بودنِ تو برای زندگیِ من واجبه؛
موندنت و داشتنت به همه چی می ارزه،
تو برای من روشنایی توی تاریکی هستی،
امید وسط همه ی ناامیدی هایی،
وقتی تو مشکلاتم دارم دست و پامیزنم
یادم میاد تو رو دارم،
تو
انگیزه ای برای زندگی کردن توی این
دنیای سختی.
یک نفر میگفت دیدی آخرش سرما گذشت
موسم گرما رسید و فصل سختیها گذشت
گفتم آری دیدم اما کاش می دیدی تو هم
بین سرد وگرم این دنیا چه ها برما گذشت
من انقدر بلد بودم کاراتونو رو تلافی کنم اما همیشه یه چیزی ته دلم میگفت : اگه دلش بشکنه چی ؟
دلم لک زده..
مشهد
نیمههای شب..
روبهروی ایوان طلا
روی فرشهای دوستداشتنیِ صحن
خیره به گنبد طلا ، نسیم خنکُ..
وَ
اشک..اشک..اشک..💔
وَ
یک دنیا آرزو ، بطلب آقا..🥺