eitaa logo
شعر و مرثیه
27 دنبال‌کننده
7 عکس
51 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
خوب کردی که سرِ سفره نمک هم داری چون که زخم دلم امشب به نمک داشت نیاز همسر من که زمین از نفسش بر پا بود به مناجات شبش حور و ملک داشت نیاز با خودش بود و به کار احدی کار نداشت مهربان بود و به سوداش ، فلک داشت نیاز خلق شد عالم هستی به وجود زهرا به دعاهاش ، سما تا به سمک داشت نیاز پشت در رفت حمایت کند از من ورنه یک چنین فاطمه ای کِی به فدک داشت نیاز یک زن و کودکِ بی تاب ، میان کوچه کِی به بی حرمتی و فحش و کتک داشت نیاز جای حیدر کمک از فضه گرفت و بر خاست پشت در سقط جنین شد به کمک داشت نیاز با نسیمی رُخِ گلبرگِ گُلم لَک می شد تو بگو برگ گل یاس به چَک داشت نیاز ؟؟!! ** .. حرمله ...! تا ز عطش جان ندهد طفل رباب چند قطره فقط از آب خنک داشت نیاز 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
زبان_حال_امیرالمومنین جاى ناله زدن آماده کنيد تابوتى برا من آماده كنيد فاطمه منتظره بايد برم زود بريد يک کفن آماده كنيد هنو يادمه نفس نفس ميزد همه رو از دور خونه پس ميزد يادمه شبا تا صبح از زور درد بالش و به ميلۀ قفس ميزد @hosenih يادمه که شالم و گرفته بود راه اشک و نالم و گرفته بود يادمه بال خودش شکسته بود ولى زير بالم و گرفته بود يادمه به هيچ کسى امون نداد زخماش و حتا به من نشون نداد همه زندگيم و مديونشم جونم و تا نخريد جون نداد هنو يادمه حرم آتيش گرفت همه چى در نظرم آتيش گرفت در خونه رو یه بار آتيش زدند ولى صد بار جگرم آتيش گرفت يادمه داشتم ميفتادم.... نزاشت حتى تو دلم یه ذره غم نزاشت روبه قبله شد که روبرا شدم فاطمه هيچى برا من کم نزاشت حالا اون که دس به ديواره منم اونکه درد داره و بيداره منم دستم از خجالتش درنيومد اين وسط اونکه بدهکاره منم @hosenih هيچ جا اشکم اين چنين در نيومد کارى از دست کسى برنيومد صداى ناله ش و آخر درآورد ميخ در همين جورى درنيومد کاشکى پشت در من و صدا ميکرد در خونه رو نسوخته وا ميکرد كاشكي قبل از اونکه قنفذ برسه دستش و از شال من جدا ميکرد © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
شکر خدا که حبِّ علی در وجود ماست دربارهء علی همه گفت و شنود ماست ما با علی سلوکِ الی الله می کنیم اصلاً علی علیست که سِیرصعود ماست ذکرش عبادت است بسانِ نمازِ فرض حیدر ، اذان ، اقامه ، تشهد ،سجود ماست حصن حصین ماست ، امان و امین ماست رمز قیام ماست دلیل قعود ماست حب علی جواز صراط است روز حشر محشر نهایتاً همه جایش به سود ماست هر کس دلش به عشق کسی وصله می خورد این عشق حیدر است که در تار و پود ماست 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7 محشر قیامتی است جلوی درِ بهشت این یا علی علیست که رمز ورود ماست نام امیر را همه جا ، جار می زنیم شاه نجف تمامیِ بود و نبود ماست 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
شهر را تا خبر لطف کریمان برداشت همه ی میکده را دیده ی گریان برداشت گریه کردیم و خدا بر سر ما دست کشید باری از شانه هر عبد پریشان برداشت تا که گفتیم ببخشید دلش زود شکست نام مارا خودش از دفتر خسران برداشت غصه خوردیم ولی غصه و غم هارا برد گفت باید که غم از سینه ی مهمان برداشت پارسال آمده بودم که دگر توبه کنم باغ اعمال مرا آتش شیطان برداشت بعد یک عمر به این خانه پناه آوردیم گرد و خاک از تن ما با لب خندان برداشت کار ما خورد به یک مانع بسیار بزرگ تا که یک مرتبه گفتیم علی جان!برداشت دست در دست یداللهی مولا دادیم پای ما را علی از خار مغیلان برداشت دست خط علی امروز به تقدیر من است سختی راه ازین بنده ی حیران برداشت من شب قدر فقط کرببلا میخواهم باید از کرببلا توشه فراوان برداشت من حسینی شده ام چون که خودش خواسته است کام مارا پدر از تربت جانان برداشت * موقع ذبح سرش در بغل زهرا بود شمر سر را به غضب از روی دامان برداشت دوسه روزی بدنش روی زمین ماند ولی دشت را بوی خوش آن تن عریان برداشت © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
خواب بودم، در میانِ خواب دستم را گرفت وقت غفلت "حضرت توّاب" دستم را گرفت قبلِ توبه‌کردنم دل را به سوی خود کشید من نگفتم که مرا دریاب، دستم را گرفت! @hosenih سر به زیر و دل‌شکسته، از همه رانده شدم دید تنهایم خودش بی‌تاب دستم را گرفت روز... نه... می‌خواست شرمنده نباشم پیش خلق صبر کرد و در شبِ مهتاب دستم را گرفت معصیت کردم... قساوت در دلم آمد ولی اشک، این سرمایه‌ی نایاب دستم را گرفت وقتِ معصیت عبایش را به دورِ من گرفت آبرویم را خرید ارباب... دستم را گرفت گفتنِ یک بار ذکر دلربای "یاحسین" بیشتر از سجده در محراب دستم را گرفت @hosenih تشنه بودم، با لب تشنه به سویم آمد و... ...قبل از آنی که بگویم آب دستم را گرفت روضه‌خوان بالای منبر از سر بر نیزه خواند روضه‌ی خورشید عالم‌تاب دستم را گرفت © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
غصه دارم که چرا سوز دعا نیست مرا رمضان آمده و حال بکا نیست مرا @hosenih روزگاری به هوای همه کس بال زدم پر پرواز به درگاه شما نیست مرا معصیت عادت من گشته و حالم خوش نیست لذتی در سحر نافله ها نیست مرا من از این تیرگی باطن خود دلگیرم روشنی بخش دل و دیده چرا نیست مرا؟ دست من خالی و هر بار تظاهر کردم کوله باری به جز از کبر و ریا نیست مرا چه کنم تا که جوابم نکنی یا الله بارالها به گمانم که بنا نیست مرا... به حسین تو قسم قافیه را باخته ام اقتدایی به طریق شهدا نیست مرا @hosenih روزی ام کن سحری گوشه ی بین الحرمین هوسی جز سفر کرببلا نیست مرا © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
باز وقت مستی چشمانِ بیدار من است باز این شب ‎ها خدا مشتاق دیدار من است طعنه ‎ها خوردم ولی تا آمدم فریاد زد ای ملائک این همان عبد گنهکار من است عمر من طی شد دگر یک تن خریدارم نشد ای بنازم رحمتش را او خریدار من است یک الهی گفتم و یک عمر تحویلم گرفت این هزاران بار غفران ، جای یک بار من است ربّ شهر الله اکبر ، عبد عاصی آمده سائل این آستان قلب گرفتار من است اول ماهی بخر بار مرا ای خوش حساب خوب یا بد هر چه باشد جنس بازار من است با دعای فاطمه اینجا رسیدم بی گمان روز محشر هم شود ، زهرا پی کار من است به ” علی ” گرم است پشتم یا علی و یا عظیم هر شب جمعه حسین است که نگهدار من است تشنگی روزه را با روضه توام می ‎کنم شاهد این سوختن چشمان خون بار من است جان فدای آن سری که پیش زینب ذبح شد تشنه و زخمی و سخت و نامرتب ذبح شد
اَبرم و شب به شب از هجر رُخت می بارم من به امید نگاهی ست اگر بیدارم بپذیری! نپذیری! کرمت را عشق است  نه پی حاجتم آقا، نه پیِ دینارم @hosenih دیده گر یار نبیند به چه دردی بخورد؟! کور ماندم به امیدِ سحر دیدارم بدی از من! بدی از من ! بدی از من بوده... تویی و این همه خوبی، منم و اِقرارم به زبان عاشقمو، وقت عمل غافل تو به زبان نوکرمو، وقت عمل سربارم تو چرا فکر منی؟! فکر منِ نالایق؟! من که سرگرمِ خودم بودم و فکر کارم روزه اش را تو گرفتی و به من مُزد رسید زحمتش را تو کشیدی که تقرب دارم یابن حیدر! بطلب یک سحر ایوان نجف دل من لک زده بَهر پدر کَرّارم یک سحر صحن ابالفضل، غروبش گودال کربلا خواسته ام در سحر و افطارم گریه کردن ز شما! مرثیه خوانی از من.. خون زِ چشمان تو می‌بارد و خون می‌بارم ** شمر آماده شد و جَد تو چشمش وا شد گفت یارب منم و زخم تن بسیارم! @hosenih  سر من را بِبُرد یا نَبُرد حرفی نیست من پریشانِ عبورِ حرم از بازارم.. بوی زهرا ته گودالِ بلا پیچیده خنجر آمد به زبان گفت من آن مسمارم © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
آنانکه عابدند به وقت اذان خوشند آنانکه زاهدند به یک تکّه نان خوشند از هر دو تا نگار یکی ناز می کند عُشّاق روزگار یکی در میان خوشند نانی که می پزند به همسایه میرسد این خانواده با خوشیِ دیگران خوشند این سفره دارها که شدم میهمانشان بعد ازبیا، بروست، ولی با بمان خوشند ما می خوریم و اهل کَرَم شُکر میکنند با این حساب بیشتر از میهمان خوشند جانی بگیر و در عوضش هیچ هم نده عُشّاق با معامله های گران خوشند با اخم خویش راه فرار مرا ببند صیاد اگر علیست همه با کَمان خوشند 👇👇👇👇👇👇👇 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ای التماس و خواهشِ بالا، دوازده! ظهرِ اذانِ عقربه یِ ما، دوازده! من حَقّم است هَشت گرفتم، چرا كه من يك جُمله هم نساخته ام با دوازده با چند نمره باشد اگر رَد نمی شوم؟ يك، دو، سه، هفت، هشت، نَه آقا دوازده بی تو تمام اهلِ قيامت رُفوزه اند ای نمره یِ قبولیِ دنيا، دوازده! ثانيه هایِ كُند، توسل می آورند يا صاحب الزمان خدا ! يا دوازده حالا كه ساعتِ تو وُ چشم خدا يكی ست آقا چِقَدر مانده زمان تا دوازده! امروز اگر نشد، ولی يك روز مي شود ساعت به وقتِ شرعیِ زهرا، دوازده 👇👇👇👇👇👇👇 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
# با دیده‌ی تَر خُدا خُدا باید کرد پیوسته‌تو را؛تو را صدا باید کرد وقتی‌تو به‌فکرِشیعه در هر حالی در حقّ‌ِ تو هر نفس دعا باید کرد .... در غُربت اسیرم؛آشنا می‌خواهم ای‌یاد تو مونسم‌ تورا می‌خواهم ای نامه‌ی نانوشته‌ام را خوانده من‌هم شب‌ِقدر کربلا می‌خواهم ..... حاشا که‌ ز لُطف نا امیدم بکنید من منتظرم که رو سپیدم بکنید سوگند به آخرین نفسهای حُسین در حال مناجات شهیدم بکنید ..... ای‌کاش‌که‌صاحب‌الزْمان برگردد آن‌ پیر به هیبت جوان‌ برگردد یا‌رب سببی ساز که آن بدر تمام تا نیمه‌ی شَهرُالرّمضان برگردد ....... دارم همه دم روی تمنّا به‌حسین محتاج‌ترم از همه ؛ امّا به‌حسین نزدیک‌ترین جواب را می‌شنوم از دور سلام می‌کنم‌تا به حسین 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
چه اضطراب و چه باکى ز آفتاب قیامت که زیر سایه ی این خیمه کرده ایم اقامت شفیع گریه کنانش ائمه اند یکایک به این دلیل که جمع است در حسین امامت کسى که آه ندارد چه سود آه خجالت کسى که اشک ندارد چه سود اشک ندامت چه نعمتی است نشستن میان مجلس روضه که جبرییل در آنجا فکنده رحل اقامت کسى که بار علم را به شانه اش نکشیده ست بعید نیست بمیرد به زیر بار ملامت کسى که در پى کار حسین نیست ، محال است که پشت سر بگذارد صراط را به سلامت کسی که اسم حسین را شنید و اشک نبارید ز دوستی چه نشانی ز شیعگی چه علامت کسی که در کفنش تربت حسین نباشد چه خاک بر سر خود می کند به روز قیامت کسی که قبر حسین را ندید و رفت ز دنیا به نزد فاطمه ریزد ز دیده اشک ندامت به روز حشر که جمله فقیر و کاسه به دستند خدا به زائر تو می دهد مقام زعامت غبار خاک عزاى تو را که بر سر ما شد برابرش نکنم با هزار تاج کرامت چه نا به جاست به وصف شهادت تو شهادت چه نارواست به وصف شهامت تو شهامت پس از قیامت عظمای تو به دشت غریبی خدا قیامت خود را سند زده ست به نامت 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7