برای همهی ما، همهی روزها فراموش میشوند. به جز همان یک روز، که نشانی آن را به هیچکس نگفتیم..
نوشته بود:
«گاهی خوب است سکوت کنی
تا صدایت شنیده شود
و ناپدید شوی
تا مورد توجه قرار بگیری.»
گفت :
تو درد داری و لبخند میزنی ،
به من بگو کجا کسی دردهایت را ،
نادیده گرفته که حالا سعی ..
در پنهان کردنشان داری :)!
روزی برایتان خواهم گفت:
همان لحظاتی که با لبخند و امید همراهیتان میکردم، چقد نا امید و اندوهگین بودم.
مثلا یهو یه پیام از سمتش دریافت کنم و انقدر حالمو خوب کنه که تمام دردای امروز یادم بره...
میشینم ساعت ها فکر میکنم که چیکار کردم
جرمم فقط خواستنِ بودنت بود
فقط بودن
کاش میفهمیدم مشکل از چیه
همین..
میگن شکر نعمت، نعمتت افزون کند
منی که روزی هزار بار بخاطرت سجده شکر به جا اوردم و خدایاشکرت ورد زبونم بود، چرا اینجوری شد؟