ی بار هم زنداییم فلفل گذاشته بود خشک شه
منو دخترداییم رفتیم فلفلارو ک خشک شده بودن با دستتتتتت ریز ریز کردیم(چون خشک بودن خوشمون اومده بود ک راحت خورد میشن)
بعد همون دستایی ک ب گرد فلفل قرمز خشک شده آغشته بود ( یاد اموزش اشپزیا افتادم :/) صورت و چشامونو مالیدیم =)
و از ظهر تا عصر دهنمون ب معنی واقعی سرویس شد از بسسسسسسسسس صورت و چشامون سوختتتتتتتت
و حقیقتا اسکار یکی از سختترین لحظات میرسه ب وقتی ک ''رفیق مجازیت'' حالش بده و تو هیچ گوهی نمیتونی بخوری برا خوب شدن حالش.
من ب بابام وصل شدم برم یوتیوبببببببب =/
عین اسکلا نشستم با این اسکلا حرف میزنم :/