این حس اذیتش کرد..
حسودی میکرد،غصه میخورد..
ولی این حس چیزای خوبیم داشت، درکنارِ اون شخص بهترین لحظاتشو میگذروند جوری که اون غما دود میشد و اثری ازش نمیموند..
شب است که آدم را اندوهگین میکند؛
یا آدم است که برای اندوهگین شدن شب را انتظار میکِشد؟