eitaa logo
شهدای ملایر
334 دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
416 ویدیو
48 فایل
عکس، زندگینامه، خاطرات و وصیت نامه شهدای ملایر🍃🌷🍃 ارتباط با ما و ارسال عکس و خاطرات و وصیت نامه و ......به کانال شهدای ملایر 🍃🌷🍃
مشاهده در ایتا
دانلود
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨ شهید محمد بلوردی تولد: 1/مرداد/39 رشته فیزیک دانشگاه صنعتی شریف تاریخ شهادت: 21/فروردین/62 محل شهادت: فکه ❤️ @shahadat1398
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨ شهید فرید خالقی متولد 1345 رشته مهندسی برق دانشگاه صنعتی اميركبير شهادت : 29/دی/1366 محل شهادت : ماووت ❤️ @shahadat1398
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨ شهید جمشید بیات، تولد :سال1345، كارشناسي علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، شهادت:یکم تیر 1367 ، محل شهادت:ماووت عراق ❤️ @shahadat1398
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨ شهيد احمدرضا احدی متولد 1345 رتبه یک کنکور تجربی رشته پزشکی دانشگاه شهيد بهشتی تهران شهادت:12/اسفند/1365 محل شهادت:شلمچه ❤️ @shahadat1398
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨ شهید محمد رضا رفعت جو متولد 1347 رشته دامپزشکی دانشگاه شیراز شهادت 4/تیر/1367 ❤️ @shahadat1398
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨ شهيد حیدر کاظمی متولد 1346 رشته فلسفه دانشگاه شهيد بهشتی شهادت29/دی/65 محل شهادت: شلمچه ❤️ @shahadat1398
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨ شهيد محمد حسن سنجری متولد ۱۳۴۶/۱/۹ دانشجوی دانشگاه تربیت معلم شهید مقصودی شهادت:۸/اسفند/۱۳۶۶ محل شهادت:ماووت ❤️ @shahadat1398
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨ شهيد هوشنگ ترکاشوند متولد 1335 رشته ادبیات عرب دانشگاه تهران جزء دانشجو های پیرو خط امام شهادت8/آبان/1362 ❤️ @shahadat1398
✨🌸✨ 🌸✨ ✨ ما از شما آموختیم؛ دانشجو بودن شهامتی توأم با بصیرت و زمان شناسی می طلبد، همان چیزی که راهتان را به شهادت ختم کرد و این سخن شهید بهشتی را برایمان یادآور شد که می فرمایند: دانشجو مؤذن جامعه است، اگر مؤذن جامعه خواب بماند نماز امت قضا می شود. آری.... اولین دشمنی که  می تواند بر نفس ما بتازد غفلت است اما دانشجو نباید اسیرخواب غفلت شود. دانشجوی آرمانی ما عجب حکایتی داشت واژه هایتان، واژه هایی که لرزه می افکند بر تن ستم گران و امید دل مظلومان بود. دلمان می خواهد چون شما باشیم، دانش بجوییم وبا آن سد کنیم راه کسانی که  تنها ادعای روشنفکری دارند. راه کسانی که گمان می کنند روشنفکری  به معنای خیانت به زادگاه و یا آن که به معنای تحریم غیرت است. ❤️✨ @shahadat1398
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃 بسم رب الشهداء و الصدیقین ❤️ شهید جاوید الاثر رضا روستایی فرازی از وصیتنامه شهید: به خداقسم بدانیدوباور کنیدکه اگردرزیرتانکهای دشمنان خدابدنم له شود وسینه ام دربرابرمسلسلهای دشمنان خداسوراخ سوراخ شودتسلیم نخواهم شدوانتظارتسلیم شدن من رانداشته باشید چون این را ازسرور شهیدان حسین بن علی علیه السلام آموخته ام که از 72تن ازیارانش گذشت. مگرمانبودیم که درماههای محرم میگفتیم اگرموقع امام حسین علیه السلام بودیم به یاری اوبرمی خواستیم،حال همان موقعی است وصدای امام خمینی مانند صدای حسین علیه السلام بلنداست ومابایداورایاری کنیم وشماصبروحوصله راپیشه کنید. ❤️ 🍃با سلام و عرض ادب خدمت همه خادمان شهدا🍃 ❣چراغ راه آینده ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست. امام خامنه ای دامت برکاته✨ گرامیداشت سالگرد شهادت و قرائت زیارت عاشورا و دیدار با خانواده معظم شهید جاوید الاثر رضا روستایی زمان: چهارشنبه ۲۳/آذر/۱۴۰۱ ساعت ۱۵:۳۰عصر مکان: خیابان سعدی کوچه شاهد منزل پنجم جنوبی طبقه سوم ✨شرکت در مراسم برای عموم (خواهر و برادر) ازاداست. 🔺 لطفاً اطلاع رسانی کنید 🔺 دوستان رزمنده که از این شهید والامقام خاطره ای دارند با شماره زیر تماس بگیرند تا از وجودشان استفاده کنیم 09188511224 ساریخانی
بنام‌خدا.. : ... ـــــــــــــــــــــــــــ سرم پایین بود و چند باری مسیر را قدم زدم. خودم بودم و خودم.. گاهی هم باتـو صحبت میڪردم، از دلم میگفتم و گاهی از تو و گاهی از گذشته و بیشتر از خودم.... هوا سرد بود و باید زودتر به خانه شهید میرسیدم. جمعه بود. مغازه‌ها هم همه تعطیل، خیابان ساڪت و سڪوتی ڪم رنگ نقش عمیقی در خیابان داشت. میان راه چشمم به گلی افتاد و دلم لرزید ، دلم یاد تو افتاد. چند قدمی رد شدم. درب مغازه باز بود. یادت لحظه‌ای رهایم نڪرد. آن گل هم بدجور دلم را برد و هوایی تو ڪرد. آنقدر حالم بد بود ڪه حتی نامش را نیز یادم رفته بود. برگشتم و یڪ دسته خریدم. چقدر زیبا بودند نرگس‌های خوش‌بوی من..🌼 بو ڪردم و عطرشان را تا عمق جانم ڪشیدم.... چقدر دوستشان داشتم. حتی نفهمیدم بعد از خرید باید باآنها چه ڪنم، یا اصلا برای چه خریدم..!! نگاهم به نگاه زیبایشان قفل‌شد ڪه با من حرف میزدند. ازتو میگفتند از نبودنت در ڪنارم. از دوری. از دلتنگی‌ها. و چشمهایم خیره مانده بود به چشمهایشان و از تو میپرسیدند، ڪه ڪجایی؟ دیر ڪرده‌ای.. اصلا آیا حال زار مرا میدانی؟ نمیدانم چقدر از گل‌فروشی تا منزل شهید طول ڪشید اما تا بخود آمدم رسیده بودم.. سردر خانه نوشته بود: " حسینیه " دلم آرام شد.. . پس باید به دستت می‌رساندمشان. ازطرف تقدیم مادرش ڪردم تا از دست مادرشهید به احمدرضایش برسد و احمدرضا هم گلهارا به‌تو برساند. گلها ڪه در گلدان پراز آب و ڪنار عڪسهای شهدا قرار گرفت. دلم پرواز ڪرد. بسمت تـو. بی‌تاب شدم و اشڪ بغضِ‌دلتنگ دلم را تِرڪاند. مبهوت‌شدم.. بین آن شلوغی من بودم و تو و جمع شهدا. شاید در گوشه‌ای هم احمدرضا نشسته بود تا بعداز روضه گلهارا برایت بیاورد. مراسم تمام شد و باز قدم در همان مسیرنهادم. اینبار بطرف مسجد.. دلم آرامش نداشت باید خودم را به آغوش خدا میرساندم و دلی سیر گریه میڪردم. برای‌تو ، برای‌خودم.. ڪه دوستی مسیرم را گرفت و باهم به خانه حاج‌رضا رفتیم. روحانی نورانی و باصفایی که عطرخدا را میشد از او استشمام ڪرد.. هوا هوای توبود.. هر ڪجا را نگاه میڪردم تورا میدیدم.. داشت اتفاقی می‌افتاد و نمیتوانستم بفهمم.. نماز جماعت ڪه به اقامت حاج‌رضا برپا شد .. حالِ عجیبم شدیدتر شد.. مطمعن شدم گمشده دارم.. توبودی یا خودم ؟؟ نمیدانم.....!! قلبم آنقدر خودش را به قفس سینه ڪوبید ڪه نفسم را داشت بند می‌آورد.. اما ته دلم یڪ شوق خاص بود شبیه یڪ پرواز..... حاج‌رضا لب به سخن گشود و من چشم‌هایم رابستم... لابه‌لای حرفهایش گفت: " رهاڪن دنیارا، سرت را پایین بندازو بندگیت‌را بڪن....." بااین جمله چقدر آرام شدم.. آنقدر آرام ڪه یڪ لحظه همه وجودم را نورخدا گرفت و تورا از یاد بردم.. صحبتهای‌ حاج‌رضا ڪه تمام شد به خانه برگشتم.. اما سبڪ و با قلبی آرام ڪه احساس پرواز داشت.. دلم شاد بود. شبیه آن قدیم‌ها ڪه باتو بودم و در باهم قدم میزدیم و دستم در دستان‌ گرمِ‌تو بود... یادش‌بخیر چه‌روزهایی باهم داشتیم..💔 تمام روز را مرور کردم.. این حادثه ، آن گل، حاج‌رضا.. نه ، اتفاقی‌نبود.. تازه فهمیدم ماجرای گل چه بود..!! تازه فهمیدم گلهارا به‌تو رسانده و تو درمقابل هدیه‌‌ام ، بمن هدیه دادی و مراسم حاج‌رضا هدیه‌ی تو بود.. باید همانجا میفهمیدم ڪه از اول تاآخر مجلس برای‌تو و بیاد تو بود.. آن دعا، آن ذکرها، تماماً تو بودی.. و تو دوباره هدیه دادی آغوش خودت‌را.. و تازه فهمیدم آن گمشده من بودم..💔 تازه فهمیدم چقدر دوستم‌داری.. آقا ببخش ڪه در پیچ و تاب دنیا تورا گم ڪردم...😭 ببخش ڪه دستت را رها ڪردم.. ببخش ڪه حق نوڪری و انتظار را خوب به‌جا نیاوردم.. ببخش‌آقا ببخش💔😭 ممنونم ڪه هنوز مرآ از یادنبردی.. ممنونم ڪه باهمه بارگناهم، هنوز دوستم داری.. و ممنونم از شهدا ، از ڪه ڪمڪ ڪرد تا دوباره تورا پیداکنم..😭 !! غفلت‌ازیارگرفتارشدن‌هم‌دارد ، اما این دورشده از خانه‌ات را رها نڪن.. شڪسته برگشته‌ام، اما دلم به تو گرم است.. به دستهای مهربانت.. خانه‌ات آباد، دوباره آبادم ڪن... ـــــــــــــــــــــــــــ تقدیم به: آقا و مولایم (عجل‌الله) و 🌹 🌹 ...