🔥 جزء از کل
نوشته ها کلمه ها
متن هایی که کنار هم روایت ها را شکل میدهند
آنقدر پيش میروند که تا مرز انفجار ذهن برسند
واقعا چگونه مغز های ما این حجم از توصیفات و توضیحات، افکار، صدا ها، تصاویر که خالقش ، خودشه را جا میده و منفجر نمیشه.
کتاب جز از کل.
از توصیف این کتاب باید بگم که یک رمان حدود 650 صفحه ای هست که توی تک تک صفحاتش تاریکی مطلقی از اتفاقات را حس میکنی، جهانی متفاوت از تمام انسان ها، دیدی منزوی از همه انسان ها، روایت گاها فلسفی از زندگی پدر و پسری که در تلاش برای متقابل هم قرار گرفتن اما یکی بودن
انقدر این داستان کتاب فوق العاده روایت شده که اگر مزخرفاتی بیشتر هم نبود، بازم تا انتهای این کتاب میرفتم
به هیچ وجه نمیشد حدس زد که قرار در ادامه چه شود
و به طور وحشت ناکی به طور سریع اتفاق نمیافتاد
نمیخوام بگم که کتاب خوبی بود و برید همین الان شورع کنید به خوندن
اتفاقا برعکس، شاید واقعا لزومی نداشته باشه همچین کتابی را بگم بخونید
چون کتاب سرشار از افکار پوچ گرایانه بود
بی میلی به مردم، دوری از جامعه
ارتباط های نامشروع
و...
اما چقدر میتونه ذهن انسان گشایش داشته باشه که این همه کلمه را طوری بچینه و داستان بسازه که با این که تقریبا از مسیر های ناجوری که هر کدوم از کارکترها انتخاب میکردند و مسیری برای خودشون شکل میدادند و من عمیقا متنفر میشدم از رفتارشان
با این حال نمیتونستم از کارکتر ها متنفر باشم
حتی یکی از کارکتر ها که قاتل، قاچاقچی، پخش کننده جنس و هزار تا غلط دیگه بود
انگار باز هم مجبور بودی بپذیری و درکش کنی
نامردی هم نکنیم، نکات جالبی هم داشت که وقتی تموم میشد، استُپ میکردم و میگفتم واوووو
به هر حال فقط میخاستم کتابی که خیلی اتفاقی شروعش کردم و توصیف کنم
پشنهاد به خوندنش نمیکنم.
#خودنویس
@shominee
هدایت شده از کانال حسین دارابی
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امشب برا ایشون و خانوادههای دیگر شهدا، بیا کف خیابون👆 🇮🇷
ما از حال اینها خبر نداریم...
#حسین_دارابی | عضوشوید 👇
@hosein_darabi
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
در را هم پشت سرت ببند پسرجان. برو به رئیست بگو ایرانیها همانقدر که در میدان جنگ کوتاه نیامدند، سر میز مذاکره هم نمیآیند. تنگهای را که با شهادت تنگسیری و بمباران خارک و ریخته شدن خون هزارهزار ایرانی باز نکردیم، سر میز مذاکره دو دستی تقدیمتان نمیکنیم که در کنترل آبهای خودمان شریک ما شوید. اورانیومی که با هواپیماها و کارهای اطلاعاتی نتوانستید خارج کنید، خودمان تحویلتان نمیدهیم. برد موشکهایی که با هدفگرفتن لانچرها موفق به نابودیشان نشدید را با دست خودمان کوتاه نمیکنیم؛ که اگر از تهران شلیک شدند در کرمانشاه بیفتند. امنیت و اقتصاد مردم اولویت تیم ما بود. نه با رفع تحریم از شانه مردم موافقت کردید نه با حفظ امنیت از طریق موشکها. زبان آدمیزاد نمیفهمید. اگر صلحی عزتمندانه بخواهید، ما ملتی متمدن و صلحطلبیم؛ و اگر جنگ بخواهید پس مردان ما از میز مذاکره به اتاق فرماندهی جنگ میروند و لباس رزم میپوشند و هنوز آماده جهادی تمامعیارند تا آموختن زبان آدمی به شما!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
هدایت شده از وتر | Vetr
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✊🏼ما ملتِ امام حسینیم!
🌱جانمان را میدهیم، اما هرگز روحمان را نمیفروشیم
The Nation of Imam Husayn
We are the nation of Imam Husayn
We give our lives but never sell our souls
@VetrMusic
🔥سوگ
صدای لرزان غم را میتوان در موج های خارج شده از گلوی میزبان شنید
آیا همه میدانند که آغاز هر سلام پایان یک خداحافظی را دارد
یکی به میان خاک میرود و دیگران به سوگ در خاک رفتن او میگرید
صدای کودکی که آقا جانش را صدا میزند
شیون خانوم هایی که از دوری او میگرید
از دست دادن عزیز سخت است.
من هم درگوشه ای نشسته ام و در فکر میگذرم
یک روز دل های همه میلرزد و پایان خط این دنیا را نشان میدهد
دلبستگانی هستند که تو در قلب آنها جایی داشته باشی
قلب هایی که نصیب خود کرده ای...
چقدر میتوان قلب ها را نصیب خود کرد؟
#خودنویس
@shominee
🔥 رنگو
روایت برخی داستانا اغلب به همین منوال پیش میره
داستان عادی یک آفتاب پرست با یک اتفاق گره میخوره به تبدیل شدن قهرمان
قهرمان داستان شروع میکنه به دنبال کردن راه
که ابتدای فیلم خودش را خیلی بزرگ تصور کرده و تا حدی جایی برای خودش پیدا میکنه و داستان به خوبی خوشی جلو میره.
تا زمانی که به مشکلی بر بخوره و خودشا وسط اون مشکل گم بکنه
اتفاقی که باعث بشه از همه ترد شه و به قولی در غروب خوشید محو میشه
نقط نزولی داستان اینجاست جایی که قهرمان داستان به دنبال خودش میگرده که من کی هستم .
جایی که بازگریی را کنار گذاشته و تلاش میکنه تا نقش اصلی خودشا بازی کن
در جستجو جوی من کی هستم
در این زمان به دنبال سر نخ ها میگرده که راه حل پیدا میشه و غرور آفرین باز میگرده
لحظه ای که نقط عوج داستان فرا. میرسه
راه حل را پیدا میکنه و با اعتماد به نفس میزنه به دل خطر
حالا دور دور قهرمانه و شورع به پیش روی میکنه تا جایی که نتیجه بگیره و همونی بشه که قرار بود همون اول بشه اما با نقش اصلی خودش نه بازیگری.
قهرمان داستان حالا خودشا پیدا کرده و تونسته همه چیزا درست کنه.
#خودنویس
@shominee
شومینه
🔥 رنگو روایت برخی داستانا اغلب به همین منوال پیش میره داستان عادی یک آفتاب پرست با یک اتفاق گره م
نکته جالب اینجاست
اگه قهرمان داستان بی برو برگشت قهرمان بشه،بدون هیچ مانعی
مخاطب زیادی نمیگیره
داخل فیلما پیدا میشه، نقطه ای که قهرمان اتفاقی که نمیخواد براش بیافته میافته و چالش براش پیش میاد و این همون قلابه
قلابی که مخاطبا نگه میداره.