شهدای ملایر
جانباز شهیدعباس #بیات پریدری @shohadayemalayer
زندگینامه جانباز 70 درصد شهید عباس #بیات پریدری
جانبازسرافراز شهید حاج عباس بیات در اولین ماه از بهار سال 1343 در روستای پریدر از توابع شهرستان ملایر، دیده به جهان گشود. و در تاریخ 1396/06/29 آسمانی شد و به شهیدان همرزمش پیوست...
جانبازسرافراز شهید حاج عباس #بیات در اولین ماه از بهار سال 1343 در روستای پریدر از توابع شهرستان ملایر، دیده به جهان گشود. هفت سال اول زندگی اش، در همان منطقه سپری شد و پس از آن همراه خانواده به اراک نقل مکان نمود.
هنوز بازی ها و شیرینی دوران کودکی را حس نکرده بود که در 9 سالگی تلخی فقدان پدر را تجربه کرد و از همان سن با به دوش کشیدن قسمتی از بار مشکلات و سختی خانواده، مرادنگی را مشق کرد. انجام کارهای سخت و طافت فرسا آن هم به دور از خانواده و تحصیل همزمان، سخت کوشی و اراده را در شهید نهادینه می ساخت.
16 بهار از اولین بهاری که تجربه می کرد را گذرانده بود که دشمن بعثی، به خاک کشور حمله ور شد غیرت و مردانگی و عشق لایتناهی به ایران که بند بند وجود شهید را تشکیل داده بود به وی اجازه نمی داد نظاره گر و بی تفاوت باشد و با اینکه دانش آموز بود، علیرغم مخالفت مادرش، داوطلبانه و به صورت بسیجی راهی جبهه شد که بعد از شرکت در عملیات های متعدد و در جریان عملیات آزادسازی خرمشهر(فتح المبین) به همراه یکی از همرزمانش به نام جواد بلالی در تاریخ 60/12/28 در منطقه رقابیه مورد اصابت خمپاره قرار می گیرند که همرزمش،جواد بلالی آسمانی می شود و شهید حاج عباس بیات ،مجروح می شود.
پس از انتقال به بیمارستان اهواز ،پای راستش قطع می شود و پس از سه سال جراحی های متعدد و حمل پای مجروح و عفونی اش و تحمل درد و رنج مجبور به قطع آن می شود ولی به دلیل وجود ترکش ها و کیست های عفونی و تومور ،همچنان جراحی ها برای وی ادامه می یابد.
شهید بیات در سن 19 سالگی ازدواج کردند که حاصل این ازدواج 1 دختر و 2 پسر بود که به یاد و پاسداشت همرزم شهیدش نام جواد را برای پسر ارشدش برمی گزیند.
ایشان در طول دوران جانبازی اش هیچ گونه توقعی از مسئولین و مردم ایران نداشت و عمل خود را وظیفه می دانست و حتی حاضر به دریافت و استفاده از بعضی از امتیازاتی که به وی تعلق می گرفت نبود. هرگز در مقابل هیچ کس ابراز نیاز نمی کرد و با اینکه پا نداشت اما همیشه رو پاهای خودش ایستاد و حتی حاضر به استفاده از ویلچر نبود. از صبحگاهان تا پاسی از شب پروتز ها (پاهای مصنوعی) را می پوشید و مشغول فعالیت بود طوری که پاهایش زخمی و ملتهب می شد ولی همچنان دست از تلاش بر نمی داشت. با استفاده از پنبه و اسفنج و جوراب های مختلف پروتز ها را طوری تنظیم می کرد که بتوانند استفاده کند و از فعالیت نمی ایستاد که این رفتار و این میزان تلاش ،باعث مباهات افرادی می شد که با ایشان برخورد داشتند.
شهید بیات به مدت سی و دو سال بی وقفه در عرصه اقتصادی فعالیت داشت همپای نیروهای انسانی اش تلاش می کرد و به عنوان کارآفرین نمونه، موفق به دریافت ده ها لوح تقدیر و تندیس از سوی اصناف و نهاد ها و سازمان های مختلف شد.
گرچه زندگی این جانباز یکسره رنج و سختی بود ،قصه اش با رفتن آن دو پا کامل نشد سرانجام ترکش و بیماری به پاها و شکم او بسنده نکرد و به مغز،فرمانده بدن این یزرگمرد هجوم برد و پس از جراحی و گذشت یک سال ،و تحمل مشقت بار سختی ها ،بالاخره این کوه استوار فرو ریخت و در تاریخ 1396/06/29 آسمانی شد و به شهیدان همرزمش پیوست.
منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی
@shohadayemalayer
شهدای ملایر
شهید فرشاد #شاملو @shohadayemalayer
زندگینامه دانش آموز بسیجی شهید، فرشاد #شاملو
شهید 16 ساله ای که در میدان مین، خود را فدای همرزمانش کرد
شهید فرشاد شاملو بیست و پنجم آذر ماه سال ۱۳۴۹ در شهرستان ملایر و در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش رحمت الله کارمند بهداری بود و به مردم و نیازمندان خدمت می کرد و تلاش داشت تا فرزندان خود را در مکتب آل الله با بصیرت و طینتی پاک تربیت و پرورش نماید.
سال ۱۳۵۶ وارد دبستان شد و تحصیلات خود را آغاز کرد. دانشآموز سال دوم راهنمایی بود و جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران نیز آغاز شده بود و با توجه به درس آزادی و آزادگی که از اباعبدالله الحسین (ع) آموخته بود با وجود اینکه ۱۶ سال بیشتر نداشت روانه جبهه های نبرد حق علیه باطل شد.
از همان کودکی سرشتی پاک و دلی مهربان داشت. به انجام واجبات و رعایت مستحبات تاکید داشت و سعی میکرد با اعضای خانواده به خصوص پدر و مادر مهربان باشد. اهل ورزش بود و سال ها در رشته کشتی در شهرستان ملایر و استان همدان در میادین و رقابت ها حاضر شد.
به عنوان نیروی داوطلب بسیجی در جبهه های نبرد حق علیه باطل حاضر شد و همراه با دیگر همرزمان خود حماسه ها آفرید. در یکی از عملیات ها در جزیره مجنون وقتی که همرزمانش در معرض خطر و دید دشمن قرار گرفتند و بیم آن می رفت که عملیات لو برود، با فداکاری تمام بر روی مین و میدان موانع خوابید و جان خود را فدای اسلام و انقلاب کرد و در نوزدهم شهریور ماه سال ۱۳۶۵ به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای شمس آباد زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد @shohadayemalayer
شهدای ملایر
شهید فرشاد #شاملو @shohadayemalayer
وصيتنامه دانش آموز بسیجی شهید فرشاد #شاملو
با درود و سلام به رهبر كبير انقلاب اسلامى و با درود و سلام بر تمام شهداى انقلاب اسلامى كه با خون خود درخت انقلاب را آبيارى نمودند و جان خود را نثار وطنشان نمودند.
اى برادران انقلابى و حزب الله بسوى جبهه ها بشتابيد و همانطور كه امام عزيزمان فرمودند امسال آخر جنگ است بشتابيد تا حرف آخر را بزنيم. من خود را آنقدر نمى دانم كه بخواهم حرفى بزنم اما اين را وظيفه خود مى دانم. ما بايد با خون خود درختان انقلاب را آبيارى نماييم. مگر خون ما از خون امام حسين (ع) و على اصغر به خون خفته رنگين تر است. مگر ما از خون رجايي ها و باهنر ها و دستغيب ها و بهشتي ها و طالقاني ها و .... رنگينتر است. برادران برخيزيد كه جنگ با كفر و كفار است و نگذاريد كه به ناموس و وطن تجاوز نمايند.
اى پدر و مادر عزيزم هر چند كه من فرزندى در خور شما نبودم و نتوانستم فداكارهاى شما را جبران نمايم اما تو را به خدا اگر شهيد شدم مرا حلال كنيد و هيچ نگرانى نداشته باشيد چون من هديه اى از جانب خداوند متعال هستم كه به شما عطا فرموده و روزى بايد اين هديه را پس بدهيد پس چه بهتر كه در راه خودش او را بدهيد. اگر كه من شهيد شدم برايم گريه و زارى نكنيد كه باعث خوشحالى دشمنان اسلام مى گردد و افتخار كنيد كه فرزندتان را براى اسلام داده ايد. اگر كه جسدم بدستان رسيد مرا در مزار شهداى شمس آباد ملاير دفن نماييد.
اى برادران و خواهران از اينكه برادر خوبى برايتان نبودم خيلى معذرت مى خواهم مرا حلال كنيد و برايم سياه نپوشيد و تا مى توانيد پشت انقلاب را بگيريد و شما اى دوستانم و رفقايم هيچ برايم نگران و ناراحت نباشيد و توصيه من به شما اين است كه هيچوقت امام عزيزمان را رها نكنيد و با مشتهاى گره كرده رژيم بعثى عراق را نابود كنيد.
اگر توانستيد به جبهه ها بياييد كه ما مثل امام حسين (ع) وارد جنگ شديم و بايد مثل او به شهادت برسيم. شهادت يك تصادف نيست بلكه يك سعادت است.
در پايان به شما اى مربيان و معلمين كه نقش انبياء را داريد در اين مدت كه مرا راهنمايى نموديد تا بتوانم اين راه خدا جوى را فرا گيرم تشكر را مى نمايم و همچنين برايم زحمت فراوانى كشيده ايد تا درس را فرا گيرم بخصوص حاج آقا پرويز سليمى كه مربى اخلاق و تعليمات دينى بود و از اينكه نتوانستم حضورتان برسم خيلى معذرت مى خواهم. ان شاءالله كه مرا حلال كنيد.
به اميد هر چه زودتر پيروزى رزمندگان اسلام در تمام جبهه هاى حق عليه باطل و طول عمر براى امام عزيزمان و بالا بردن نقش روحانيت و نابود كردن كفار و رژيم پوسيده و كثيف عراق و نوكر آمريكا اين صدام جنايتكار و افلقى و اين را هم صدام بداند كه گورش را در جبهه ها مى كنيم و ما بچه هاى انقلابى تا آخرين قطره خونمان ايستادگى مى كنيم و هيچ نوكرى مثل صدام نمى تواند به انقلاب ضربه بزند چونكه خداوند همراه ما است .
اى صدام كثيف اين را بدان كه با شكنجه كردن برادران ما نمى توانى پيروز بشوى. اى صدام كثيف تو كه برادران مسلمان عراق را به زور به جبهه مى فرستى اين را به گور مى برى كه بتوانى خوزستان و هر نقطه ايران عزيزمان را بگيرى .
و من الله التوفيق
التماس دعا داريم
5 مرداد ماه 1365
فرشاد شاملو @shohadayemalayer
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپ/گفتگو با خانواده و همرزم شهید فرشاد #شاملو @shohadayemalayer
هدایت شده از دین شناسی|عباس مریدی✍️
گفت: #عاشقے را چگونه یاد گرفته اے؟!
گفتم : از آن #شهید_گمنامے که
#معشوق را حتے به قیمتِ
از دست دادن #هویتش ، خریدار بود.
💠 @ramzeamaliyat
احمدرضای عزیز ۲۵ شهریور است وسالروز میلادت ویقین دارم جاودانگی ات راوبازدلتنگ دیدنت ،دلتنگ سررسیدنت،همیشه این شعرسهراب رامیخواندی وبعدازآن زمان سهراب شد شاعر دلتنگی هایم این بارمن زمزمه میکنم به سراغ من اگرمی آیی...،آهسته که نه میخواهم صدای قدمهایت رابشنوم ، دیروقتیست که نگران شکستن چینی تنهایی ام نیستم چراکه میهمان لحظه های تنهایی هایم بودی . حالا که روزمیلادت است ای همیشه افلاکی سری به پایبندان زمینی هم بزن . بگذار دعایت دعای امشبم باشد خدایاستاره ها که رفتند خورشید رانگه دار ۲۵ شهریورسالروز میلاد دکتراحمدرضااحدی گرامی باد.
شهدای ملایر
شهید علی #سوری @shohadayemalayer
شهید علی #سوری در سحرگاه هفتم دیماه سال 1338 در روستای پیرغیب از توابع ملایر دیده به جهان گشود . سپس در تاریخ هشتم دی ماه 1360 در تنگ کورک در جبهه های جنگ به شهادت می رسد.
*وصیت نامه شهید
مادرم عزیزم! مرا ببخش که نتوانستم زحمت ها و محبت هایت را جبران کنم و اگر از من گستاخی دیده ای از خطاهایم درگذر و به درگاه خدا برایم طلب بخشش کن که به دعای تو سخت محتاجم. همچنین خواهر و برادرانم را به صبر توصیه می کنم. نگید علی چنان و چنین بود من چه کردم برای رضا خدا بود و بس.
برایم شیون نکنید، من این راه را خود انتخاب کردم و شهادت منتهای آرزوی من است من جانبازی در راه اسلام را وظیفه خود می دانستم ای کاش خداوند از من قبول فرماید.
من با آگاهی کامل وارد سپاه شدم و در عمل حقانیت این انقلاب برایم روشن شد من بارها دست خدا را در جبهه دیده ام که به رزمندگان ما کمک می کند و جای هیچ شک و تردید برایم نمانده و در ضمن می دانم از این مأموریت باز نمی گردم.
اگر راه رستگاری می جویید مطیع ولایت فقیه باشید ولی فقیه و مرجع جامع الشرایط ما امام خمینی است. @shohadayemalayer