eitaa logo
شعر و مرثیه
27 دنبال‌کننده
7 عکس
51 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بر شاه تشنه نیزه و شمشیرها زدند چون ماجرای کوچه به او بی هوا زدند آنانکه در مدینه نبودند آمدند مُحکم به روی پهلوی او ضرب پا زدند سر دستهء اراذل کوفه اشاره کرد یکباره با اشاره ء آن بی حیا زدند تشویق می شدند کسانی که میزدند او را میان هلهله با مرحبا زدند بودند نان خور پدر و جدّ او ولی این صید را طایفه ای آشنا زدند جز سنگ و تیر و نیزه و تیغ این درنده ها با هرزه گی به معرکه با ناسزا زدند در پیش چشم خواهر او بین قتلگاه بر جای جای پیکر او هر کجا زدند عبّاس تا که بود که جرأت نداشتند شه را جدا زچشم یلِ با وفا زدند با پا به روی سینهء زخمش پریده و با قهقهه چقدر به او بی اِبا زدند بازی شان گرفت که تا خنده ای کنند با پنجه بر محاسن خون خدا زدند تا ضربهء دوازدهم هِی ادامه داد بی وقفه ضربه تا که سرش شد جدا زدند بر روی خاک با شکم افتاده بود چون دیوانه وار گَردن او از قفا زدند زینب رسیده بود که خاکی بسر کند با پشت دست خواهر او را چرا زدند ! یک عدّه پیرمردِ سیه دل رسیده و با نیّت ثواب به او با عصا زدند ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
حالِ دلِ ما زیرِ پرچم رو به راه است عمریست گرچه رویمان آقا سیاه است تغییر ده احوالِ ما را یابن زهرا.. اوضاعِ این نوکر فقط گیرِ نگاه است با روضه هایت زنده ام اصلاً حسین جان این روضه ها از بهرِ من چون قبله گاه است ای وای اگر سستی کنم‌بینِ مجالس.. در خواستم از محضرِ تو اشک و آه است (حُرّ ِ پشیمانی حسابم کن که مستم) (دل را سرِ پرچم سیاهِ توست بستم) راهم بده خیلی پریشانم حسین جان عیسای من!لطفی که بی جانم حسین جان لطفت شود گر شاملِ حالم ..چه غصّه لطفت رسیده مثلِ بارانم حسین جان در مجلست شرکت نمودم بی تکلّف.. پیوسته من دنبالِ احسانم حسین جان عادت شده در هر شرایط هر مصیبت در زیرِ لب نامِ تو می خوانم حسین جان (کرببلایی کن مرا با یک براتی) (الحق که آقاجان تو کشتی نجاتی) حالا که اینجا آمدم از در نرانی تنها تو بودی دادی ام نام و نشانی حالا که اینجا آمدم حالم عوض کن هم‌ میهمانم آخرش تو میزبانی غصّه نخوردم ذرّه ای بر خرجی خود مولا تویی و می دهی هم آب و نانی در پای مقتل های عمرم به سر شد شد حاصلِ اش موی سپید و قد کمانی (من هرچه دارم را به تو مدیونم آقا) (در روضه های تو چنان مجنونم آقا) ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
خورد در عالم ذر تا نظر ما به حسین سجده کردیم که شد گرم سر ما به حسین فاطمه دست کشیدست به چشم تر ما گره خوردست اگر چشم تر ما به حسین یک شب آمد پی ما گفت شما مال منید! دیگر افتاد از آن شب‌ گذر ما به حسین دل ما وادی امنش شده، فاخلع نعلیک! بخدا سوخته مردم جگر ما به حسین صد برابر شده این وسع کم ما به حسن سود خالص شده حتی ضرر ما به حسین چهارده قبله خدا خلق نموده اما.. انس دارد نفس بیشتر ما به حسین پدری کرده برای همه نوکرهایش بدهی داشت از اول پدر ما به حسین گریه کردیم و جراحات تنش بهتر شد جلوه کردست در عالم هنر ما به حسین درحسینیه همه زائر ارباب شدیم وصل شد تا که دل یک نفر ما به حسین کاش در موقع تلقین گدا سر برسد آن زمانیکه رسیده خبر ما به حسین اربعین باز میایم حرم ان شالله منتهی میشود آخر سفر ما به حسین ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
حُرمت گذاشت هر که به زهرا(س) بزرگ شد اندازهء تمام دو دنیا بزرگ شد در وادی حسین(ع) هرآنکه قدم گذاشت قطره ولی به وسعت دریا بزرگ شد مجنون خلوص داشت اگر ماندگار ماند مجنون بزرگ شد که لیلا بزرگ شد اینجا ادب مسیر رسیدن به قُلّه هاست سَر خَم نمود حضرت حُر تا بزرگ شد او سجده کرد و قبلهء خود را عوض نمود تیره نماند و چون شب یلدا بزرگ شد آغوش وا نمود و پذیرفت توبه را در پیش خلق بیشتر آقا بزرگ شد حُرّ پیر وادی همهء اهل توبه است بر اهل توبه مُرشد و بابا بزرگ شد آزاده بود و رفت و به آزاده ها رسید با یک نگاهِ بهتر از امضا بزرگ شد ترسید اگر چه اهل حرم از اُبُهتش کوچک شد و به اذن مسیحا بزرگ شد امّا نبود تا که ببیند که کربلا داغش برای زینب کبری بزرگ شد گر چه سرش شکست ولی سر جُدا نشد نیزه فرو که رفت گلوها بزرگ شد در بین آن همه سرِ بر نیزه روضهء نیزه به گوش رفتن سقّا بزرگ شد ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
ای داغدار ساقی عطشان...نیامدی سوز دعای خضر و سلیمان ...نیامدی یکسال هم گذشت امام غریب من دل بی قرار از غم هجران...نیامدی حافظ که گفت؛ یوسف گم گشته می رسد ...! نگذشتی از حوالی کنعان...!نیامدی تنها بهانه ی دلِ تنگ و شکسته ی این جمعه های بی سر و سامان...نیامدی ما بی وفا شدیم و دلت را شکسته ایم بشکسته ایم عهد و پیمان ...نیامدی ! خنجر برید لاله به لاله سر از قفا سرها به روی نیزه پریشان ...نیامدی این روز ها کوچه پریشان شد از غمِ یاسی شکسته و درِ سوزان ...نیامدی شبگرد کوچه...شال عزا روی دوشتان ای روضه خوان کوثر قرآن ...نیامدی کشتی بساز نوحِ زمان و قیام کن ما دل سپرده ایم به طوفان ...نیامدی پیراهنت به دست کدامین نسیم ماند حسرت نشین شدند غریبان ...نیامدی این خشکسالی از غم و اندوه مهدی است ای لحظه تبسم باران نیامدی
غصه وغم، اشک وماتم رابه من دادی حسین بهترین های دوعالم را به من دادی حسین یازده ماه است کارم را معطل کرده ام خوب شد ماه محرم را به من دادی حسین هرزمان دم  میدهم یعنی زتو دم میزنم نیستم عیسی ولی دم  را به من دادی حسین خانه زاد کربلایم  خانه ات اباد باد خانه ام آباد شد غم را به من دادی حسین پیش ختم الانبیا و پیش ختم الاوصیا همنشینی دوخاتم را به من دادی حسین من محرم تامحرم فطرس این خانه ام بال من افتاد بالم  را به من دادی حسین من حسینیه شدم رخت سیاهم پرچمت ای به قربانت که پرچم را به من دادی حسین کار باباران ندارم  گریه هایم رانگیر بهتراز باران زمزم را به من دادی حسین ریزه خواران محرم سفره دارعالمند سفره های چند حاتم را به من دادی حسین من کنار سفره های روضه ات ادم شدم توبه مقبول آدم را به من دادی حسین @marsieha
آقا سلام ماه محرم شروع شد بازاین چه شورش است وچه ماتم شروع شد آقا سلام کاسه اشکی به من دهید ماه گدایی من و چشمم شروع شد آقا سلام نیت گریه نموده ایم شیرین ترین عبادت ما هم شروع شد یادم نرفته است نگاه شما به ما از گریه های ماه محرم شروع شد @marsieha
بگو حسین کجایی؟بگو چه کار کنم؟ برای اینکه نیایی ؛بگو چکار کنم؟ به هر دری زدم اما نشد پیام دهم به دستِ بسته از اینجا به تو سلام دهم تمام شب سر بازار راه رفتم من غریب و بی کس و بی یار راه رفتم من @hosenih اگر که نامه نوشتم« بیا» حلالم کن نشد پیام رسانم ؛نیا... حلالم کن قسم به حولهٔ احرام تو امیرِ حرم تمام شهر به یکباره ریختند سرم دعا کنم که نگاه از دیارشان بٍبُری خدا نیاورد آن لحظه را زمین بخوری همینکه زانوی من زیر ِ ضربه خورد زمین تمام ِ کوفه سرم ریخت از یسار و یمین به دور بازوی من ریسمان که پیچیدند شبیه شهر مدینه بلند خندیدند خدا رو شکر که طوعه میان ِ خانه نشست ولی غرور عمویم میان کوچه شکست بگو به خواهر خود کوفه با مدینه یکیست اگر اسیر شوی چادر توهم خاکیست بگو که نیزهٔ کوفی شبیه مسمار است مسیر قافله آخر به سوی بازار است ز چشم ِ بی ادب ِ کوفیان خبرداری؟ خداکند که تو چادر اضافه برداری مسیر قافله را از عراق برگردان خداکند نشوی بین کوفه سرگردان سرم شکسته فدای سرت فقط برگرد قسم به بی کسی مادرت فقط برگرد @hosenih خداکند که صدایم به کاروان برسد وگرنه زیور زنها به ساربان برسد خبر رسید اگر مسلمت زدنیا رفت حمیده را بغلش کن بگو که بابا رفت بجای من پدری کن برای دخترمن خداکند که نبیند به نیزه ها سرمن © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
📋محرمم شد شروع به اسم رب الحسن با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ محرمم شد شروع / به اسم ربُ الحسن و باکیأ لِلْحسین / عزای خون خداست مبداء ما هیئت و / مقصود ما نوکری مقصد ما اربعین / بعد نجف کربلاست یه عالمه گریه کن ، یه عالمه سینه زن تحت لوای حسین ، دوباره دور همن یه دونه گریه کنم ، نداره آقام حسن میشه بقیع پر از طبل و کُتَل حسن خود حسن میگه فَابکِ عَلَی الحسین مادر تو میگه فَابکِ عَلَی الحسن خود حسن میگه فَابکِ عَلَی الحسین " شهید بی کفن، حسین حسین حسین شهید بی حرم، حسن حسن حسن " @majmaozakerine بعد یه سال انتظار / محرم از راه رسید ما اومدیم تا خودی / بدیم به زهرا نشون سینه زنی پای ما / گریه ها با مادره سخته به سینه زدن / با سینه‌ی غرق خون زخمی سینه‌ش هنوز ، بگو به سینه ت نزن ما که نمردیم آقا ، ماها میشیم سینه زن فداییان حسین ، همه مرید حسن نوحه‌ی مادرت فَابکِ عَلَی الحسن خود حسن میگه فَابکِ عَلَی الحسین میخونه خواهرت فَابکِ عَلَی الحسن خود حسن میگه فَابکِ عَلَی الحسین " شهید بی کفن، حسین حسین حسین شهید بی حرم، حسن حسن حسن " قسم به جون و وهب ، جُناده عابس زهیر قسم به خون حبیب ، جوونی ما فدات شهید کرببلا ، غریب دور از وطن آخر سر میکُشه ، نوکرتو روضه ها میزدنت با عصا ، جلو چشِ مادرت سرتو دیدن روو نی ، دخترتو خواهرت ماها رو پیر کرد آقا ، داغ علی اکبرت گریه ملائکه به ماتمت کردن برای دِرهمی چه دَرهمت کردن پیِ تو زینبت می‌گشت توی گودال به زیر سم اسب چه مُبهمت کردن " شهید بی کفن، حسین حسین حسین شهید بی حرم، حسن حسن حسن " * ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ @majmaozakerine
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ شکر خدا دیدم دوباره پرچمت را شکر خدا دیدم سیاهی غمت را دیدم دوباره روضه های ماتمت را دیدم دوباره نوحه و شور و دمت را باور نمی کردم محرم را ببینم بر سر در این خانه پرچم را ببینم ما را همین شور عزایت زنده کرده ما را نوای نینوایت زنده کرده ما را هوای روضه هایت زنده کرده ما را نسیم کربلایت زنده کرده ما در میان روضه ی تو قد کشیدیم از لطف تو امروز به اینجا رسیدیم @hosenih امسال اگر که باز هم این روضه بر پاست ما که یقین داریم از الطاف زهراست بی بی دعایش تا ابد پشت سر ماست زهرا نگه دار تمام سینه زن هاست دست شکسته اسم ما را هم نوشته خوب و بد ما را همه با هم نوشته یادم نخواهد رفت لطف مادرت را او لطف کرده راه داده نوکرت را او جمع کرده خادمان محضرت را پس گرم کرده او تنور منبرت را از سوزِ آهش قلب این عالم گرفته ذکر بُنی یا بُنی دم گرفته هم ماهی دریا برایت گریه کرده هم مادرت زهرا برایت گریه کرده هم زینب کبری برایت گریه کرده دنیا و ما فیها برایت گریه کرده جان عزیزت اشک را از ما نگیری این اشک را از چشم نوکرها نگیری @hosenih اسمت دلیل گریه های بی امانم ای که مرا خواندی بده راهی نشانم در روضه ات دنبال یک خط امانم ای کاش قدر روضه هایت را بدانم با روضه ات آرام می گیرم همیشه شکر خدا با روضه درگیرم همیشه من آمدم امشب بسوزم پا به پایت تا چند خطی روضه بنْویسم برایت روضه بخوانم از تن در خون رهایت یادی کنم از ماجرای بوریایت خورشید بودی بر نوک نی ها نشستی ای جان زینب، پشت زینب را شکستی ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
4_6010503209708160423.mp3
14.54M
📋 بهار عاشقیمونه محرم / (ع) با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اگه سرده اگه تاریکه دنیا نمی ترسیم آخه مهتاب داریم خدارو شکر بی صاحب نموندیم خدارو شکر که ارباب داریم درسته نوکر خوبی نبودیم ولی خوب جایی نوکر بودیم ای دل! صدامون می زده ارباب هرروز یه روزایی ولی کر بودیم ای دل!! یه ساله از سر دلتنگی و درد شبامون توی بزم روضه سر شد خدارو شکر امسالم نمردیم محرم شد چشامون باز، تر شد بهار عاشقیمونه محرم بهار اشک و فصل روضه خونی با این سینه زدن دل پاک میشه بهاره، موقع خونه تکونی دوباره پرچم مشکی خریدیم دلامون روشنه با این سیاهی با این پیراهن و این شال مشکی سیاهی لشکرت باشیم الهی @majmaozakerine رفیقا قدر امشب رو بدونید شاید فردا شبو دیگه نبینیم شاید این آخرین ساله که داریم کنار هم توی روضه میشینیم رفیقامونو حتما یادتونه رفیقایی که باهم گریه کردیم کی میدونه؟ شاید هم مثل اونا ما سال دیگه زیر خاک سردیم میون این همه غوغای دنیا قرار ما تو های و هوی روضه ست شهیدا اینو فهموندن به ما که تو عالم هرچی خیره توی روضه ست دلی که توی روضه سوخت، پاکه دلی که پاک شد جای حسینه چی میشه وقت جون دادن ببینیم سر ماهم روی پای حسینه سری که پر شد از عشق یه بی سر اگه روو پیکرش باشه عجیبه سر مسلم سر دارالاماره ست اینم دردسرِ عشق حبیبه دل مسلم پر از عشق حسینه که واسه کشتنش دعوای نیزه ست سر عاشق روی دروازه ی شهر سر معشوق هم بالای نیزه ست ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ @majmaozaker
4_6010503209708160422.mp3
27.87M
با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ @majmaozakerine آنکه در عالم ذر، روزی ما را غم داد غم و شادی جهان را به خدا توأم داد اول ماه حسین است خدایا شکرت باز امسال محلی به منِ بد هم داد آی مردم همه دعوت به محرم شده‎اید بار عامی ست که ارباب به این عالم داد هر کسی را به طریقی سوی کشتی آورد به یکی دیگ غذا و به یکی پرچم داد مشتری ذات خدا بود، فروشنده حسین جمع ما را به خدا داد، ولی دَرهم داد ما خودیهای حسینیم نشانش این است که به ما آب فرات و به همه زمزم داد به خدا ما که ندیدیم بگوید احدی حاجتم را ز حسین خواستم اما کم داد صد برابر ز خود فاطمه پس می‌گیرد آنکه در بزم عزا آمد و یک دِرهم داد از حسن اذن گرفتم که حسینی شده‎ام از بقیع آمدم و کرب و بلا را هم داد یا رب این مرد چه مردی‎ست نمی‎فهمم من که به دشمن ته گودالِ بلا خاتم داد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ @majmaozakerine