eitaa logo
ایماژ | سیدهادی فقیه
2.2هزار دنبال‌کننده
187 عکس
137 ویدیو
7 فایل
عضوی از مرکز مطالعات #عماد سرباز جنگ فقر و غنا دانش‌آموز اقتصاد اسلامی علاقمند به فرهنگ و رسانه «والعاقبة للمتقین...!»
مشاهده در ایتا
دانلود
مدیر تراز نه، طراح تراز انقلاب نیاز داریم! سالهاست ذهن بچه حزب‌اللهی‌های دغدغه‌مند، صرفا درگیر تصرف میزها و گرفتن منسب‌هاست. (که البته در راه خدا کاملا نیت مبارکی‌ست!) اما شاید تا الان فهمیده باشیم که مشکل اصلی کشور، کمبود مدیر تراز نیست؛ بلکه ما کمبود طراح تراز داریم...! جوان مومن حزب‌اللهی، پس از کلی ممارست و تلاش وقتی پشت میز می‌نشیند، به دلیل نداشتن طرح مشخص و استراتژی کلان، ناخودآگاه در پازل همان طرحی بازی می‌کند که برای نابودی آن روی کار آمده بود... عزیزی که در دولت شهید رئیسی بود میگفت: به ما گفتند فلان سازمان مهم دست شما، ما هم با نیت کار زیربنایی و عوض کردن ریل آن سازمان قبول زحمت کردیم. ما می‌خواستیم زیرساخت‌ها را تغییر بدهیم اما وظایف روزانه‌ای که بر دوش ما بود بسیار وقت‌گیر بود و خودش از صبح تا شب ما را پر می‌کرد. هرروز به خودمان قول میدادیم که وقتی کارها تمام شد، از فردایش کار زیربنایی را شروع میکنیم، ولی آن "فردا" هیچوقت نرسید. اگر بدون فهم از طرح‌های جایگزین حکمرانی وارد ساختار شوی، صبح تا شبت پر می‌شود از وظایفی که به کج‌تر شدن ریلی که می‌خواهی صافش کنی کمک می‌کند... ما می‌خواهیم مدیر شویم تا بر زندگی میلیون‌ها نفر تاثیر مثبت بگذاریم، به جمهوری اسلامی ایران خدمت کنیم و قطعا با انجام تکلیف و وظیفه، خیر و صدقه جاریه برای خودمان ثبت کنیم، اما نمی‌دانیم گاهی اوقات، کارهای اجرایی یک تله بزرگ است. گاهی‌اوقات یک مستندساز یا یک فیلمنامه نویس خوب که می‌تواند یک طرح خوب را تبدیل به یک اثر هنری خوب کند گاهی به‌اندازه صدتا مدیر تراز می‌ارزد... چرا؟ چون مردم طرحش را می‌فهمند! صرف مدیریت کردن هنر نیست، همراه کردن هنر است. @taravoshaat
مابقی همه عوضی...! «مگر امیرالمؤمنین (ع) که مثال عدل و تقواست، همه حاکمانی که بر ولایات مسلّط می‌کرد مانند «ابوذر» و «سلمان» بودند!؟ خیر! چهار نفر مثل ابوذر و سلمان و عمار داشت؛ مابقی همه عوضی بودند. تاریخ را بردارید نگاه کنید!» (رهبر حکیم انقلاب) @taravoshaat
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به نفوذ اقتصادی فکر کنیم! آمریکایی که حتی یک قرص ساده را تحریم می‌کند، چرا برخی از نخبگان ایرانی را بورسیه و در بهترین دانشگاه‌هایش تربیت می‌کند و به ایران باز می‌گرداند؟ @taravoshaat
هدایت شده از سید یاسر جبرائیلی
🖊بچه‌های شیکاگو؛ از سانتیاگو تا تهران 1⃣بخش نخست آنچه در عرف به افشاگری موسوم است، نه شیوه این قلم بوده و نه شان آن است. اما خطری که از جانب سیاست‌های نئولیبرال کشور را تهدید می‌کند، طرح این بحث مهم را ضروری ساخته است. مخاطب این نوشته کوتاه هم دستگاه‌های امنیتی نیستند که از فردا راه بیفتند و بگیر و ببند راه بیندازند و پس‌فردا هم خیال کنند که توانسته‌اند به نفوذ پایان دهند؛ چه، مسئله یک یا دو فرد و یک تیم نیست که با بازجویی و بازداشت، خاتمه یابد. مخاطب اصلی حقیر در اینجا، نخبگان فکری و اجرایی انقلابی در کشور هستند که با شیوه‌های دشمن آشنا شوند و از یک که ابزار دشمن است، فاصله بگیرند. در دوره جنگ سرد، رقابت سختی میان آمریکا و شوروی برای قرار دادن کشورها در بلوک تحت سلطه خود در گرفته بود و هر یک با ابزارهایی در پی گسترش سلطه خود و جلوگیری از گسترش بلوک مقابل بودند؛ هم حاکم شدن ایدئولوژی‌شان بر کشورهای جهان را دنبال می‌کردند، هم در برابر حاکم شدن ایدئولوژی مقابل، می‌ایستادند. آمریکا با شعار کمک به توسعه کشورها در پی توسعه سلطه‌اش بود و این انگاره را تبلیغ می‌کرد که لیبرال-دموکراسی توسعه می‌آورد، اما کمونیسم ضد توسعه است. در همین چارچوب، هری ترومن سی و سومین رئیس‌جمهور آمریکا در سخنرانی تحلیف خود، از برنامه‌ای رونمایی کرد که به "اصل چهار ترومن" معروف شد. او مدعی بود آمریکا به دنبال استثمار کشورها با روش‌‌های استعماری نیست، بلکه می‌خواهد به توسعه آنها کمک کند. پیرو این مباحث، کنگره آمریکا قانونی تحت عنوان "کمک اقتصادی خارجی" برای حمایت از توسعه کشورهایی که پیمان دوجانبه با آمریکا منعقد می‌کردند- بخوانید زیر بلیط آمریکا قرار می‌گرفتند- تصویب کرد. اولین کشوری هم که تحت این برنامه مورد حمایت آمریکا قرار گرفت، ایران بود. سال ۱۹۷۳ توماس پترسون در مقاله‌ای نشان داد که این برنامه، در جهت تامین منافع یکجانبه واشنگتن عمل کرده است؛ آمریکا واردات مواد خام استراتژیک از این کشورها را افزایش داده، بدون اینکه تاثیر قابل توجهی روی محرومیت و توسعه‌نیافتگی آنها بگذارد. کمک‌های اقتصادی آمریکا در چارچوب اصل چهار ترومن، صرفا بخش کوچکی از برنامه را تشکیل می‌داد. کمک اصلی، کمک فنی به قربانیان برای تدوین برنامه‌های توسعه بود. شیلی یکی از قربانیان این کمک‌های فنی آمریکا در چارچوب اصل چهار ترومن بود. آنگونه که دیوید هاروی در کتاب تاریخچه مختصر نئولیبرالیسم گزارش می‌کند، در دهه ۱۹۵۰ میلادی، وزارت خارجه آمریکا از محل بودجه جنگ سرد، و با واسطه دو بنیاد فورد و راکفلر، تعدادی از اقتصاددانان شیلیایی را بورسیه کرد تا در دانشگاه شیکاگو زیر نظر میلتون فریدمن (از اجداد نئولیبرالیسم) علم اقتصاد بخوانند و پس از بازگشت به کشورشان، این علم را پیاده کنند تا توسعه پیدا کنند. وقتی در سال ۱۹۷۳ دولت سالوادور آلنده با کودتای تحت حمایت آمریکا توسط آگوستو پینوشه سرنگون شد، دست‌آموزهای فریدمن- که به بچه‌های شیکاگو معروف شدند- برنامه‌ریزی برای اقتصاد شیلی را در دولت پینوشه به دست گرفته و آنچه را اصلاحات می‌خواندند، آغاز کردند. اخذ وام از IMF، خصوصی‌سازی، مقررات‌زدایی، آزادسازی، کاهش هزینه‌های عمومی دولت و هرآنچه امروز به عنوان سیاست‌های نئولیبرال شناخته می‌شود را در شیلی پیاده کردند. فجایعی که در دوره پینوشه بر ملت شیلی گذشت، حدیث مفصلی است که شهره عالم شده است. موفقیت این سیاست‌ها در گسترش سلطه و تامین منافع آمریکا به قدری بود که ترویج و تجویز سیاست‌های نئولیبرال تبدیل به بخشی رسمی از سیاست خارجی آمریکا شد و نهادهایی چون صندوق بین‌المللی پول در خدمت این سیاست‌ها قرار گرفتند. لینک به بخش دوم @syjebraily
هدایت شده از سید یاسر جبرائیلی
🖊بچه‌های شیکاگو؛ از سانتیاگو تا تهران 2️⃣بخش دوم لینک به بخش اول در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، هیلاری کلینتون که وزارت خارجه را برعهده داشت، از یک برنامه جدید رونمایی کرد که به نوعی در امتداد همان اصل چهار ترومن بود. این برنامه IDEP نام داشت و هدف آن، استفاده از ظرفیت خارج‌نشینان برخی کشورهای هدف، برای پیشبرد برنامه‌های آمریکا بود. کلینتون از قدرت هوشمند سخن می‌گفت و معتقد بود آمریکا باید در کنار داشتن ارتش قوی، روی دو بحث "دیپلماسی و توسعه" تمرکز ویژه‌تری داشته باشد. در همین راستا، دقیقا مانند دوره ترومن، بحث کمک فنی به توسعه کشورهای هدف در دستور کار قرار گرفت. دقیقا مانند دوره ترومن، وزارت خارجی آمریکا چندین بنیاد خاص را انتخاب کرد تا اقتصاددانانی را از کشورهای قربانی بورسیه کنند و دقیقا در دانشگاه شیکاگو، علم اقتصاد تعلیم‌شان دهند تا به کشورهای خود بازگشته و سیاست‌های نئولیبرال را پیاده کنند. یکی از این کشورها که آمریکا خیلی دغدغه توسعه‌اش را داشت ایران ما بود. بنیادی با نام HAND توسط خانمی با نام نوشین هاشمی در چارچوب برنامه IDEP و با بودجه وزارت خارجه آمریکا ماموریت یافت که افرادی را از ایران بورسیه کرده و به دانشگاه شیکاگو اعزام کنند تا در آنجا علم اقتصاد بیاموزند و راهی ایران شوند تا ایرانی را که آمریکا تحت شدیدترین تحریم‌ها قرار داده بود، توسعه یافته کنند. این افراد، پس از بازگشت به ایران، وارد سازمان برنامه و بودجه کشور شدند. یکی از اولین دست‌پخت‌هایشان، سند اصلاح ساختار بودجه کشور بود که اردیبهشت ۹۸ با همکاری یک هیئت چهار نفره از صندوق بین‌المللی پول تدوین کرده و به دست اجرا سپردند. یکی از برنامه‌های کوتاه‌مدت این سند، افزایش قیمت حامل‌های انرژی بود که منجر به فاجعه آبان ۹۸ شد. این افراد، که یک شبکه کامل هستند و جمعی از پژوهشگران انقلابی، مستندات قابل توجهی از ربط و ارتباطات و اقدامات این شبکه جمع‌آوری کرده‌اند، مدیریت یک دانشکده اقتصاد در یک دانشگاه فنی-مهندسی را نیز به‌عهده گرفتند. با روی کار آمدن دولت آقای رئیسی، در کمال شگفتی همین تیم و همان افراد خاص بورسیه شده توسط بنیاد HAND، به عضویت شورای تدوین سند تحول دولت در آمدند و با تمام توان، همان سیاست‌هایی را که در دولت آقای روحانی دنبال می‌کردند و کارشان ناتمام مانده بود، در دولت جدید پی گرفتند. در کمال تعجب، آقای رئیسی در روز دانشجو میهمان همان دانشکده اقتصاد شد... امروز به جرات می‌توان مدعی شد که سیاست‌های اقتصادی دولت جدید، تفاوتی با سیاست‌های اقتصادی دولت آقای روحانی ندارد و ریشه این همسویی، این‌همانی تصمیم‌سازان است. آمریکا با دغدغه کمک به توسعه ایران، افرادی را مامور اجرای سیاست‌های خاص اقتصادی در ایران نکرده است. راقم این سطور معتقد است سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال، مکمل تحریم هستند. پروژه تقابل مردم و حاکمیت که از طریق تحریم دنبال شد و به بن بست رسید، اینک از مسیر دیگری پی گرفته می‌شود. به تعبیر رهبر حکیم انقلاب، ‏"کم اهمیت‌ترین شکل نفوذ، جاسوسی است. گاهی نفوذی کارش بالاتر از خبرکشی و خبردهی است. تصمیم شما را عوض می‌کند. شما یک مسئولی هستید، می‌توانید حرکت بزرگ یا موثری انجام دهید. نفوذی کاری می‌کند که شما آن حرکت را جوری انجام دهید که به نفع دشمن تمام شود؛ یعنی تصمیم‌سازی". امروز اگر جوانان انقلابی می‌خواهند با آمریکا مقابله کنند، و اگر باور دارند که آمریکا علیه کشورمان دست به یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی زده است، بدانند اجرای سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال در ایران که از طریق یک شبکه خاص و تحت عنوان علم اقتصاد دنبال می‌شود، سلاح استراتژیک دشمن است. باید به جنگ آن رفت. امروز کمک به آقای رئیسی برای رهایی از چنگ این جریان، از هر کمکی اولی‌تر است... @syjebraily
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام (ره) : من به ملت ایران التماس میکنم غربزده ها را کنار بزنند. روشن‌فکران اسلامی، روشن‌فکران وارداتی را کنار بزنند. @sadid_political
هدایت شده از قم | بلد امین
گزینه شهرداری قم خزانه‌دار شهرداری تهران شد. *طی حکمی از سوی شهردار تهران سرپرست اداره‌کل خزانه‌داری شهرداری تهران منصوب شد.* با حکم علیرضا زاکانی، شهردار تهران، محمد شربتی (معاون اداری و مالی دانشگاه قم) به عنوان سرپرست اداره کل خزانه‌داری شهرداری تهران منصوب شد. اداره کل خزانه‌داری از نهادهای راهبردی در ساختار مالی شهرداری تهران به شمار می‌رود و وظیفه هدایت منابع مالی، مدیریت پرداخت‌ها، تدوین فرآیندهای خزانه‌داری و پشتیبانی مالی از پروژه‌های تمامی مناطق شهرداری تهران را بر عهده دارد. ☑️با بَلَد امین رسانه اخبار تمدنی از قم با خبر شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/2907373602Cdee2e90031
هدایت شده از دادشهر | حمزه شکریان
♨️ کارآموزی در حد وزارت! 👈 برای پی بردن به عمق فاجعه معرفی دکتر ‎ برای وزارت اقتصاد، نیازی به تحلیل نیست! فقط کافی است به یک خبر دقت کنید و به یک سوال پاسخ دهید: 1⃣ او فاقد تحصیلات پایه‌ای اقتصاد است! 2⃣ با پول چه کسی در دانشگاه شیکاگو بورسیه شده است؟ 💢 با وزارت مدنی زاده، منتظر دلار ۲۰۰ هزار تومانی باشید! @dadshahr_iranian
▫️اصلِ پایستگی نیلی! گویا در اقتصاد جمهوری اسلامی ایران، اصل نانوشته‌ای وجود دارد به نام "اصل پایستگی نیلی"! در تعریف این اصل آمده که: تفکر نیلی از اقتصاد ایران حذف نمی‌شود، فقط از ذهنی به ذهن دیگر منتقل می‌شود. مسعود نیلی یک فرد نیست، بلکه نماینده یک مکتب اقتصادی است که هر زمان، در هر مکان که قرار گیرد با ژستی طلبکارانه از نابرابری و بی‌عدالتی می‌گوید و صدای اعتراضش گوش فلک را کر میکند. لعن و نفرین‌هایش را به بانیان وضع موجود می‌فرستد، حال آن‌‌که خودش و جریانش از جمله بانیان وضع موجود هستند. حال هم که شاگرد اول کلاس نیلی، مدنی‌زاده، قرار است بعنوان وزیر اقتصاد به مجلس معرفی شود...! مدنی‌زاده را میتوان عصاره تفکر نیلی‌ در ورژن مذهبی دانست. چهارسال دکتری‌اش را در دانشگاه شیکاگو خوانده، بورسیه بنیاد HAND بوده و اکنون قرار است به عنوان وزیر اقتصاد، در میانه جنگ تمام عیار اقتصادی فرامین و منویاتی که سال ها آموزش دیده را عملی کند. این روز‌ها، آزمونی سرنوشت‌ساز پیش‌روی مجلس قرار دارد، امیدوارم این‌ بار نمایندگان مجلس به جای ارزیابی ظواهر‌؛ تفکرات و مبنای فکری وزیر پیشنهادی را بررسی کنند تا دوباره چندی بعد از پستوها ندایی بلند نشود که "آقا ما تفکرات آقای... را نمیدانستیم." وزارت اقتصاد جمهوری اسلامی ایران، جای آزمون و خطای وزیرِ کارآموز نیست...! @taravoshaat
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️کشفیات اقتصاد آمریکایی! مدنی‌زاده، فارغ‌التحصیل دانشگاه شیکاگو آمریکا و گزینه احتمالی وزارت اقتصاد: باید انرژی رو گرون کنیم تا مردم انگیزه داشته باشن ماشین گرون‌قیمت بخرن!!! @taravoshaat
محمدرضا یزدی‌زادهلطفا عبرت بگیرید!.mp3
زمان: حجم: 3.3M
۴۰ سال است در اقتصاد ما فقط قیافه مدیران عوض شده تفکر همان است! مرکز مطالعات پیشرفت عماد (راوی حقایق اقتصاد ایران) در ایتا👇 : https://eitaa.com/emaad_ir
هدایت شده از علیرضا زادبر
شبکه های اجتماعی ماموریت "تصویری" دارند قدرت غرب نیز از ابتدا ساخت تصویر ایده آل بود. تصویر، وعده آینده را نشان میدهد قدرت تصویرسازی از آینده. جمهوری اسلامی برای مردمش تصویر نمی سازد. درگیر مسائل روزمره است. مقصودم فریب با تصویر نیست مقصودم توهم نیست مقصودم این عربستان خیالی نیست تصویر واقعی و آرمانی. https://eitaa.com/Politicalhistory