هدایت شده از ساخت ایران|حسین مهدیزاده
4_5958340642919679537.pdf
17.08M
♨️ #اختصاصی
📚 «سياستهاي توسعه و تکامل جمهوري اسلامي ايران: اقتصادي-مالي، اجتماعي-فرهنگي، فضايي-کالبدي»
🔖 نخستوزیری: دفتر طرحهای انقلاب
📆 انتشار: اردیبهشت 1359
📍 تعداد صفحات: 256
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
♻️ دفتر نخستوزيری در فروردين 1358 سمت «وزير مشاور در طرحهاي انقلاب» را ايجاد ميکند و اساسنامه شوراي عالي طرحهاي انقلاب هم به تصويب هيئت دولت ميرسد. اين شوراي عالي قرار است طرح کلي نظامهاي تشکيلدهنده جامعه ايران براي رسيدن به اهداف جمهوري اسلامي را ارائه کند. شوراهايي ذيل شوراي عالي طرحهاي انقلاب تشکيل ميشود و 195 نفر از متخصصان کشور با صرف 4000 ساعت وقت این گزارش را تنظیم کردهاند.
♻️ این متن یکی از میراثهای گرانبهای انقلاب 67 است.
🆔 @social_theory
هدایت شده از دکتر حمیدرضا مقصودی
پلئونکسیا سرمایه داری مالی مناقشهای دیرپا.mp3
29.24M
📌پلِئونِکسیا: سرمایه داری مالی، مناقشهای دیرپا
ارئه دهنده: احسان ولدان
#نقد_کاپیتالیسم
#اقتصاد_مالی
🆔 @SSL_Qasd
هدایت شده از مدرسه عالی علوم انسانی روزگار نو
neshast3.mp3
15.67M
صوت سومین نشست مدرسه غربشناسی #آیینه_سکندر
سخنران؛
آقای دکتر محمدرضا قائمینیک،
هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه رضوی
موضوع:
"جامعه شناختی غرب شناسی در ایران"
این سخنرانی یکشنبه، ۲۲فروردین ماه، ساعت ۱۰ برگزار شد
هدایت شده از اندیشکده قصد
🔸 نقشه هوایی اقتصاد اسلامی (۱)
✍️ دکتر سید مهدی زریباف
🔹در مباحث اقتصاد اسلامی، علاوهبراینکه کاملاً باید مسلط بر ادبیات غرب باشیم و همچنین باید مسلط بر ادبیات خودمان باشیم، چند مؤلفه دیگر را نیز لازم داریم. چرا که تحقیق در حوزه اقتصاد اسلامی خیلی مشکلتر از اقتصاد متعارف در غرب است.
🔹 سه نوع رویکرد در قبال اقتصاد اسلامی داریم.یک عده بهراحتی میگویند که اقتصاد اسلامی نداریم! عدهای میگویند: داریم ولی کار ما نیست و کارشناسها باید بیایند توضیح بدهند و ما فتوا بدهیم. این امر یک نظام دو قطبی معرفتی را به وجود میآورد که هر شخصی پاسخ به این سؤال را به فردی دیگر معطوف میکند. به عبارت دیگر در این قِسم فردی غذا را نیمپز میکند و تقریباً آماده میسازد و فردی دیگر حکم را صادر میکند! لذا کار درست از کار در نمیآید...
🔹بنابراین ما یکسری بایدها و نبایدها به عنوان مثال نسبت به وضعیت بودجه داریم ولی اینها تا زمانیکه به یک معماری و مدلسازی تبدیل نشود، هیچ مسئلهای حل نخواهد شد. این کار را چه کسی باید انجام دهد؟ متفکر اقتصاد اسلامی. چون این کارها انجام نگرفته است، این توهمات به وجود آمده است....
🔹بنابراین قاعده تغییر این است که متفکر یک مبنایی را در دستگاه تحلیل خودش پیدا کند. آن مبنا چیست؟ این است که اصالت با پول نیست. اصالت با بازار هم نیست. لذا بازار پول در ذهن متفکر اقتصاد اسلامی یک مفهوم لغزانی است و موضوعیت ندارد در حالی که در دستگاه غربی موضوعیت داشت و اصل بود...
برای مشاهده کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید
📌http://zaribaf.qasd.ir/articles/568#start
🆔 @Qasdway
هدایت شده از منور
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هشت پیشبینی انجمن جهانی اقتصاد برای جهان در سال 2030
پیشبینیهای نهادی که حامی شعار «ریسِت بزرگ» در دوران پساکروناست، برای جهان در ده سال بعد چنین است؛
1️⃣ شما مالک هیچ چیز نخواهید بود! و از این بابت خوشحال هم خواهیدبود!
2️⃣ آمریکا دیگر ابرقدرت جهان نخواهدبود!
3️⃣ شما برای اهدای عضو منتظر نخواهیدماند، ما این عضوها را پرینت سهبعدی خواهیمکرد!
4️⃣ شما گوشت بسیار کمتری خواهیدخورد! برای سلامت خودتان و محیط زیست!
5️⃣ یک میلیارد نفر در اثر تغییر اقلیم آواره خواهندشد!
6️⃣ تولیدکنندگان کربندیاکسید در جهان بابت آن پول خواهندداد! و برای آن قیمت جهانی تعیین خواهدشد!
7️⃣ میتوانید برای رفتن به مریخ آماده شوید! آغاز ماجراجویی برای یافتن موجودات فضایی!
8️⃣ ارزشهای غربی به نقطه شکست خواهندرسید! اما چیزهایی که دموکراسیهای ما را حفظ میکند نباید فراموش شوند!
هدایت شده از دکتر حمیدرضا مقصودی
دامپینگ چیست؟!
خیانت بزرگی بنام دامپینگ در جامعه در حال وقوع است . هوشیار باشید .
یک فروشگاه زنجیره ای را تجسم کنید. بسیار بزرگ. بسیار شیک. وارد محله ای می شود. محله ای با مردمانی از طبقه متوسط. نبش اصلی ترین چهار راه محله، زمینی به وسعت 10 هزار مترمربع را می خرد. آن را در هفت طبقه می سازد. با پله برقی، آینه ها و لامپ های زیبا.
خوشحالید نه؟
فروشگاه شروع به کار می کند. تعداد زیادی از اهالی محل را هم استخدام می کند. ولی فقط چند ساعت در هفته. مثلا روزی یکی دو ساعت. چه خاصیتی دارد؟ روشن است که وقتی خانم خانه دو ساعت در فروشگاهی که با آن همه زلم زیمبو و رعایت قواعد مارکتینگ چیده شده کار می کند، خرید روزانه اش را هم از همانجا انجام خواهد داد. بخصوص که قیمت ها هم پائین تر از عباس آقای میوه فروش و حسین آقای پارچه فروش است. حتی پائین تر از قیمت تمام شده! به این می گویند دامپینگ! جالب اینکه خانم عباس آقا هم میوه اش را تازه از همان فروشگاه می خرد. چرا؟ چون عباس آقا سالها هرچه میوه بد داشته که کسی نخریده بوده به منزل آورده. الان خانم عباس آقا خودش دارد کار می کند. با حقوق خودش حسرت سالیان را از دلش در می آورد.
چند ماهی گذشته. کار و بار عباس آقا و حسین آقا خراب است. درآمدشان اجاره مغازه شان را هم در نمی آورد. شاگرد مغازه اخراج می شود و می رود در فروشگاه زنجیره ای استخدام می شود. هفته ای 10 ساعت. ولی حقوق ساعتی اش بالاست. این حقوق ساعتی آنچنان توقع او را بالا برده که جای دیگری نمی تواند کار پیدا کند.
دو سال گذشته. عباس آقا در شرف ورشکستگی است. آخرین مقاومت ها را کنار می گذارد و مغازه را تعطیل می کند. او نیز به فروشگاه زنجیره ای می رود و زیر دست شاگرد سابقش که حالا یکی از انباردارهای فروشگاه است استخدام می شود. همسرش اما اخراج شده است. چون انتظار داشته بعد از دو سال حقوقش یا دست کم ساعت کارش اضافه شود.
چهار سال گذشته است. صاحب مغازه عباس آقا دو سال است اجاره ای نگرفته است. از وقتی عباس آقا مغازه اش را خالی کرده یکی دو مستاجر عوض کرده که هیچکدام بیش از یکی دو ماه دوام نیاورده اند. کاسبی نیست. مغازه ها را به قیمت ارزانی می فروشد به یک بساز و بفروش.
سال پنجم دیگر محله مردمانی از طبقه متوسط ندارد. حسین آقا و شاگردش هر دو کارگر ساختمانی هستند. قیمت های فروشگاه زنجیره ای بالاست. سود هشتصد درصدی روی قیمت تمام شده کالا عادی است. فروشگاه حقوق ساعتی را کم کرده. تعداد بیشتری را با ساعت های کمتر استخدام کرده است.
سال هفتم. فروشگاه محله را به خاک سیاه نشانده. کسی دیگر در آن محله پس اندازی ندارد. فروشگاه کالاهایش را به سایر شعبه ها انتقال می دهد. این شعبه تعطیل است. مردم فقیر منطقه قدرت خرید از چنین فروشگاه باکلاسی را ندارند!
این اتفاقی است که هر روز در آمریکا می افتد. صاحب فروشگاه همان یک درصد است و ساکنین محله همان 99 درصد. فقرا فقیرتر و پولدارها پولدارتر می شوند. شهردارهای مناطق و شهرهای کوچک هر روز با التماس از مردم می خواهند که به جای خرید از فروشگاه های عظیم، از بیزینس های محلی (عباس آقا و حسین آقا) خرید کنند. ولی اغلب مردم با همین طرز فکر شما خریدشان را از غول های بزرگ انجام می دهند. شیک. ارزان!
از خودتان بپرسید چرا اروپا غول های آمریکایی مثل والمارت را محدود کرده؟ جالب اینکه به دلیل همین محدودیت متهم به کمونیست بودن و مخالفت با تجارت آزاد هم می شود.
نه دوست عزیز. هرکه ارزان می فروشد برای رضای خدا ارزان نمی فروشد!
اگر چین سیب و پرتقالش را با ضرر وارد کشورتان می کند و ارزانتر از باغدار شما ميفروشد برای این است که می خواهد باغدار باغش را نابود کند و ویلا بسازد. اگر چین پیراهن مردانه را در تهران می فروشد 50000 تومن و شما برای دوختن همان پیراهن باید 100 هزار تومن مزد بدهی، فقط به دلیل ارزانی نیروی کار چینی نیست! بلکه دارد دامپینگ می کند! قضیه خیلی ساده است .
این قضیه متاسفانه دلیل اصلی تعطیلی کارخانجات است.
هدایت شده از دکتر حمیدرضا مقصودی
برخی از موانع عجیب و غریب تولید:
📛#ممنوعیت چرا در چراگاه های منابع طبیعی توسط منابع طبیعی وزارت جهاد(که حتی موجب تقویت چراگاه ها و مراتع میشود و تولید کشور دچار جهش میشود)
📛#ممنوعیت ساخت ساختمان در مزارع و باغات توسط وزارت جهاد(که موجب جلب خانواده ی باغداران و کشاورزان به مزارع خود میشود که این ممنوعیت موجب تعطیلی اکثر این مزارع و باغات شده است).
#ممنوعیت مردم در احیای زمین موات توسط منابع طبیعی وزارت جهاد(که موجب گران شدن زمین کشاورزی و باغداری و زمین های مسکونی شده است و موجب تراکم فروشی و معماری وحشی آپارتمانی و رانت خواری های زیاد در حوزه ی زمین شده است).
📛#ممنوعیت نگهداری دام و طیور در داخل حیات و طبقات زیرین خانه های روستایی توسط وزارت جهاد(که موجب ناأمنی دامپروری و تحمیل هزینه ی نگهبانی و به صرفه نبودن مشاغل مربوطه شده است).
📛#ممنوعیت جمع آوری هیزم های خشک جنگل توسط جنگل بانی وزارت جهاد(که موجب آتش سوزی جنگل ها و جلوگیری از تکثیر نهال های جدید و نیازمندی به سوخت های تجدید ناپذیر فسیلی و سوخت خطرناک اتمی شده است و نابودی اشتغال در این حوزه شده است).
📛#ممنوعیت تولیدات ارگانیک بومی توسط وزارت بهداشت (که موجب آسیب رسانی به سلامت عمومی و سونامی های غذاهای صنعتی و کارخانه ای شده است).
📛#ممنوعیت تولیدات داروهای گیاهی غیر شیمیایی توسط وزارت بهداشت(که موجب گسترش مصرف داروهای عوارض دار شیمیایی و وابستگی سلامت به واردات شده است و کارخانه های تولید دارو، جای هزاران شغل تولیدی محلی را گرفته است).
📛#ممنوعیت کشاورزی غرقابی توسط وزارت جهاد (که موجب بیکاری جامعه و خشک شدن سفره های زیرزمینی و فرو نشست زمین و فرار ابرها از زمین های خشک و گرم شده است).
📛#ممنوعیت تولید طیور بومی توسط دامپزشکی جهاد(که موجب نوسانات سلاطین دانه و جوجه و مرغ و بیکاری حداکثری جوانان کشور شده است).
📛#ممنوعیت پرورش دام بومی توسط دامپزشکی وزارت جهاد کشاورزی(که موجب ایجاد دامپروری صنعتی مضر به سلامت و ضد اشتغال و به نفع سلاطین دام و علوفه شده است).
📛#ممنوعیت کشتار در قصابی ها و شرکتی کردن کشتارگاه ها توسط دامپزشکی وزارت جهاد(که موجب دلال بازی و محروم شدن دامداران از سود تولیدات خودشان و نابودی هزاران شغل محلی و غیر بهداشتی شدن ذبح شده است).
📛#ممنوعیت رستوران های غذای طبیعی توسط وزارت بهداشت(که موجب شرکتی شدن تولید اغذیه و آسیب رسان شدن به سلامت و بی کاری جمعیت زیادی شده است).
📛#ممنوعیت دستفروشی و خرده فروشی توسط شهرداری ها(که موجب بوجود آمدن مگامال ها و غول های تجارت استارتاپی و تراست های سرمایه داری شده و دست آحاد ملت را از تجارت قطع کرده است).
📛#ممنوعیت ایجاد مراکز گردشگری شخصی (که موجب بوجود آمدن مراکز گردشگری بی رحمانه ی و سود محور شده است که ضمن آسیب رسانی به سلامت، موجب تمرکز ثروت و بی کاری هزاران نفر شده است).
📛#ممنوعیت آسیابانی غیر کارخانه ای گندم و جو توسط وزارت صنایع(که موجب بیکاری عده ای و ایجاد فرصت برای آلودگی آردها توسط سازمان بهداشت جهانی است و موجب تحمیل هزینه های سرسام آور حمل و نقل و گرانی نان و فرآورده های مرتبط با آرد میشود).
📛#ممنوعیت کاشت درختان مثمر در فضاهای سبز و پارک ها توسط شهرداری ها (که موجب نابودی محیط زیست و گرانی میوه ها میشود و موجب صرف هزینه های زیاد برای کشور می شود).
👌موانع تولید از این دست قوانین کشوری که عمدتا تابع اسناد استعماری بین المللی است می باشد، متاسفانه رئیس جمهور، موانع تولید را به حمایت و تسهیل وام و مالیات از کارخانه داران و سرمایه داران منحرف کردند که این کار تقویت نظام اقتصاد کلان سرمایه داری است و این سیاست مابقی سرمایه های کشور را نابود کرده و بی عدالتی و بی کاری و وابستگی به واردات و...را بوجود می آورد.
متاسفانه در سرمایه داری کردن اقتصاد کشور با بردن «کار از خانه» به «کارخانه» و و بستن دست تولید بخش خصوصی خرد و باز کردن دست بخش خصوصی کلان(سرمایه داری) و تمرکز ثروت بجای توزیع عادلانه ی تولید و ثروت، مورد اجماع جناح های لیبرال و انقلابی هست.
تا انقلاب بزرگ در نگرش اقتصادی مسولان و نخبگان کشور ایجاد نشود و برای فرار از نظام سوسیالیستی در دام نظام لیبرالیستی بیافتند و بجای تقویت اقتصاد خرد مردمی، اقتصاد کلان خصوصی و خصولتی را تقویت کنند موانع واقعی تولید برطرف نخواهد شد.
تعهد به اسناد استعماری بین المللی، قوانین غلط در قانون اساسی مانند اصل ۴۵ و سیاست های کلان بویژه در اصل۴۴ و برنامه های توسعه و قوانین غلط مجلس شورای اسلامی، وزارت بهداشت، جهاد کشاورزی، کار، صنایع، اقتصاد و کشور و...، سازمان برنامه و بودجه و بانک ها و پیگیری اجرای سیاست های غلط کشور توسط قوه قضائیه، اصلی ترین موانع کشور در تولید هستند.
سال تولید و رفع موانع، فرصت پرداختن به ریشه هاست.
هدایت شده از ساخت ایران|حسین مهدیزاده
1⃣ از 2⃣
♨️ گفتگویی بین بنده و یکی از طلاب فاضل، درباره روشهای جدید شرعی سازی سود بانکی که در یکی از کلاس های درس خارج فقه معاصر در سال 99 مطرح شده بود
👇
◀️ حسین مهدیزاده:
کلاه شرعی 2021 برای ربا. از اول انقلاب تا حالا 5-6 مدل کلاه شرعی برای حفظ رباخواری در متن و کانون اقتصاد ایران آمده، این هم ورژن جدیدش!!!
😞
آقایون چرا به جای این همه تلاش برای موجه سازی نظام مالی مدرن، چندسالی وقت نمیگذارند تا یک نظام مالی برای خو مان خلق کنند؟ حالا که قرار است نسخه های بشری موجه سازی شوند، چرا خودمان دست بکار نمی شویم؟!!! خب نسخه خودمان بسازیم و بعد را موجه سازی کنیم!!!
⏪نقد:
نسخه خودمان پول حقیقی یا همان مسکوکات است (که عملا هم در بستر تمدنی موجود امکان تحقق ندارد)
وقتی بستر مبادلات تغییر ماهوی کرده، هر نسخهای بپیچید دست آخر باید خلق پول کنید و برای فرار از کاهش ارزش پول اعتباری، مابه التفاوت بگیرید
به نظر میرسه که آنچه که ربا میدانیم در واقعیت امر ربا نیست، چون اساسا ماهیت پول موجود چیزی جز حواله خرید نیست و بدیهیه حفظ ارزش و توان خرید در حواله شرط است
من خودمم تا مدتها برای فرار از ربا و فرار از ضرر ارزش پول، پیشنهاد میکردم طلا قرض بدهید و طلا پس بگیرید
اما باز این مشکلاتی را در پی خواهد داشت، نمونه این مشکل در قضیه مهریه عیان شد
در این یکی دو سال اخیر به دلائل انواع فشارهای موجود، قیمت طلا به صورت غیر طبیعی بالا کشید و نسبت به قدرت خرید مردم و رشد حقوق متعارف کارمندان، به یکباره طلا رشد و جهش غیر متوازنی پیدا کرد و تمام معادلات و نسبت سنجیها بهم ریخت
قضات دادگستری هم این وسط فقط به بدهکاران مهریه فرصت بیشتری دادند،
اما اینگونه مشکل حل نشد بلکه فقط بدهی مهریه ها زمانبر تر شد و این خارج از انصافه
یعنی مثلا یک سکه طلا در سال 97 معادل نصف حقوق یک کارمند بود اما در سال 99 یک سکه طلا معادل تمام حقوق یک کارمند شد (در صورتی که در گذشته بین افزایش قیمت طلا و رشد حقوق و قدرت خرید متعارف مردم، یک توازن و تعادل نسبی برقرار بود اما در این دو سه سال معادلات عوض شد)
پس وقتی شما برای فرار از ربا و فرار از ضرر ارزش پول، طلا قرض میدهید و طلا پس میگیرید، هر چند در ظاهر هیچ خلافی انجام نشده اما باطن قضیه از جهاتی شباهت بسیاری با ربا دارد به این دلیل که مبنای ارزش گذاری امروزه پول اعتباری است
بله این روش قرض دادن زمانی خوبه که بازار یک تعادل نسبی داشته باشد یا مبنای معاملات اساسا پول حقیقی باشد اما برای ایرانی که با عوض شدن رئیس جمهور و تهدیدات خارجی و... بازار ارز و دلار و طلایش به یکباره کن فیکون میشود (و در عین حال هم قدرت خرید و حقوق متعارف تغییری نمیکند) این روش یک ظلم ناخواسته شبیه به همان ربا میشود
راهی که به ذهن حقیر میرسد اینه که باید سامانه ای طراحی شود که ارزش پول را دائما در مقایسه با نرخ درامدها و قدرت خرید مردم، با کالاهای اساسی مثل نفت و طلا و مسکن و... محاسبه کند و بر اساس آن پول قرض الحسنه داده و باز ستانده شود
هر چند این محاسبات شاید مو را از ماست نکشد و باید همیشه یک قید مصالحه نیز در کنارش باشد، اما به مراتب از طلا قرض دادن و یا پول قرض دادن بهتر است
در کل باید در دنیای امروز تعریف خودمون رو از ربا و پول حقیقی و اعتباری تغییر دهیم
هدایت شده از ساخت ایران|حسین مهدیزاده
2⃣ از 2⃣
◀️حسین مهدیزاده:
اساسا مساله «تعریف» پول نیست، مساله سازمان گردش عملیات و ماموریت پول است.
اینکه اساس پول(کالای واسط) صدر اسلام، بر کالایی است که ارزش خود را از طبیعت گرفته، دلیل نمیشود که از نظر اسلام، هیچ پول دیگری، اجازه تولد یافتن و تبدیل شدن به کالای واسط را ندارد. فقه موجود به چه علت، پول حقیقی را در دین، توقیفی می داند؟
به گمان من حتی پول اعتباری، از آن جهت که بار ارزشهای فرهنگی و سیاسی جامعه را بیشتر تحمل میکند، شاید از لحاظ دینی مطلوب تر هم باشد، چرا که طلا ارزشش را فقط از طبیعت و کمیابی طلا میگیرد اما پول اعتباری توان اعتباریابی از فرهنگ و سیاست را هم دارد و با رشد اسلام، معتبر تر هم میشود.
پس راه اصلاح را کجا باید جستجو کرد؟ به گمانم در «روابط» پول، یعنی مساله سازمان و نظام گردش پول مدرن است که آن را به نوعی خاص از فرهنگ گره میزند. ماموریت پول در این نظام اولا خون رسانی(اعتبار رسانی) به جامعه ای است که ارزش اولش، منفعت خواهی و سوداگری در جامعه ی بازار است. مشکل اصلی در این است که اسلام، در بازار بودن روابط انسانی را قبول ندارد. اساسا اگر یک جامعه بازار باشد، و انسان بهینه این جامعه هم سوداگر باشد، سازمان گردش پول آن جامعه یا ربا تولید میکند و یا چیزی را ارزش میدهد که از نظر دین، باطل است(آکل مال بالباطل). آنچه باید اصلاح شود، روابط پولی است، نه تحجر بر ماهیت پول قدیم.
.
به عنوان مثال عرض میکنم! رفتار ما با پول، مثل رفتارمان با فساد شرکتهاست که مثلا در روابط توزیع کالا، بازار به تبلیغ شهوانی کالاها معتاد شده و آن را به نُرم و ضابطه تبدیل کرده و خارج از آن، کالا به درستی توزیع نمیشود، اما ما برای اصلاح این وضع، مدام مدیر عامل و منشی و کارمندها را به سلابه میکشیم و با حراست و نظارت میرسانیم و آنها را دچار عدم امنیت شغلی میکنیم!
غافل از اینکه این «روابط» توزیعی است که باید اصلاح شود، چه اینکه اگر روابط اصلاح شود، هر کسی در مقام مدیر عامل و منشی و کارمند باشد، به تبع آن فساد مدنظر را دیگر انجام نمیدهد، چون فساد غیربهینه خواهد بود.
هدایت شده از خلاف آمد
اقتصاد تعاونی- شهید بهشتی.pdf
201.8K
سخنرانی شهید بهشتی پیرامون اقتصاد تعاونی
منبع: مجله تعاون- تیر 1375- ش 58- ص 4 تا 9
همچنین کتاب نظام اقتصادی در اسلام (مباحث کاربردی) ص 191
هدایت شده از سید مصطفی مدرس
♦️ فلسفه ریاضیات و علوم اجتماعی ♦️
🔹 سه نوع متفاوت از کاربرد ریاضیات از هم، یکی کاربردی که میتوان آن را مستقیم و بدون دخالت یک نظریۀ شکل گرفته نامید؛ دوم کاربردی که از خلال یک نظریۀ شکل گرفته صورت میگیرد؛ و سوم کاربردی که از راه دخالت یک نظام ثالث علمی تحقق مییابد.
🔹وقتی نظریهای به بلوغ نسبی میرسد، نوعی ایدئولوژی از آن بیرون میتراود که به مدد این ایدئولوژی میتوان گامهای دیگری برداشت و پدیدههای دیگری را زیر یک عنوان با هم متحد کرد.
دکتر رشدی راشد بخش دوم
▫️میراث مکتوب- رشدی راشد ریاضیدان و تاریخنگار ریاضیات، در ۱۹۳۶ در قاهره به دنیا آمد. به تحصیل فلسفه پرداخت و در تاریخ فلسفه ریاضیات، درجه دکتری گرفت و تا به حال آثار متعددی در زمینه علم و فلسفه علم، بهویژه تاریخ علم در میان مسلمانان نوشته است.
▫️او در این حوزه تا حدی از نقش ایرانیان در پیشرفت علوم ریاضی میگوید و نشان میدهد که علم نه از یونان شروع میشود و نه غربیان پیشگامان همه عرصهها بودهاند. آنچه در پی میآید، تلخیصی از فصل اول کتاب «تاریخ و فلسفه علم» با ترجمۀ حسین معصومی همدانی است که به همت انتشارات هرمس به چاپ رسیده است .
🔸من همۀ کاربردهای ریاضیات در روانشناسی اجتماعی را بررسی کردم و در این زمان کتابم را راجع به کندرسه نوشتم. جالبترین چیز در این ماجرا، این پرسش بود: آیا شرایط تاریخی مشابهی وجود دارد؟ کافی نبود که مسأله را از دیدگاه تطبیقی صرف بررسی کنم، یعنی مثالهایی از اینجا و آنجا انتخاب کنم و تحلیلشان کنم، بلکه باید تمامی سنتی را که در این حوزه وجود داشت، بازسازی میکردم؛ یعنی تمامی سنت کاربرد ریاضیات در واقعیات اجتماعی را؛ به این دلیل بود که به قرن هجدهم و نویسندگانی چون کندرسه و دیگران برگشتم.
🔸در عین حال کار من به تاریخ حساب احتمالات هم مربوط میشد و من این نوع کار را بر مبنای آثار برنولیها (بهخصوص ژاک و نیکولا برنولی) انجام دادم. در این باره حدود ۶۰۰ صفحه نوشتهام که هیچ وقت چاپ نشد. با این حال، دریافتم که در این حوزه، ریاضیات همیشه به صورت چیزی خارجی باقی میماند؛ یعنی ریاضیات، با اینکه تا اندازهای کارایی دارد و امکان میدهد که به برخی از پدیدهها روی بیاوریم و برای برخی از آنها مدلهایی بسازیم و از این قبیل کارها، به هر حال به صورت چیزی خارجی باقی میماند و توانایی پیشبینی واقعی پیدا نمیکند. در این زمان بود که دیگر از این حوزه رویگردان شدم، چون میدانستم که کارم از آن پس جز تکرار نخواهد بود.
▫️پس از آن، اندیشۀ ضرورت دخالت یک نظام علمی ثالث را در مورد نورشناسی به کار بردید. آیا این اندیشه از بررسی ریاضی کردن علوم اجتماعی به ذهنتان راه یافت؟
🔸فکر میکنم سه نوع متفاوت از کاربرد ریاضیات را از هم تمییز دادهام: یکی کاربردی که میتوان آن را مستقیم و بدون دخالت یک نظریۀ شکل گرفته نامید؛ دیگری کاربردی که از خلال یک نظریۀ شکل گرفته صورت میگیرد؛ و سوم کاربردی که از راه دخالت یک نظام ثالث علمی تحقق مییابد. این نوع سوم در مورد کاربرد حساب احتمالات در علوم اجتماعی به نظر من اساسی میآمد؛ زیرا این کاربرد از خلال برخی نظریهها یا برخی از تعبیرهای حساب احتمالات صورت میگیرد.
🔸بر بنیاد این فکر، جستجو کردم که ببینم آیا در نورشناسی یا در مکانیک، یا حتی در الکتریسیته، وضعیتهای مشابهی یافت نمیشود، و گمان میکنم که به این پرسش پاسخ مثبت داده باشم. تحلیل اینگونه وضعیتها مستلزم بررسی رابطۀ دیالکتیکی میان نظریۀ مورد بحث و ریاضیات بود؛ یعنی میان ایدئولوژی به معنای شریف این کلمه و معرفت علمی.
🔸سعی کردهام این رابطۀ دیالکتیکی را شرح بدهم. به این طریق، میبینیم که وقتی نظریهای به بلوغ نسبی میرسد، نوعی ایدئولوژی از آن بیرون میتراود که به مدد این ایدئولوژی میتوان گامهای دیگری برداشت و پدیدههای دیگری را زیر یک عنوان با هم متحد کرد؛ مثلا وقتی نورشناسی هندسی قوام مییابد، یعنی وقتی یک نظام علمی واقعی میشود، در این زمان است که نورشناسی فیزیکی به صورت نظریهای علمی که میتوان نورشناسی هندسی، یا بخشی از نورشناسی هندسی، را به صورت یک نظام ثالث علمی در آن به کار برد، مشتق میشود. این مسأله بود که توجهم را به ابن هیثم معطوف کرد.
▫️با این حال بعد از علاقه به مسألۀ «ریاضی شدن نظریههای شکل نگرفته در علوم انسانی»، از سال ۱۹۷۶ چرخشی در مسیر کاری شما به سمت تحقیق در علم دوران اسلامی به وجود میآید.
🔸در جستجوی وضعیتهای مشابه، نخست با مکانیک مواجه شدم. در این زمان بود که تحلیلهای پیردوئم و آنهلیزه مایر و الکساندر کویره را خواندم و حتی مدتی در درس کویره شرکت کردم و رفتم او را دیدم و با او بحث کردم.
ادامه دارد ...
https://b2n.ir/246718
♦️گفتمان تمدنی سربازان ولایت خلیج همیشه فارس♦️
@OlomEnsaniEslami
هدایت شده از ساخت ایران|حسین مهدیزاده
seyed_javad_naghavi_۲۰۲۰۱۱۲۱_۰۹۴۶۴۷_0 (2).mp3
30.07M
# صوت لایو 29 آبان 99 حسین مهدیزاده و آقای سید جواد نقوی با موضوع «انسان ادیان در عرف جامعه بازار»
@teghtesadi