eitaa logo
شیخ عبدالحسین (سیره ۱۱۰)
3.2هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
1.4هزار ویدیو
6 فایل
زندگی برتر؛ زندگی ایمانی و سیره علوی #نقشه_راه ( نکات قرآنی) #راه_زندگی ( احادیث معصومین علیهم السلام) #احکام #ستاره_ها (سیره و وصایای شهدا) #تحلیل_مسائل_روز #سبک_زندگی 👌👌 ارتباط با ما ⬇️ https://eitaa.com/hoseiiinnn
مشاهده در ایتا
دانلود
❤️💎 امام کاظم علیه السلام : «اِنَّ لله عبادا فی الارض یسعون فی حوائج الناس هم الآمنون یوم القیامه» خداوند در زمین بندگانی دارد که برای برآوردن نیاز های مردم میکوشند،اینان ایمنی یافتگان روز قیامتند 📚 الکافی،ج۲،ص۱۹۷
خوش آنکه در صفِ خوبان نشسته باشی و من نظر کنم به طُ، نازم به انتخاب خودم...
▫️پسربچه ای پرنده زيبايی داشت و به آن پر‌نده بسيار دلبسته بود. ▫️حتی شبها هنگام خواب، قفس آن پرنده را كنار رختخوابش می‌گذاشت و می‌خوابید. ▫️اطرافيانش كه از اين همه عشق و وابستگی او به پرنده باخبر شدند، از پسرڪ حسابی كار می‌كشیدند. ▫️هر وقت پسرڪ از كار خسته می‌شد و نمی‌خواست كاری را انجام دهد، او را تهديد می‌ڪردند كه الان پرنده‌اش را از قفس آزاد خواهند كرد و پسرڪ با التماس می‌گفت: نه، كاری به پرنده‌ام نداشته باشيد، هر كاری گفتيد انجام می‌دهم. ▫️تا اينڪه یڪ روز صبح برادرش او را صدا زد كه برود از چشمه آب بياورد و او با سختی و كسالت گفت، خسته‌ام و خوابم مياد. ▫️برادرش گفت: الان پرنده‌ات را از قفس رها می‌ڪنم، كه پسرڪ آرام و محكم گفت: خودم ديشب آزادش كردم رفت، حالا برو بذار راحت بخوابم، كه با آزادی او خودم هم آزاد شدم. ▫️اين حكايت همه ما است. تنها فرق ما، در نوع پرنده ای است كه به آن دلبسته‌ایم. ▫️پرنده بسياری پولشان، بعضی قدرتشان، برخی موقعيتشان، پاره‌ای زيبایی و جمالشان، عده‌ای مدرڪ و عنوان آكادمیڪ و خلاصه شيطان و نفس، هر كسی را به چيزی بسته‌اند و ترس از رها شدن از آن، سبب شده تا ديگران و گاهی نفس خودمان از ما بيگاری كشيده و ما را رها نكنند. ▫️پرنده‌ات را آزاد ڪن! ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌
آشفته تر از موی تو دنیای تباهم عمریست تو را از همه سو چشم به راهم پاییز شد و فصل زبان ریزی شاعر لالم که تو را می نگرد چشم سیاهم در قدرت من نیست بگویم که تو را دوس... ای وای همین است همین است گناهم از دوری تو جان به لبم آمده جانا روزم شده شام و شب من هست پگاهم گاهی به خیال من بیچاره سفر کن من تشنه این مرحمت گاه به گاهم من زخمی و دربند و گرفتار تو هستم ای کاش بخوانی تو همین را ز نگاهم|
❤️ عليه‌السلام می فرمایند: 🍀 اعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ الدُّعاءِ، وَاَبْخَلُ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بالسَّلامِ. 🍃 ناتوان ترين مردم كسى است كه از دعا عاجز باشد وبخيل ترين مردم كسى است كه درسلام بُخل ورزد. 📎 بحارالانوار، ج۹۳، ص۲۹۴
شبیه شیشه بود اما شکستن را نمی فهمید تمام درد اینجا بود ، او من را نمی فهمید
روی گرداندی و بر من یک نگاه انداختی؛ روی گرداندی و من را یاد ماه انداختی
♥️ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند: 🍀 منْ أَحْزَنَ مُؤْمِناً ثُمَّ أَعْطَاهُ اَلدُّنْيَا لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ كَفَّارَتَهُ وَ لَمْ يُؤْجَرْ عَلَيْهِ 🍃 هر كس مؤمنى را اندوهگين سازد و سپس همه دنيا را به او بدهد، اين كار ، كفّاره (جبران كننده) گناه او نخواهد بود و براى آن ، اجرى به او داده نمى شود.
مخوان به گوشِ منِ دل‌سپرده پند! که این عشق اگر درست، اگر اشتباه، دستِ خودم نیست مرا ببخش که می‌خواهمت اگرچه بعیدی که من پلنگم و مهرم به ماه، دستِ خودم نیست
که تازیانه‌ی شوق است هرپیام از تو
♨ در راه خدا از دادن قرص نانی هم دریغ می کنیم ♻مرد نانوایی بود که آرزوی دیدن شِبلی را داشت. روزی مرد ژنده پوشی به در نانوایی آمد و قرص نانی برداشت و گفت که پولی ندارد. نانوا، نان را از او گرفت و او را بیرون کرد. شخصی به او گفت مگر نمیدانی که او شِبلی بود؟ آن مرد بسیار ناراحت شد و به دنبال شِبلی رفته و از او معذرت خواهی کرد و او را برای شام دعوت نمود و بسیار تهیه و تدارک دید و مهمانان زیادی را به افتخار شِبلی دعوت کرد. بعد از صرف شام، یکی از شِبلی پرسید که بدترین بنده خدا کیست؟ شِبلی گفت همین صاحب خانه. مهمان ها بسیار تعجب کردند و دلیل را جویا شدند. شِبلی گفت در راه شِبلی صدها سکه خرج می کند اما در راه خدا از دادن قرص نانی هم دریغ می کند.