eitaa logo
شهدای ملایر
335 دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
416 ویدیو
48 فایل
عکس، زندگینامه، خاطرات و وصیت نامه شهدای ملایر🍃🌷🍃 ارتباط با ما و ارسال عکس و خاطرات و وصیت نامه و ......به کانال شهدای ملایر 🍃🌷🍃
مشاهده در ایتا
دانلود
شهدای ملایر
شهیدمحمدرضا #مرادی.پدر:غلامحسین تولد:۱۳۴۲/۰۱/۰۹:ملایر.مجرد:پاسدار.شهادت:۱۳۵۹/۰۴/۰۲:جوانرود.توسط ضد ا
شهید محمدرضا مرادی نهم فروردین ۱۳۴۲، در ملایر چشم به جهان گشود. پدرش غلامحسین و مادرش،قمرتاج نام داشت. تا پایان سوم راهنمایی درس خواند. از سوی سپاه پاسداران در جبهه حضور یافت. دوم تیر ۱۳۵۹، با سمت فرمانده پایگاه در جوانرود بر اثر اصابت گلوله توسط گروههای ضدانقلاب شهید شد. مزار او در بهشت زهرای تهران واقع است. @shohadayemalayer
شهدای ملایر
شهید محمدرضا مرادی نهم فروردین ۱۳۴۲، در ملایر چشم به جهان گشود. پدرش غلامحسین و مادرش،قمرتاج نام داش
با سلام و عرض ارادت به حضور همه اعضای محترم گروه ملایر در دفاع مقدس ، با سلام به ارواح طیب و طاهر امام خمینی رحمت الله علیه ، این عبد صالح الهی در قرن بیستم و بیست و یکم ، و سلام و درود خدا بر شهیدان راه حق و حقیقت و دلدادگان کوی جهادو شهادت و عشق و ایمان ، مطلبی عرض می کنم در خصوص اعزام نیرو از ملایر به جوانرود ، بنده در اواخر آبان سال ۵۸ بعضویت سپاه ملایر که حدود یکماه از تاسیش و راه اندازیش می گذشت ، در آمدم و چون سربازی رفته و آموزش دیده بودم ، خیلی سریع وارد شورای فرماندهی شده و مسئولیت واحد بسیج را بر عهده گرفتم . در آن زمان چون افراد آموزش دیده نظامی کم بود، از ژاندارمری و کمیته و شهربانی ، هر کدام یک نفر برای مربیگری نظامی به سپاه و بسیج مامور می شدند . از ژاندارمری جناب حاج امیر دماوندی که پدر شهید حمیدرضا دماوندی هستند به سپاه آمدند و با دیگر دوستانی که از ارگانهای نظامی به بسیج مامور شده بودند ، همکاری می کردند . در همین زمان جناب آقای دماوندی فردی بنام محمد رضا مرادی که ظاهرا فرمانده عملیات سپاه جوانرود بود را به من معرفی کردند . گفتند نیاز به نیرو برای سپاه جوانرود دارند ، محمدرضا مرادی جوانی رشید و پر تحرک و پر انرژی و واقعا عملیاتی بودند . در همان ابتدای کار من از او خوشم آمد و حدود ۱۷ نفر از کسانی که به سپاه ملایر برای عضویت مراجعه و جواب رد گرفته بودند‌ ، به او معرفی کردم ، و او برای آنها یه دوره چند روزه در زمین های اطراف پادگان پیر ویلان که بعدا به پادگان بدر تبدیل شد ، گذاشت و بعد از چند روز با خود به جوانروو برد ، چیزی نگذشت که در یه درگیری با نیروهای ضد انقلاب و در کمین دشمن افتاده و حدود ۷ نفر از آنها شهید شدند ، از جمله خود شهید محمد رضا مرادی که بچه تهران و اصالتا از توچغاز ملایر بودند . آنها عضو رسمی سپاه جوانرود شده بودند . خبر شهادت آنها و تشیع جنازه ای که در همدان و سپس در ملایر برای آنها گرفته شد ، سبب هجوم جوانان و نو جوانان بسوی مراکز نظامی و انتظامی برای حضور در مناطق جنگی و به خصوص کردستان شد . و این شهادت ها در استان غوغایی بر پا کرد . تعدای از شهدایی که در آن تاریخ (۱۳۵۹/۷/۵ ) به شهادت رسیدند ، بشرح زیر است : ۱_ شهید محمدرضا مرادی ۲_ شهید اسماعیل الوند ۳_ شهید سعید عبدالهی ۴_ شهید پرویزی ۵_ شهید مرتضی مهاجر که وصیت کرده بود در کنار شهید محمدرضا مرادی دفنش نمایند و اکنون در بهشت زهرای تهران همجوار شهید همرزمش بخاک سپدده شده است . ۶_ شهید عباس جعفرخانی ۷ شهید اشرفی البته شاید اشتباهی در بیان مطالب باشد که از قبل عذرش را می خواهم . تعداد افرادی که بعد این اعزان به جوانرود ، از آنجا بر گشته و به عضویت سپاه در آمدند ، بشرح زیر است : ۱_ رضا دماوندی ۲_ شهید عبدالله عابدینی ۳_ جانباز شهید محسن سلیمی ۴ _ شهید صادق عنبری و تعدادی دیکر که فعلا اسمشان بیادم نمی آید . توضیح اینکه شهید محمدرضا مرادی پسرخاله شهید غلامرضا عبدالملکی مسول حفاظت اطلاعات لشکر ۳۲ انصارالحسین میباشد. شادی روح حضرت امام و شهدای گرانقدر فاتحه و صلوات موسی بیگ جانی
. تو مرا یاد کنی یا نکنی باورت گر بشود؛ گر نشود حرفی نیست؛ اما نفسم می گیرد در هوایی که نفس های تو نیست ... ❣ شهادت: ٤ .................................. @Karbala_1365
فایل از ⁨⁨شهدای ملایر🍃🌷🍃⁩: ⁨https://t.me/Shohadayemalayer/7186⁩⁩
⁨غالبا آن گذرے ڪہ بیشتر است مے‌شود قسمت آنڪہ جگرش بیشتر است.. شهید داوود غلامی⁩ ⁨https://t.me/Shohadayemalayer/14673⁩
سردار شهید حاج حسن تاجوک درششم فروردین سال۱۳۴۰ در خانواده‌ای مذهبی در شهر ملایر دیده به جهان گشود که پس از گذراندن مقاطع مختلف تحصیلی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست. شهید تاجوک در سال‌های آغاز جنگ تحمیلی به جبهه‌های حق علیه باطل شتافت و عملیات‌های مختلف شرکت کرد و چندین بار نیز از ناحیه سینه، کمر، دست و پا مجروح شد اما هر بار پس از مداوا به جبهه بازمی‌گشت. این سردار رشید اسلام در عین مهربانی با زیردستان و ساده زیستی، فرماندهی شجاع و خط‌شکن بود که در بسیاری از عملیات‌های جنگ تحمیلی حضور فعال داشت و مسئولیت‌های مختلفی را به عهده گرفت که مهم‌ترین آن‌ها فرماندهی تیپ کربلا بود. شهید تاجوک در تاریخ یکم تیرماه ۶۷ در منطقه ماووت به شهادت رسید. @shohadayemalayer
شهدای ملایر
سردار شهید حاج حسن تاجوک درششم فروردین سال۱۳۴۰ در خانواده‌ای مذهبی در شهر ملایر دیده به جهان گشود که
شهناز تاجوک خواهر شهید حسن تاجوک در خاطره‌ای از این شهید بزرگوار گفت: حاج حسن یکی از دلاورمردان جبهه‌های حق علیه باطل بود که قبل از شهادت به درجه جانبازی هم نائل‌آمده بود، حاجی فرمانده تیپ کربلا بود. در یکی از عملیات‌ها وقتی که همراه چند نفر از فرماندهان برای شناسایی منطقه می‌روند، تقریباً وارد قسمتی از خاک عراق می‌شوند که به ناگهان با نیروهای بعثی مواجه می‌شوند، در حین فرار تیری به پای حاج حسن اصابت می‌کند، یکی از فرماندهان به‌ناچار فرار می‌کند و دیگری نیز به شهادت می‌رسد. حاج حسن با پای مجروح فرصت راه رفتن پیدا نمی‌کند و نیروهای عراقی سر می‌رسند و چند تیر دیگر به پای ایشان می‌زنند و حاج حسن را اسیر می‌کنند. هنگامی‌که می‌خواهند ایشان را بر روی کول تا مقر خود ببرند به دلیل جثه تنومند و قد بلند حاج حسن، با مشکل مواجه می‌شوند و بر روی زمین می‌افتد، عراقی‌ها که از گرفتن یک اسیر ناامید می‌شوند به ایشان فحاشی می‌کنند و تصمیم می‌گیرند که ایشان را به هلاکت برسانند. به همین منظور ایشان را به رگبار می‌بندند و تمامی تیرهای خود را به بدنش خالی می‌کنند و حاجی در تمام این مدت سرش را در میان دستانش نگه می‌دارد تا حداقل تیر به سرش اصابت نکند. بعد از مدتی عراقی‌ها گمان می‌کنند که به شهادت رسید و برای تائید حدس و گمان خود، انگشتر وی را از دستش بیرون می‌آورند و گمان می‌کنند که به شهادت رسیده و با خیال راحت از آن محل دور می‌شوند. حاج حسن وقتی از رفتن آن‌ها مطمئن می‌شود با حالتی سینه‌خیز، خود را در نیمه‌های شب به منطقه نیروهای ایرانی می‌رساند و در همان‌جا بی‌هوش روی زمین می‌افتد که رزمندگان ایرانی حوالی صبح پیکر زخمی ایشان را پیدا می‌کنند و بلافاصله با تجهیزات به بیمارستان‌های منطقه و سپس تهران می‌رسانند. پس از مدتی که در بیمارستان بستری بودند به ملایر منتقل می‌شود و در آنجا تحت درمان قرار می‌گیرد که از ناحیه دودست، پا، کمر و ریه مجروح شده بودند. دریکی از روزها وقتی که قرار بود آمبولانس ایشان را به درب منزل بیاورد و برای جراحی مجدد به بیمارستان منتقل کند متوجه شدیم که از قرارگاه آمبولانس دیگری فرستاده شده تا حاج حسن را به منطقه بازگرداند، وقتی همه ما معترض بازگشت ایشان شدیم با لبخندی دلنشین گفت که فعلاً برای تجدیدقوا و گرفتن نیرو به منطقه می‌روم، بیمارستان هم بماند برای بعد. که ما بعدها متوجه شدیم جهت هدایت یکی از عملیات‌ها به منطقه بازگشته بود. @shohadayemalayer -----------------------------------------
رفیق فقط شماها، لواسون به نام ما نمی‌کردین جون میدادین برامون🌹❤️ شهیدان نبی الله و حبیب الله ترکاشوند
شهید منوچهر احمدی پری دوم فروردین‌ماه 1344 در شهرستان ملایر به دنیا آمد. پدرش علی‌محمد کشاورز و مادرش تاج بی‌بی خانه‌دار بود. تا اول متوسطه در رشته انسانی درس خواند و به‌عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت و درنهایت در پانزدهم تیرماه 1365 در خرمشهر براثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار این شهید بزرگوار در گلزار شهدای روستای شهرک کربلای ملایر زیارتگاه عاشقان است. @shohadayemalayer
شهدای ملایر
شهید منوچهر احمدی پری دوم فروردین‌ماه 1344 در شهرستان ملایر به دنیا آمد. پدرش علی‌محمد کشاورز و مادر
در وصیت‌نامه شهید آمده است: بسم‌الله الرحمن الرحيم وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ. در ابتداى كلام سلام خدمت ولی‌عصر(عج) و نايب بر حق و دشمن‌شکنش امام خمینی و سلام بر ارواح طيبه شهداى اسلام از صدر تاكنون. هم‌اکنون كه با كاروان راهيان كربلا عاشقان اباعبدالله عازمم كه دين خدا را يارى كنم چند سخن كوتاه می‌نگارم. درود بر امت حزب‌الله ايران، اين ملت قهرمان و شهیدپرور كه با اهداى خون خويش توانستند درخت اسلام را بارور ساخته و آماده نمايند تا انشاالله حضرت حق ظهور فرمايد.درود بر چنين امتى. بارى از اين امت اميد دارم كه همان‌طور كه تابه‌حال از دادن مال و جان خويش در اين راه دريغ نکرده‌اند از اين به بعد هم دريغ ننمايند و همچنين اين نور الهى را كه در اين مرزوبوم تابيده است، مواظب باشيد و نكند خدایى نكرده یک‌وقت اطاعتش نكنيد كه آن روز روز بدبختى و بيچارگى مااست، روزى است كه شايد تا مدتی اسلام در وطنمان غروب كند. و اما پدر و مادرم خودم خوب می‌دانم كه زحمت مرا كشيديد و مرا تربيت كرديد، انتظار داشتيد كه در ايام پيرى عصاى دستتان باشم ولی نشدم. حال که این‌چنین شده كه خدا می‌خواسته ما هم رضاییم به رضایش پس سرها را بالا بگیرید و باعث سرافرازی اسلام و مسلمین باشید، مبادا کاری کنید که منافقان خوشحال شوند. و اما خواهرم تو هم با حفظ حجابت انقلابمان را پشتيبان و ياور باش و تا می‌توانی دنباله‌رو اماممان باشيد . شما برادرانم نيز راهم را ادامه دهيد كه اين راه، راه انبياء است و رضاى خدا در اين راه است.