نفسِ قاتلش بریده شد اما سرش از روبرو بریده نشد • مثل یک بوریای صد پاره تن او نیزه خورد سر تا پا • تا سه ساعت اسیر دشمن بود زیر رو شد تنش ولی با پا • ناگهان حمله دسته جمعی شد بی خبر می زدند زینب را • یک نفر با حسین درگیر و صد نفر می زدند زینب را • ❇ سحر جمعه ۹۸.۰۱.۰ • { @huddath_al_hussain_ir }
نوشته اند دلم را برای خون جگری بدون گریه زمانه نمی شود سپری نیازمندِ تکامل ، به گریه محتاج است درخت آب ندیده نمی دهد ثمری دو فیض ، توشه ی راه سلوک عاشق هست: توسل سحری و عنایت سحری هزار نافله خواندن چه فایده دارد اگر نداشته باشد به عاشقان نظری؟ به هر دری که زدم باز پشت در ماندم بس است در زدن من ، بس است در به دری برای بنده خریدن بیا سر بازار چه خوب می شود این مرتبه مرا بخری بدون تو چه بلاها که بر سرم آمد چه حاجت است به گفتن، خودت که با خبری همیشه خیر قنوت تو می رسد به همه اگر چه نام مرا در نوافلت نبری خودت برای ظهورت دعا کن و برگرد دعای من به خودم هم نمی کند اثری یگانه منتقم خون کربلا برگرد قسم به عمه ی مظلومه ات بیا برگرد
می‌شناسی منو، نوکر بدکار تو هستم جز بار گناه هیچی ندارم توی دستم حق داری اگه از منِ بی‌چاره بِرنجی بخشیدی هزار بار ولی باز توبه شکستم عاشق نشدم لایق دیدار تو باشم من با همه بودم ولی با تو ننشستم من نوکر پست‌و، تو نعم الأمیری حق داری که از من، هی روتو بگیری من حقّمه که، لایق نشدم من حقّمه چون، عاشق نشدم دردای بزرگی تو دلِ مردم دنیاست پیش همیم امّا دلامون تنهای تنهاست هر شب یه غمی هست که یه قلبی رو سوزونده هر دل پر یک دردِ و هر سینه چه غوغا بی‌چارگیه ما رو همه دیدن و گفتن باید برسه اون‌که دوای همه درداست درد اینه که نیستی، بی‌زارم از این درد من سر به بیابان، می‌ذارم از این درد دردت منو کشته، دردت به سرم آقا نکنه، من دردسرم؟ من حقمه که، لایق نشدم من حقمه چون، عاشق نشدم
از خود فرار کردم و لا یُمکن‌الفِرار امشب دوباره آمده‌ام بر سر قرار رسوای خویش گشتم و غرق خجالتم من آمدم - ولی تو به روی خودت نیار من در میان راه زمین خورده‌ام بیا از بس که بار آمده بر روی دوش، بار آنقدر در حجاب خودم غوطه می‌خورم حتی تو را ندیده‌ام این گوشه و کنار امشب که گریه‌های تو باران گرفته است از چشم خشکسال منم قطره‌ای ببار اصلاً وکیل ما تو و ما هیچ کاره ایم ما خویش را به دست تو کردیم وا گذار در انتظار آمدنم ایستاده‌ای شاید به این امید که می آیمت به کار امشب برای این که بیایی به پیش ما انگشت روی روضه‌ی دلخواه خود گذار امشب مرا به خانه‌ی مادر ببر که باز آنجا نشسته چشم کبودش به انتظار ما را ببر که گریه بریزیم پشت در مانند بچه‌های عزادار و بی قرار www.kheyme.net
بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است، بال و پر دارد بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب که روزگار، بسی فتنه زیر سر دارد تو در هجوم حوادث، صبور باش، صبور که صبر، میوۀ شیرین‌تر از ظفر دارد در آستان ولا، جای ناامیدی نیست بهشتِ پاک اجابت هزار در دارد دلِ شکسته بیاور، که با شکسته‌دلان نسیم مهر خدا، لطف بیشتر دارد بخوان دعای فرج را که صبح، نزدیک است که شام خسته‌دلان مژدۀ سحر دارد صفا بده دل و جان را به شوقِ روزِ وصال مسافر دل ما، نیّت سفر دارد زمین چو پُر شود از عدل، آسمان‌ها را_ شمیم غنچۀ نرگس، ز جای بردارد بخوان دعای فرج را، زِ پشت پردۀ اشک که یار، چشم عنایت به چشمِ تَر دارد دهند مژده به ما از کنار خیمۀ سبز که آخرین گل سرخ از شما خبر دارد مراقبت بکن از دل، که یوسف زهرا زِ پشت پردۀ غیبت به ما نظر دارد برآر دست دعایی، که دست مهر خدا حجاب غیبت از آن ماه‌روی بردارد غروب و دامنۀ نور آفتاب و «شفق» بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد ✍استاد 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e