و او،در نفس ِپروانه است!
وقتی که کنار گُلی زیبا مینشیند.
و نقش و نگار بالهایش را به نمایش میگذارد.
ما عشق را به مدرسه بردیم. در امتداد راهرویی کوتاه؛ در آن کتابخانهی کوچک تا باز این کتاب قدیمی را که از کتابخانه امانت گرفته بودیم با هم یکی دو لحظه بخوانیم...
Lقیصر امین پور🦩
و دل علی آن شب با زهرا پشت در سوخت؛ غربت جای خوشی های زندگی اش را گرفت. دنیا عاقبت، دار و ندارش را گرفت. 🖤