eitaa logo
شبکه یکپارچه فرآوری و ترابری
870 دنبال‌کننده
914 عکس
285 ویدیو
58 فایل
ابتکار "شیفت": کلان‌راهبرد شکوفایی اقتصادی عدالت‌محور و پایدار ایران ارتباط با مدیر کانال: محمد تمنایی، دانشیار دانشکده مهندسی حمل‌ونقل دانشگاه صنعتی اصفهان @tamannaei
مشاهده در ایتا
دانلود
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«ما ملت ایران با تولید و دسترنج خود، دولت را تا آخرین قطره خون حمایت می‌نماییم» جناب جمهوری اسلامی! این فیلم زیر خاکی را بارها ببین. این مردم ۴۷ سال است صادقانه پای عهد خود با کشور و انقلاب اسلامی و امامین آن ایستاده‌اند. کاش امثال این فيلم را در روزگار جدید هم ببینیم. سرمایه‌سالاران الیگارشی و رانت‌خواران زالوصفت، سال‌هاست به لطف سامانه‌ی فاسد اقتصاد ربوی و بازار یله و بی در و پیکر سوداگری، فربه شده‌اند و توان عظیم این مردم در تولید و اقتصاد ملی را محبوس کرده‌اند. باید جنگ نظامی با آمریکای متجاوز را مقارن کند با جنگ اقتصادی برای مقابله با سیستم بانکی ربا زده و باز کردن غل و زنجیر از توان عظیم مردمی. راه مقابله با بحران سرمایه اجتماعی، از مبارزه با ربا می‌گذرد... کانال «شیفت» (شبکه یکپارچه فرآوری و ترابری): eitaa.com/shift_initiative t.me/shift_initiative
یار دوازدهم شیطان... اگر تنگه هرمز تا ۱ ماه دیگر بسته بماند، آمریکا بیچاره خواهد شد. آن‌ها که تنش‌زدایی‌شان، سال‌ها کشور را معطل مذاکره با شیطان کرد و خروجی‌اش دوبار حمله به ایران در میانه مذاکره بود، این روزها اصرار دارند با توافق «سریع و به هر قیمت»، ارباب را از باتلاق شکست تاریخی خارج کنند... virasty.com/tamannaei/1778172800443289088 farsnews.ir/m_tamannaei/1778186499592040221 کانال «شیفت» (شبکه یکپارچه فرآوری و ترابری): eitaa.com/shift_initiative t.me/shift_initiative
32.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ابرقدرت جدید و پارادایمِ «شیفت» farsnews.ir/m_tamannaei/1778264339646230787/ | ۴: ایران باید به سرعت در پارادایمِ حکمرانی اقتصادی خود تجدیدنظر کند: توقف خام‌فروشی در همه‌ی ابعاد و فعال‌سازی زنجیره‌های ارزش‌آفرین. لینک متن کامل کانال شیفت در ایتا و تلگرام: eitaa.com/shift_initiative t.me/shift_initiative
ابرقدرت جدید و پارادایمِ «شیفت» farsnews.ir/m_tamannaei/1778264339646230787/ | ۴: ایران باید به سرعت در پارادایمِ حکمرانی اقتصادی خود تجدیدنظر کند: توقف خام‌فروشی در همه‌ی ابعاد و فعال‌سازی زنجیره‌های ارزش‌آفرین. ۱- یادش بخیر! تا همین دو سال پیش یک جماعت عاقل! که عادت به خودعاقل‌پنداری دارند، تئوری می‌بافتند که چه نشسته‌اید! پنجره‌ی زمانی تقاضا برای نفت در حال بسته شدن است و تا سال ۲۰۲۵ تقاضای جهانی نفت خام چنان در سراشیبی سقوط می‌افتد که حتی استخراج نفت هم بصرفه نخواهد بود! و سپس نتیجه‌ی جالبی هم می‌گرفتند: زودتر تسلیم آمریکا شوید تا اجازه دهد نفت‌تان را سریع‌تر بفروشید! البته این روزها، عیار سخنان بی‌مایه‌ی این جماعت، عیان شده‌است. همان‌ها که با داده‌سازی‌های بی‌پشتوانه به دنبال انجام مأموریت خود بودند. در حالیکه نه تنها هیچ تحقیق علمی، کاهش تقاضای جهانی نفت خام را نشان نمی‌داد و نمی‌دهد، بلکه پژوهش‌های علمی از گسترش روزافزون کاربردهای متنوع مشتقات نفت خام حکایت دارند. ۲- القصه؛ تازه اول بازی ایران است. کرک و پر ریخته‌ی قلدر دنیا (که بعد از جنگ جهانی دوم ۸۰ سال زورگویی و چپاول کرد) برای جهان عیان شده؛ فرمانبرهای قدیمی هم دیگر محسوب‌اش نمی‌کنند. برگ‌های برنده‌ی ژئوپلتیک ایران، یکی پس از دیگری در حال ظهورند. ۳- خب، چه باید کرد؟ ایران باید به سرعت ورق بازی را هوشمندانه برگرداند. چگونه؟ باید در راهبرد و پارادایمِ حکمرانی خود تجدیدنظر کند: توقف خام‌فروشی در همه‌ی ابعاد. استراتژی جدید چه باشد؟ فعال‌سازی تهاتر منابع ۱۱ گانه‌ی خلق ارزش. «شیفت» (شبکه یکپارچه فرآوری و ترابری)، که به اذن رهبر شهید طراحی شده و تکلیف قانونی دولت در برنامه هفتم است، را عملیاتی و اجرایی کنید. خام‌فروشی منابع ممنوع؛ خام‌فروشی ژئوپلتیک ممنوع؛ خام‌فروشی نیروی انسانی متخصص جوان ممنوع. ۴- باید فروش نفت خام را متوقف کند، ولو یک قطره. کشوری که ۸٪ منابع جهان را دارد، باید زنجیره‌های ارزش‌آفرین را فعال کند؛ واردکننده‌ی نفت خام تبدیل باشد نه صادرکننده‌ی آن! خام‌فروشی گاز و معادن و منابع طبیعی هم که جای خود دارد. ۵- باید خام‌فروشی ژئوپلتیک را کنار بگذارد. نگاه‌های حداقلی به هم‌چون ترانزیت کالاهای عبوری سایر کشورها، باید کنار گذاشته شود. در موضوع مهم کریدورها، بر رویکرد حداکثری متمرکز شوید: فرآوری و ترابری. خام‌فروشی فقط مربوط به نفت و معدن نیست؛ خام‌فروشی کریدورها، خام‌فروشی ۵۰۰۰ کیلومتر ساحل، خام‌فروشی ! ۶- باید خام‌فروشی منابع انسانی را هم ترک کند. انرژی متراکم مردمی در ایران، توسط سیستم دولتی متورم دیوان‌سالار حبس شده؛ بویژه در بخش جوانان متخصص. از ظرفیت عظیم برای تحقق شبکه‌ی عظیم و غیرقابل تحریم فرآوری و ترابری استفاده کنید. ۷- باید از اشتباهات گذشته در الگوی توسعه‌ی متمرکز بزرگ‌مقیاس صنعتی فاصله بگیرد و بر مدار توسعه‌ی غیرمتمرکز (البته مبتنی بر آمایش سرزمین) شیفت کند. پالایشگاه‌ها و پتروپالایشگاه‌های کوچک‌مقیاس را توسعه دهد؛ نیروگاه‌های متعدد پراکنده، گروه‌های کوچک‌مقیاس رقابتی در خودروسازی، زنجیره‌های کوچک‌مقیاس مردم‌پایه. ۸- غربی‌ها و شرقی‌ها باید یاد بگیرند بهره‌مندی از انرژی و ژئوپلتیک فوق‌العاده‌ی ایران، مستلزم منابع ۱۱گانه‌ی خلق ارزش است. چین نفت می‌خواهد؟ نداریم، ولی بشرطها و شروطها شاید محدود داشته باشیم! مثلا باید BRI چینی را از مسیر ایران فعال کند، پای کار شبکه‌ی ریلی ایران و فعال‌سازی کریدور شرقی غربی از چین تا بیاید، پای کار و انتقال صنایع پیشرفته‌ی خودش به ایران بیاید. ۹- آلمان گاز می‌خواهد؟ اگر تصمیم بگیریم صادر کنیم و بیش از نیاز زنجیره‌های ارزش داخلی‌مان داشته باشیم، در ازای کلید زدن سرمایه‌گذاری در زیرساخت (خورشیدی و بادی) در شرق ایران. فرانسه می‌خواهد عقب نماند؟ زنجیره‌های ارزش‌آفرین پتروشیمی و نساجی ایران، برای تهاتر آماده است. ۱۰- کشورهای محصور در خشکی CIS و افغانستان به آب‌های آزاد می‌خواهند؟ بسیار خوب. حتی بخشی از سواحل دریای عمان را هم بصورت بلندمدت تحویل‌شان می‌دهیم. کافی است تهاتر هوشمندانه با زنجیره‌ی ارزش پنبه‌ی ازبکستان و سنگ آهن و مس و تالک افغانستان و گوگرد ترکمنستان و کشت فراسرزمینی قزاقستان، در دستور کار قرار گیرد. به دوردست (هم‌چون آفریقا و آمریکای لاتین) هم با این عینک نگاه می‌کنیم. البته با الگوی عدالت‌محور و انتفاع چندجانبه، نه استثمار به سبک تمدن چپاول‌گر غرب!
۱۱- جمهوری آذربایجان و ترکیه؟! ابتدا آن کریدور آمریکایی (که برای دور زدن ایران بنا گذاشته شده) را زودتر تعطیل کنند تا به زور تالش‌ها و حسینیون تعطیل‌اش نکرده‌ایم! بعد بیایند در مورد بهره‌مندی از مواهب کریدور شمال-جنوب و شرق-غرب مذاکره کنیم. ۱۲- خلاصه، نظم جدید را طراحی می‌کند! البته آهسته بگویم تا نامحرمان نشنوند: جمهوری اسلامی اگر بخواهد بازی را عوض کند، باید اول بساط حکمرانی ربازده‌ی سیستم بانک‌داری‌اش را جمع کند. با ربای روزانه ۲۰ همت خلق از هیچ و ۳۰ درصدی (که پول رسمی را به قهقرا می‌برد و تورم شدید می‌آفریند) نمی‌توانی زنجیره ارزش احیا کنی و ابرقدرت بشوی برادر! راهکار هم دارد؛ بارها راهکارش را نوشته‌ام. والسلام. پ.ن.: امر کردند با ادبیات خودمانی و طنزآلود بنویسم. اطاعت امر کردم. کانال «شیفت» (شبکه یکپارچه فرآوری و ترابری) در ایتا و تلگرام: eitaa.com/shift_initiative t.me/shift_initiative
سه‌ گام عملی ایران برای درآمدزایی از کابل‌های اینترنت تنگه هرمز - کابل‌های تار نوری زیردریایی عبوری از تنگه هرمز روزانه حامل بیش از ۱۰ تریلیون دلار آمریکا تراکنش مالی (شامل پیام‌های سوئیفت، معاملات بورس و تبادلات ارزی) هستند، اما این زیرساخت ارتباطی حیاتی در سایه نگاه سنتی به تنگه (کشتیرانی و انرژی) مغفول مانده و ایران از منافع اقتصادی و حاکمیتی آن بی‌نصیب است. - این گزارش با استناد به حاکمیت مسلم ایران بر بستر و ستون آب تنگه هرمز (بر اساس ماده ۳۴ کنوانسیون حقوق دریاها) سه گام عملی پیشنهاد می‌دهد: نخست، اخذ هزینه مجوز اولیه و تمدید سالانه از شرکت‌های خارجی؛ دوم، الزام غول‌های فناوری (متا، آمازون، مایکروسافت) به فعالیت تحت قوانین ایران؛ سوم، انحصار تعمیر و نگهداری کابل‌ها توسط شرکت‌های ایرانی. - این سه اقدام، تنگه هرمز را به یک مرکزیت استراتژیک برای تولید ثروت مشروع تبدیل می‌کند. - طبق گزارش TeleGeography بین ۷–۱۰ کابل اصلی از تنگه هرمز رد می‌شوند. - حدود ۱۵–۲۰٪ از ترافیک اینترنت و داده‌های مالی جهانی (بین اروپا، خلیج فارس و آسیا) از این مسیر رد می‌شود. - بیش از ۹۰٪ اینترنت، بانکداری آنلاین، تراکنش‌های مالی و خدمات ابری‌ کشورهای خلیج فارس وابسته به این کابل‌هاست. - ۹۹٪ ترافیک اینترنت بین‌المللی دنیا از کابل‌های زیردریایی می‌گذرد. - قطعی کابل‌های اینترنت به اختلال در بازارهای مالی منجر می‌شود که تعمیر آن ماه‌ها طول می‌کشد. @khate_energy tasnimnews.ir/3586548 کانال «شیفت» (شبکه یکپارچه فرآوری و ترابری) در ایتا و تلگرام: eitaa.com/shift_initiative t.me/shift_initiative
متن ۱ (تمنایی): ابرقدرت جدید و پارادایم شیفت farsnews.ir/m_tamannaei/1778264339646230787/ کانال «شیفت» (شبکه یکپارچه فرآوری و ترابری) در ایتا و تلگرام: eitaa.com/shift_initiative t.me/shift_initiative
متن ۲ (مهندس مجیری): از توسعه صنعتی بر مدارهای قبلی ژئوپلتیک حذر کنیم! سلام و عرض ادب خیلی عالی. از متن شما آموختیم. با کلیت اش موافق هستم، صرفا جهت صورت بندی مسئله و نقدی محدود به بعضی از بندهای آن، نکاتی عرض میکنم. 1⃣ تولید جغرافیا و نظم جدید به چه معناست؟ کشور ما در یک فرآیند تاریخی، جغرافیا ایران در برهه های مختلفی بی معنا و بی نقش شده است. به صورت تاریخی تر یکبار در زمان عثمانی و شروع تجارت دریایی مسیر جاده ابریشم سد شد و جغرافیای ایران که محل عبور تجارت بود بی نقش شد. یکبار دیگر در یک کدگذاری ژئوپلتیکی (که خیلی فرقی هم بین پهلوی و جمهوری اسلامی برایشان نداشته) قرار بوده است ایران خام فروش منطقه و وارد کننده کالاهای توسعه‌ای و صنعتی باشد. بنابراین یکبار دیگر جغرافیای ایران محدود به خام فروشی شد. با تحریم ها همین نقش هم گرفته شد و یکبار دیگر جغرافیای ایران بی نقش شد. بنابراین باید هدف برگرداندن نقش به ایران و به عبارت دیگر تولید یک جغرافیا باشد. - بنابراین ایده های هاب، مانند خطوط انتقال انرژی، برق و لجستیکی، که باید به صورت خیلی هوشمندانه نیز طراحی شوند، می تواند نقشی به جغرافیای ایران بدهد. تقلای کشورهای اطراف ما در طراحی و پیگیری طرح های انتقال و هاب انرژی، مانند امارات و ترکیه و رژیم صهیونیستی، نشان از اهمیت این موضوع در نقش دهی به جغرافیا دارد. به عنوان نمونه رژیم صهیونیستی همانطور که رهبر شهید نیز اشاره کردند قصد در تثبیت خود به عنوان تامین کننده انرژی اروپا دارد. این یعنی تخصیص یک نقش به اقتصاد رژیم صهیونیستی در منطقه. نباید این موضوع را به صورت تقلیل گرایانه نگاه کنیم و از نقش با اهمیت آن غافل شویم. اگر نقش آن کم بود، آمریکا درصدد منحل کردن خط لوله صلح که قرار بود انرژی ایران را به پاکستان برساند، و سپس به هند و چین برساند، بر نمی‌آمد. من فکر میکنم علاوه بر دوگانه ترانزیت و فرآوری که شما در مورد کریدورهای لجستیکی طرح کردید، نگاه سومی هست که باید به آن توجه کنیم و آن نقش خطوط و کریدورها در تولید جغرافیا و شکل دهی به ژئوپلتیک منطقه است. 2⃣علاوه بر این باید توجه کنیم نظم جدید = مدارهای جدید اقتصادسیاسی. یعنی از مدارهای کهنه قبلی فاصله بگیریم. در غیر اینصورت نظم جدید سرابی بیش نیست؛ می شود چیزی شبیه دور زدن تحریم ها. کانال «شیفت» (شبکه یکپارچه فرآوری و ترابری) در ایتا و تلگرام: eitaa.com/shift_initiative t.me/shift_initiative
متن ۳ (تمنایی): روی مصداق مشخص صادرات گاز به آلمان صحبت کنیم... احسنت خیلی عالی برای شفاف‌تر شدن موضوع، لطفا نقد را روی یکی از مصادیقی که بنده عرض کردم ببرید. مثلا در مورد آلمان و صادرات گاز به آن. رویکرد مدنظر شما در این زمينه چگونه است؟ کانال «شیفت» (شبکه یکپارچه فرآوری و ترابری) در ایتا و تلگرام: eitaa.com/shift_initiative t.me/shift_initiative
متن ۴ (مهندس مجیری): انتقال گاز به آلمان، می تواند ما را در مدارهای بازیابی دلارهای نفتی بیاندازند. همانطور که دکتر فرتوک زاده می گفتند، دلار نفتی یک «ارز برون‌زا» است؛ یعنی ارزی که از درونِ زنجیره‌های قابلیت‌محور و صادراتِ صنعتیِ کشور به دست نیامده و اگر وارد هزینه‌های جاری و سازوکارهای سهمیه‌ای شود، همان اقتصاد حلقه‌باز را بازتولید می‌کند. و در واقع امکان شکل‌گیری بازار را به هم می‌زند. پس در این منطق، ارز نفتی باید سرمایه توسعه باشد، نه منبعی برای تنظیم موقت بازار و نه خوراک دائمیِ مونتاژ و واردات. اما ارز نفتی کجا باید خرج شود؟ ارز نفتی باید خرج خرید و بومی‌سازی گلوگاه‌های فناوری شود، نه واردات کالاهای روزمره و حتی مواد و قطعات اولیه مورد نیاز صنعت. ارز حاصل از فروش نفت باید خرج زیرساختهای حمل و نقل و گمرکی شود تا مسیر صادرات صنایع قابلیت‌پایه هموار شود. یعنی کلا سرمایه گذاری روی زیرساخت‌ها (البته همون زیرساخت هم سرش بحث هست مثلا میگویند در صورتی که زنجیره داخلی آن در کشور وجود نداشته باشه مجاز به اینکار هستیم.) در کل، آن موردی که در مورد توسعه نیروگاه های خورشیدی گفتید، چون مربوط به زیرساخت هست می‌تواند گزینه خوبی باشد. ولی میتونه گزینه های بهتری هم‌ وجود داشته باشد برای خرج کردن این ارز نفتی. مثلا اینکه دولت در تحقیق و توسعه زنجیره های موجود صنعتی سرمایه گذاری کند. به‌جای اینکه بین شرکت های مختلف برای واردات کالاهای مصرفی پخش شود، در گلوگاه هایی سرمایه‌گذاری کند که منجر به توسعه اون زنجیره می‌شود؛ یعنی جاهایی که اون شرکت ها جداگانه امکان سرمایه گذاری و توسعه ندارند. باید در این روابط توجه کنیم به تولید و توسعه صنعتی که برای ما تولید جغرافیا می کند. یعنی از توسعه صنعتی که مبتنی بر مدارهای قبلی ژئوپلتیک بوده است حذر کنیم! مثال - ما با نحوی از تجارت واگرا، و بازیابی دلارهای نفتی (Petrodollar recycling) که یک مدار کهنه اقتصادسیاسی بوده، توسعه صنعتی فعلی را در کشور پیش گرفتیم. یعنی ارزی که حاصل از خام فروشی و نفت و گاز بود را گرفتیم، و صنایعی را در کشور ایجاد کردیم. این در راستای همان نظم سابق (نظم آنگلوساکسونی) بود و یک توسعه صنعتی قشری و سطحی برای ما به ارمغان آورد و صنایع در صف ارز ایستادند و اکثرا به صنایع مونتاژی تبدیل شدند. لذا باید مجدد دقت کنیم که در این مدارها نیفتیم. راه حل آن این است که توسعه یک صنعت را به ارز یک صنعت دیگر مثل نفت و گاز گره نزنیم. یعنی هر صنعتی خودش ارز خودش را تامین و مصرف می کند. به عبارت دیگر تراز تجاری هر صنعت مثبت یا صفر می شود. به عنوان مثال صنعت کفش، در ازای صادرات به روسیه خودش ارز تامین می کند و با آن ارز مواد اولیه تهیه می کند. در اما اگر فرض کنید در مدار سابق بودیم چه اتفاقی می افتد؟ صنعت کفش انگیزه خاصی برای صادرات نداشت. مضاف به اینکه از ارزهای نفتی مجبور به پرداخت به این صنعت بودیم تا مواد اولیه خودش را تهیه کند. - برهمین اساس ایده انتقال گاز به آلمان در قبال توسعه نیروگاه های خورشیدی، می تواند ما را در همان مدارهای بازیابی دلارهای نفتی بیاندازند. ایده فروش نفت به چین و وارد کردن صنایع چین نیز باید با احتیاط دنبال شود. - در مورد تامین مالی کلا هر طرح توسعه صنعتی از جمله همان طرح کوچک مقیاس نیز که فرمودید، باید توجه کنیم در دام تامین مالی با دلارهای نفتی نیفتیم. کانال «شیفت» (شبکه یکپارچه فرآوری و ترابری) در ایتا و تلگرام: eitaa.com/shift_initiative t.me/shift_initiative