بعد از همون بالا موهامو باز کنم و با پا بیفتم زمین و جفت پاهام استخون ساق و و زانوش بخاطر فشار زیادی ک یهو بش وارد شده پودر بشه
تهشم اینقد ب دنده های شکسته و شکمم لگد بزنم ک خونریزی داخلی کنم و خون بالا بیارم
هدایت شده از قِید
میخاستن اسم مامان بزرگمو بزارن روم، لیلا
مامانم خواب دیده که یه دختر(با همین قیافه ای که الان دارم) رو صدا میزنه فاطمه
پسگذاشتن فاطمه
داستان اسم تو چیه؟