#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
از تشنگی و زخم به جسمش توان نبود
دورش به غیرِ لشگر آوازه خوان نبود
از پشتِ سر به پشت سرش سنگ میزدند
حتی برای ثانیه ای در امان نبود
@hosenih
هربار گفت "واعطشا" سنگ و نیزه خورد
این رسم میزبانیِّ از میهمان نبود
تنگی جا و یک بدن و کوهی از سالح
جایی برای آمدن دیگران نبود
دردِ هزار و نهصد پنجاه زخم تیغ
مانند درد زخم زبان سنان نبود
افتاده بود زیر قدم های یک سپاه
مردی که لایق قدمش آسمان نبود
ای داد از مصیبت انگشتری که داد
ای کاش سیدالشهدا مهربان نبود
با یک لباس کهنه سوی قتلگاه رفت
اما غروب بر تن پاکش همان نبود
@hosenih
شاهی که سایه اش به سر کائنات بود
روی تن بدون سرش سایبان نبود
کنج تنور کوفه سرش بوی نان گرفت
در شام، بوی نانِ سرش بود و نان نبود
شعر از گروه #یا_مظلوم
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
پایین قتلگاه اگر شمر آب خورد
بالای قتلگاه سنان هم شراب خورد
بودند دیو و دد همه سیراب و یک غریب
از فرط تشنگی چقدر پیچ و تاب خورد
@hosenih
آبی نخورد بر لب خشکش چهار روز
اما سه روز بر بدنش آفتاب خورد
گرچه به جان حنجرش افتاد خنجری
قتلش ولی ز قتل علی اکبر آب خورد
تکیه به نیزه ای زد و هل من معین که گفت
یک سنگ بی هوا به سرش در جواب خورد
بیرون کشید از کمر خود سه شعبه را
از بس به روی سینه ی او با شتاب خورد
اسلام را شیوخ مسلمان نما زدند
از پیر ها عصا سرِ کسب ثواب خورد
@hosenih
غیر از هزار و نه صد و پنجاه زخم تیغ
زخم زبان ز کوفی خانه خراب خورد
خون گریه کرد بر سر نیزه سر حسین
هر جا که سنگ بر سر و روی رباب خورد
شعر از گروه #یا_مظلوم
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
هیچ کس ازروی جسمش نیزه ها رابر نداشت
دور تا دورش نگاه انداخت ، یک یاور نداشت
خواهرش در آن شلوغی ها چطور آمد ندید
خواست برخیزد ز جا ، اما رَمَق دیگر نداشت
@hosenih
گرچه او را قبل گودال از نفس انداختند
شاه جانی در تنش بعد از علی اکبر نداشت
مادرش با چادرش او را در آغوشش گرفت
تا تنش عریان نماند چاره ای دیگر نداشت
روی نیزه هم نگاهش از حرم غافل نشد
آنچه را می دید با چشمان خود باور نداشت
خواهرش تا دید سر تا پا به غارت رفته گفت:
کاش دست کم عزیزم دستت انگشتر نداشت
پادشاهان تاجدارند، ای بمیرم شاه ما
تاج بر سر داشت؟ نه، حتی به پیکر سر نداشت
@hosenih
بر زمین خدالتریب افتاد جانِ بوتراب
لااقل ای کاش قاتل کینه ازخیبرنداشت
تا شنیدم از اسارت آرزو کردم به دل
کاش ،شاه کربلا در کربلا دختر نداشت...
شعر از گروه #العتبه
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_شهادت
دم زد از حق و ناروا کشتند
از وفا گفت و از جفا کشتند
دعوت از کوفه بود و مهمان را
قبل کوفه به نینوا کشتند
@hosenih
هرکس آمد پی نصیحت شان
یا به سنگش زدند یا کشتند
خنجر از پشت خوردنش درد است
طبق تاریخ از قفا کشتند
آه از ازدحام رعیت ها
شاه را زیر دست و پا کشتند
با وضو، بلکه قربة لله
تا که راضی شود خدا کشتند
هرکسی هرچه کرد گفت آن روز
مزد می خواست، با ریا کشتند
گاه با تیر و نیزه و شمشیر
گاه با طعن و ناسزا کشتند
حوصله خرج شد برای علی
اکبرش را هجا هجا کشتند
داغ عباس کار خود را کرد
کودکش را دگر چرا کشتند؟
@hosenih
از سر ظهر تا غروب آن روز
ذره ذره حسین را کشتند
علقمه…پشت خیمه…در گودال
پس نه یک بار، بارها کشتند
شاعر: #سیدجعفر_حیدری
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_علی_اکبر_ع_شهادت
نگاهت کردم اما درهمی تو
میان لخته خونها مبهمی تو
تورا قطعه به قطعه چیدم اما
چرا هرجور میچینم کمی تو
سرت را ابن ملجم ها شکستند
و پهلوی تو را با پا شکستند
جوانم مرد و پیشم کل کشیدند
سر پیری غرورم را شکستند
مشو راضی که با خجلت بگردم
دراین صحرا به صد زحمت بگردم
زمان بردنت دلشوره دارم
نیوفتی از عبا دورت بگردم
کنارت عمر من سرآمد اکبر
ز خیمه عمه مضطر آمد اکبر
ز جا برخیز تا برخیزم از جا
دوباره حرف معجر آمد اکبر
شاعر: #سیدپوریا_هاشمی
@dobeity_robaey
#حضرت_اباالفضل_علیه_السلام
تا روزِ مَحشر پَرچَمَت بالاست عبّاس
مَدیونِ کامِ خُشکِ تو دریاست عبّاس
.
گرچه به ظاهر مادَرت اُمُّ البَنین اَست
امّا به باطِن مادَرت زَهراست عبّاس
.
پُشت و پَناهِ اَهلِبِیتی یا اَبَاالفَضل
دِلگرمِ نامَت زِینبِ کُبراست عبّاس
.
یک رُکنِ عاشورا اَگَر نامِ حُسین اَست
نامِ تو هَم یِک رُکنِ عاشوراست عبّاس
.
بر اَرمنی ها هَم کِراماتَت رِسیده
لُطف و کَریمیِ تو یِک دُنیاست عبّاس
.
بابُ الحَوائج، مَنسَبی شایِسته ی توست
مَحشَر دَخیلَت دَستهای ماست عبّاس
.
شَرمنده ی لَبهای تو، آبِ فُرات اَست
کی مِثلِ تو هَم تِشنه! هم سَقّاست؟ عبّاس!
.
اَهلِ حَرَم دَر اِنتظارِ تو نِشَستَند
دیدَند که دَر عَلقَمه غوغاست عبّاس
.
دیدَند که با قَدِّ خَم بَرگَشته مولا
داغِ غَمِ تو از رُخَش گویاست عبّاس
.
آمَد حُسِین و خِیمه اَت را واژِگون کَرد
یَعنی که اُفتاده دِگَر اَز پاست عبّاس
.
گُفتا؛ اَز این پَس مَن عَلمداری نَدارم
بی تو حُسِینِ فاطِمه تَنهاست، عبّاس
.
گُفتا به زِینب؛ زیوَر از دَستَت دَرآوَر
شامِ غَریبان بی تو واوِیلاست عبّاس
.
شِش ماهه، لَب تِشنه، به آغوشِ رُباب و
لَبهاش مِثلِ خُشکیِ صَحراست عبّاس
.
مَن با سَکینه اَز تو و قولَت چه گویَم؟
حالِ تو را اَز مَن اَگَر که خواست؟ عبّاس
#رضا_رسول_زاده
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
شرم از شیون و از گریه ی ما کن بس کن
پشت و رویش نکن اینقدر حیا کن بس کن
با وضو مادر ما شانه به مویش میزد
موی ِسلطان مرا شمر رها کن بس کن
@hosenih
ذبح کردن به خدا حکم و شرایط دارد
اینقَدَر ضربه نزن زود جدا کن بس کن
شمر فریاد نکش دخترکش میترسد
حرمله را کمی آرام صدا کن بس کن
خون ِدر شیشه ی او را که ملائک بردند
لااقل رحم به این رخت و عبا کن بس کن
@hosenih
تو خودت نامه نوشتی که بیا کوفه حسین
پس به عهد و قسم خویش وفا کن بس کن
کشتن او به خدا حربه نمیخواهد که
به زمین خورده دگر ضربه نمیخواهد که
شعر از گروه #یا_مظلوم
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
من زینب صبور تو بودم ولی حسین
هنگام قتل صبر تو صبرم تمام شد
@hosenih
دیدم که جای آب لبت نیزه میخورد
ازآن به بعد آب به لب ها حرام شد
ای احترام واجب زینب ، دم غروب
عریان شدی و جسم تو بی احترام شد
بعد از عبور چکمه ی شمر از تنت حسین
صحبت ز نعل های سواره نظام شد
خیلی نگاهشان به من اذیت کننده بود
دور و بر تو ، دور و برم ازدحام شد
@hosenih
کارم کجا کشیده که پرده نشین شهر
با شمر بد دهن سر تو همکالم شد
شعر از گروه #یا_مظلوم
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین
#مناجات
سوز هميشه يِ جگرم باش، يا حسين
من سينه مي زنم سپرم باش، يا حسين
در طول عمر، جز تو پناهي نداشتم
مثل گذشته ها پدرم باش يا حسين
هر روز مادرم سر سجاده گفته است
خيلي مراقب پسرم باش، يا حسين
اي نام تو بهانه ي شيرين زندگي
شور محرم و صفرم باش يا حسين
پايين پات سر بگذارم تو هم بيا
بالاي جسم محتضرم باش يا حسين
جان مرا بگير حوالي قتلگاه
اين گونه آخرين خبرم باش يا حسين
دستم به دامنت نرسيد اين جهان اگر
بابُ الحسين منتظرم باش، يا حسين
باشد قرار بعدي ما اربعين، حرم
مهر قبولي گذرم باش، يا حسين
سربازهاي لشكر يا زينب تُوايم
حرز مدافعان حرم باش يا حسين
🖋سعید پاشازاده
@marsieha
.
مقتل نوشته روے تنت پا گذاشتند
در زیر دست و پا ، زده اے دست و پا حسین
مقتل نوشته پیڪر تو نرم گشته بود
با هر نسیم جسم تو شد جابجا حسین
مقتل نوشته حد حرم را چهل زراع
رفته تن بدون سرت تا ڪجا حسین
مقتل نوشته ضربه به پهلوے تو زدند
حتما شبیه مادرتان بے هوا حسین
مقتل نوشته راس تو را بد بریده اند
چون از جلو بریده نشد از قفا حسین
مقتل نوشته دست به گیسوے تو زدند
یک عده گرگ هاے بے حیا حسین
مقتل نوشته دست تو از مچ بریده شد
با خنجرے شڪسته و با ضربه ها حسین
مقتل نوشته زیر گلو نحر گشته بود
پهناے نیزه شد به گلوے تو جا حسین
هر ضربه را براے رضاے خدا زدند
شمشیر ، نیزه ، سنگ و حتے عصا حسین
قاسم نعمتی
#محرم | #شب_دهم_محرم
👉 @Do_KhatRoze 📜
غزل مصیبت
دخترِ فاطمه ! بازار! خدارحم کند
چادرِ پاره و انظار خدا رحم کند
ما که از کوچه فقط خاطره بد داریم
شود این حادثه تکرار خدارحم کند
یک و زن و قافله و خنده نامحرم ها
بر اسیران گرفتار خدا رحم کند
یک شبه پیر شدی یا زتنور آمده ای
یک سر و این همه آزار خدا رحم کند
نیزه داران همه مستند نیفتی پایین
حنجرت خوب نگه دار خدا رحم کند
گیسویت کم شده و این جگرم میسوزد
بر من و زلف ِ خم یار خدا رحم کند
ظرفِ خاکسترِ یک عده هنوز آتش داشت
شعله افتاد به گلزار خدا رحم کند
دست انداخت یکی پرده محمل را کَند
جلویِ چشم علمدار خدا رحم کند
راهمان از گذرِ برده فروشان افتاد
این همه چشمِ خریدار خدا رحم کند
زنی از بام صدا زد که کدام است حسین
نوبت من شده این بار خدارحم کند
یک نفر گفت اگر بغض علی را داری
سنگ با حوصله بردار خدا رحم کند
#قاسم_نعمتی
@karimegharib
شعر دروازه کوفه
زیبا هلال یک شبه، ای سایه سرم
بالا نشسته ای مرا می کنی نگاه
عالم همه پناه به نام تو می برند
حالا ببین که خواهر تو گشته بی پناه
تو قرص ماه بودی و حالا شدی هلال
دیشب مگر چگونه شبت کرده ای سحر
روی تو سوخته چونان روی مادرم
خاکستر است لای همه گیسوان سر
عمری سرم به سینه ات آرام می گرفت
حالا تو روی نیزه و من بین محملم
هر بار نیزه دار، سرت چرخ می دهد
با هر تکانِ نیزه تکان می خورد دلم
از بعد قتلگاه که دیدم به چشم خود
زخمی شده دو گونه تو در وضوی خاک
دامن گرفته ام پی رأس تو هر قدم
تا که نیفتی از سر نیزه به روی خاک
عمری ندیده است کسی سایه مرا
حالا ببین که رنج و بلا یاورم شده
شاه نجف کجاست تماشا کند مرا
این آستین کهنه حجاب سرم شده
#قاسم_نعمتی
@karimegharib