روزی که پزشک به مادربزرگش خبر داد که بیماریاش لاعلاج است چیزی بدین مضمون بر زبان آورد: «تا این لحظه نفهمیده بودم زندگی چه زیباست.»
Lدنیای سوفی🎟️
دوست داشتن زیباترین حس دنیاست! به بوئیدن پرتقال میماند؛ به عطر نرگس و رایحهء یاس...
نمیدانستم تکه ای از بهشت، در دوست داشتن توصیف میشود! 💐
سیزده سالم بود و معنی خون را میفهمیدم. معنی از دست دادن عزیزان را؛ بوی بدن مرده را میفهمیدم. شکل بدنی را که زیر تانک صاف و له بشود؛ خاک و غباری را که بولدوزر دیوانه بلند میکرد میفهمیدم.
Lجایی که خیابان ها نام داشت 🫒
یک نفر هست که خود نیست ولی خاطره اش؛ صبح هر روز مرا سخت بغل میگیرد...
Lصادق رمضانیان🫂