shity summer
دارم کم کم رو دور میفتم و از این بابت عمیقا خوشحالم
*بعد از دو سال و اندی
وقتی چهل پنجاه ساله شدم
ی کافه میزنم
بشه پاتوق جوونا و نوجوونا
بقیشو بعد میگم الان حوصلم نمیشه تایپ کنم =/
قد سگخابم میاد و کاششش میشد مث وقتایی ک بعد از پنج ساعت میام تو گپ و از بالا پیامارو میخونم و ج میدم
بخابم بعد بیام تدریس شیمیو ببینم و ج بدم =''
پی دی اف فرستاده دبیر جغرافی
برا بچا باز نمیشه
میگه تعداد زیاده نمیتونم عکس بدم
ی برنامه بریزید بازش کنید
چ برنامه ای پدسگ؟
برا این فقد باید برنامه نویسی ی اپ رو نوشت و اپ رو ساخت و نصب کرد تا بشه بازش کرد =/
اینجا جا نماز اب میکشید ایدی اینستاتونو ندید ک کثافت کاریاتون اونجا رو نشه حداقل
ساحل اصن نیازی ب مسافرت و تجربه های جدید نداره
تو خوابش همه چیو تجربه میکنه
حالا ته خوابای من : با احمدی نژادرفتیم اتاق فرار =/