باور نکن پای رقیبی در میان باشد
من میروم تا عشق سهم دیگران باشد
سر می گذارم روی زانویم، نمیخواهم
بر شانه هایت دیگر این بار گران باشد
تنها رهایم کن، نگهبانی نمیخواهم
بهتر که این گنجینه دست یاغیان باشد
درشعر هایم دیگر از شیراز می گویم
حتی اگر عمری دلم در اصفهان باشد
چون زنده رود آنقدر مغرورم که می میرم
تا نام من بی نام دریا، جاودان باشد
این عشق را میخواستم روزی به هر قیمت
حالا نمیخواهم، اگر هم رایگان باشد
#شعریجات
حوصلم سر رفتههههههههههههههه
ایش هیشکی نیس
هیچ چنلی هیچ پیامی نداره
اصن سکوووتتتت حاکم شده تو ایتا خو منم حوصلم سر میره عهههه
طبیعیه وقتی یکی رو میشوری میزاری کنار انقد بلرزی؟
دفعه دومی بود که اینجوری با یکی حرف زدم...
یه مشت آدمِ بی لیاقت که خودشونو عالم و عاقل فرض میکنن🚶♀