eitaa logo
شیخ عبدالحسین (سیره ۱۱۰)
3.2هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
1.4هزار ویدیو
6 فایل
زندگی برتر؛ زندگی ایمانی و سیره علوی #نقشه_راه ( نکات قرآنی) #راه_زندگی ( احادیث معصومین علیهم السلام) #احکام #ستاره_ها (سیره و وصایای شهدا) #تحلیل_مسائل_روز #سبک_زندگی 👌👌 ارتباط با ما ⬇️ https://eitaa.com/hoseiiinnn
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❤️ امير المؤمنين امام على عليه السّلام 🌸✔️ بَرَكَةُ اَلْمَالِ فِي اَلصَّدَقَة 📣 برکت مال،در صدقه دادن است. 📜📜 غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص ۵۲۰ 🚩🚩کانال سیره ۱۱۰ ⬇️ https://eitaa.com/joinchat/1239351419Cb7602132f
📣 یکی از صالحان دعا می‌کرد : « پروردگارا ، در روزی ام برکت ده » کسی پرسید : چرا نمی‌گویی روزی ام ده ❓ ❇️ گفت : روزی را خداوند برای همگان ضمانت کرده است . اما من برکت را در رزق طلب می‌کنم . چیزی است که خدا به هر کس بخواهد می‌دهد ( نه به همگان ) . ✅ اگر در مال بیاید ، زیادش می‌کند . اگر در فرزند بیاید ، صالحش می‌کند . اگر در جسم بیاید ، قوی و سالمش می‌کند . و اگر در قلب بیاید ، خوشبختش می‌کند . 🚩@sireh110
حجة الاسلام حاج أقا قرائتي : 🌷 به یکی گفتم خدا طول عمرت را زیاد کند ، گفت : خدا عرض عمرت را زیاد کند😂 👌 فکركردم دیدم راست است طول عمر مهم نيست. عرض عمر مهم است. ◀️ آدم ممكن است هشتاد سال عمر داشته باشد، هيچ قدم خيري برندارد. اينقدر سرمايه‌دار داريم مسلمان است قبر پيغمبرش را زيارت نكرده است ✅ مال با بركت، علم با بركت، وجود با بركت، بركت هم به داشتن نيست. افرادي هستند يك استكان ارزان مي‌خرند ولي در حسينيه‌ها و مسجد‌ها و عروسي‌ها هزارها بار از اين استكان چاي مي‌خورند.......... 🚩@sireh110
nf00725325-1.mp3
2.27M
📣 از مهمترین عوامل برکت در زندگی😊💐 ✅ حتما گوش بدیم👌👌
شیخ عبدالحسین (سیره ۱۱۰)
📣📣 تنها دیدار امام خمینی و عارف بزرگ ایت الله سیدعلی آقا قاضی 👌👌 بیان اسراری از انقلاب و ایران در
مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی : ما در خدمت مرحوم آیت الله حاج سید علی (که استاد اخلاق بزرگانی مانند آقای ، مرحوم آقای قوچانی، مرحوم آقای میلانی و… بودند ) حاضر بودیم. هر روز به محضر ایشان می رفتیم و استفاده می کردیم. 👌 یک روز دو نفر از شاگردهایی که هر روز به محضر مرحوم قاضی مشرف می شدند خبر دادند که آقای (امام در آن زمان به این لقب معروف بودند) به نجف آمده اند و می خواهند با شما ملاقات کنند. ما که سمت شاگردی امام را داشتیم خوشحال شدیم که در این ملاقات استاد ما (حضرت امام) در حوزه قم معرفی می شود. چون اگر شخصی مثل مرحوم قاضی ایشان را می پسندید برای ما خیلی مهم بود. روزی معین شد و امام تشریف آوردند ما هم در کتابخانه آقای قاضی نشسته بودیم وقتی امام به آقای قاضی وارد شدند به ایشان سلام کردند . روش مرحوم آقای قاضی این بود که هر کس به ایشان وارد می شد جلوی او هر کس که بود بلند می شد و به بعضی هم جای مخصوصی را تعارف می کرد که بنشینند ولی وقتی امام وارد شدند آقای قاضی جلوی امام بلند نشدند و هیچ هم به ایشان تعارف نکردند که جایی بنشینند امام هم در کمال ادب دو زانو دم در اتاق ایشان نشست. طلاب و شاگردان امام که در آن جلسه حاضر بودند ناراحت شدند که چرا مرحوم آقای قاضی در برابر این مرد بزرگ و فاضل و وارسته حوزه قم بلند نشدند. آن دو نفری که معرف امام به آقای قاضی بودند هم وارد شدند و در جای همیشگی خودشان نشستند. بیش از یک ساعت مجلس به سکوت تام گذشت و هیچ کس هم هیچ صحبتی نکرد. امام هم در تمام این مدت سرشان پایین بود و به دستشان نگاه می کردند. مرحوم قاضی هم همینطور ساکت بودند و سرشان را پایین انداخته بودند ✅ بعد از این مدت ناگهان مرحوم قاضی رو کردند به من و فرمودند آقای حاج شیخ عباس (قوچانی) آن کتاب را بیاور. من به تمام کتابهای ایشان آشنا بودم چون بعضی از این کتابها را شاید صد مرتبه یا بیشتر خدمت آقای قاضی آورده بودم و مباحثی را که لازم بود بررسی کرده بودم. تا ایشان گفتند آن کتاب را بیاور من دستم بی اختیار به طرف کتابی رفت که تا آن وقت آن کتاب را در آن کتابخانه ندیده بودم حتی از آقای قاضی نپرسیدم کدام کتاب. مثلا کتاب دست راست، دست چپ، قفسه بالا . همانطور بی اراده دستم به آن کتاب برخورد آن را آوردم و آقای قاضی فرمودند آن را باز کن. گفتم آقا چه صفحه ای را باز کنم؟ فرمودند هر کجایش که باشد من هم همین طوری کتاب را باز کردم دیدم که آن کتاب به زبان فارسی است و لذا بیشتر تعجب کردم. چون طی چند سالی که من در خدمت آقای قاضی بودم این کتاب را حتی یک مرتبه هم ندیده بودم حتی جلد آن را هم ندیده بودم کتاب را که باز کردم دیدم اول صفحه نوشته شده حکایت. گفتم آقا نوشته شده حکایت. فرمود، باشد بخوان. 📣📣 مضمون آن حکایت آن بود ⬇️ 👌👌که یک مملکتی بود که در آن مملکت سلطانی حکومت می کرد. این سلطان به جهت فسق و فجور و معصیتی که از ناحیه خود و خاندانش در آن مملکت رخ داد به تباهی دینی کشیده شد و فساد در آنجا رایج شد عالم بزرگوار و مردی روحانی و الهی علیه آن سلطان قیام کرد. این مرد روحانی هر چه آن سلطان را نصیحت کرد به نتیجه ای نرسید لذا مجبور شد علیه سلطان اقدام شدیدتری بکند. پس از این شدت عمل، سلطان آن عالم دینی را دستگیر و پس از زندان او را به یکی از ممالک مجاور تبعید کرد. بعد از مدتی که آن عالم در مملکتی که در مجاور مملکت خودش بود در حال تبعید به سر می برد آن سلطان مجددا او را به مملکت دیگری که اعتاب مقدسه (قبور ائمه اطهار) در آن بودند تبعید کرد. این عالم مدتی در آن شهری که اعتاب مقدسه بود زندگی کرد تا اینکه اراده خداوند بر این قرار گرفت که این عالم به مملکت خود وارد شد و آن سلطان فرار کرد و در خارج از مملکت خود از دنیا رفت و زمان آن مملکت به دست آن عالم جلیل القدر افتاد و به تدریج به مدینه فاضله ای تبدیل شد و دیگر فساد تا ظهور حضرت بقیه الله به آن راه نخواهد یافت. مطلب که به اینجا رسید حکایت هم تمام شد. عرض کردم آقا حکایت تمام شد، حکایت دیگر هم هست فرمود: کفایت می کند کتاب را ببند و بگذار سر جای خودش. گذاشتم. همه ما که هنوز از حرکت آقای قاضی ناراحت بودیم که چرا جلوی امام بلند نشدند بیشتر متعجب شدیم و پیش خود گفتیم که چرا به جای اینکه ایشان یک مطلب عرفانی، فلسفی و علمی را مطرح کنند که آقای حاج آقا روح الله آن را برای حوزه قم به سوغات ببرند فرمودند حکایتی خوانده شود. نکته مهمی که در برخورد آقای قاضی با امام خیلی مهم بود این است که آن دو نفری که امام را همراهی می کردند وقتی از جلسه بیرون آمدند چون این برخورد آقای قاضی با امام برای آنها خیلی سنگین بود به امام عرض کردند: آقای قاضی را چگونه یافتید؟ امام بی آنکه کوچکترین اظهار گله ای حتی با اشاره دست یا چشم بکنند، سه بار فرمودند: من ایشان را فردی بسیار بزرگ یافتم .
شیخ عبدالحسین (سیره ۱۱۰)
مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی : ما در خدمت مرحوم آیت الله حاج سید علی #قاضی (که استاد اخلاق
📣📣 تنها دیدار امام خمینی و عارف بزرگ ایت الله سیدعلی آقا قاضی 👌👌 بیان اسراری از انقلاب و ایران در دهه چهل !!!! 👌👌 رابطه امام خمینی و سیدعلی آقای قاضی😔 👌👌 نظر عارف و فقیه بزرگ ایت الله کشمیری در مورد انقلاب🤔😐 📣📣📣 حتما ببینین خیلی جالبه ⬆️ ⬆️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❤️ امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام 🖌🖍 لَا تَظْلِمْ كَمَا لَا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ ✅ به دیگران ظلم نکن آنچنان که دوست نداری به تو ظلم شود. 📘 نهج‌البلاغه، نامه ۳۱
✅ شیخ عبدالکریم حائری (موسس حوزه ی علیمه قم) و استاد بسیاری از مراجع از جمله حضرت امام در مورد حالات پدرشان نوشته اند : 📣 پدر من ملاجعفر و کشاورز بود. او فرزنددار نمی شد . بعد از مدتها به ایشان می گویند که مشکل از همسر شماست . ایشان با خانم بیوه ای که دو تا بچه سید داشت ازدواج کرد تا بچه دار بشود . 👌👌 ایشان وقتی به خانه ی این خانم می رفتند این دو تا بچه سید بودند و آنها مجبور بودند که این دو تا بچه را بیرون کنند و آنها اذیت می شدند . ◀️ ملاجعفر خیلی ناراحت شد که چرا بخاطر میل نفسانی خودش این بچه سیدها را اذیت می کند . او به خدا می گوید که من بچه نمی خواهم و تسلیم تو می شوم . ایشان به این خانم محبت می کنند و بعد از ایشان جدا می شوند . ☺️ بعد از مدتی خانم اول ایشان باردار می شوند و حاج عبدالکریم حائری متولد شد. 📘📘 معاد شناسی ، جلد‏۸ ، صفحه ۲۰۰ ✔️✔️ کانال سیره۱۱۰ عضو شوید⬇️ https://eitaa.com/joinchat/1239351419Cb7602132f3