🔥 خواب
چشمانم حال تماشا کردن نداشت.
خوابم میآمد.
صبح ساعت پنج و نیم
صدای جیک جیک پرندگان قشنگ مثل لالایی برای نوزاد شیر خوار بود.
در اون صبح دل انگیز ناچار به خواب بودم .
مغزم داشت دوتا میشد.
صدای یاکریمی که روی درب خانه مان لانه ای دنج ساخته بود هم به گوش میرسید
زندگی جریانش را شروع کرده بود
اما من خوابم میاومد
خواب، خواب، خواب
دیشب در سکوتی غرق در بیداری بودم
و حالا دیگر نمیتوانم بیدار بمانم
شب دیر وقت بخیر...
#خودنویس
@shominee
🔥کتاب سبز
یکی از چیزایی که میتونه یک فیلم را از حالت معمولی به یک شاهکار تبدیل کنه، اینه که تفاوت ها را بندازی کنار هم و با یک داستان عالی روایت کنی.
کتاب سبز، فیلمی که در دهه 1960 روایت میشه، زمانی که سفید پوستان نگاهی از بالا به پایین و افراطی به سیاه پوستان دارن .
در بین همه سیاه پوستان، یکی به جایگاهی میرسه که به مراسمات بزرگ بین سفید پوستان دعوت میشه که برای مراسمشان نوازندگی بکنه
اما گویی از شخص سیاه پوست فقط به عنوان ابزار برای سرگرمی استفاده میکنن و اینجا شروع تضاد هاست
حالا داخل این سفر به یک راننده نیازه
راننده ای سفید پوست که دنیایی موازی با سیاه پوست داستان داره.
یکی پول دار و فوق العاده شیک و اتو کشیده .
اون یکی بزرگ شده کف خیابون و کلوپ های شبانه
داستان از تقابل بین تفاوت ها استفاده کرده و از دل داستان به روابط انسانی دست پیدا میکنه .
جایی که هیچ دیده بالا به پایینی نیست و همه در یک ردیف کنار هم قرار میگیرند و شخصیت های داستان در هم آمیخته میشن...
#خودنویس #فیلم
@shominee
🔥 گذر
لحظه هایی که بعضا یک بار پیش میاد و اصلا بهایی به آن نمیدهیم.
فرصت هایی که برای ما ایجاد میشود ولی به آن پشت پا میزنیم
چرا؟
میگذاریمش برای آینده
این آینده کی میآید.
اصلا میآید.
چقدر میخواهیم همه چیز را به آینده واگزار کنیم
آیند برای آینده به ماند
الان را دریاب...
@shominee
چقدر کار بوده
چقدر فرصت بوده
چندتا اتفاق بوده که از گذشته برامون افتاد و انجام ندادیم
خسته بودیم، حوصله نداشتیم
دوست داشتیم انجام بدیم، حسش نبود...
شاید دیگر فرصتی نموند
مطمعنی فردایی که میآید انجام میدهی
اصلا مطمعنی فردایی هست:-)
🔥 هدف
دغدغه؟
آیا اصلا دغدغه هایی که ما داریم دغدغه حساب میشود
آنقدر ذهنم را از افکاری که بی هیچ دلیلی منا از قدم زدن باز میدارند پر کرده ام که فرصتی برای رقم زدن برایم نمانده
رمقی برایم نمانده
آنقدر در معادلات رقم زدن یک آینده گیر کرده ام که فراموش میکنم باید کاری بکنم
باید قدمی برداشت برای خودم
خودم چه میکنم
من کی هستم
به دنبال چی هستم،
به اختیار که نیامدم، آمدم؟
خب حالا که به اختیار هستم، نیستم؟
به اختیار خود باید کاری بکنم، هدفی داشته باشم
چه چیزی ارزش گذاشتن هدف را دارد.
هدف یک عمر زندگی؟
@shominee
به نام خدا.
«من کی هستم؟»
سوالی که شاید کمتر کسی به ذهنش خطور کند و بخواهد به دنبال جواب بگردد. آیا ما همین دست و پا و گوش و… هستیم که به هم متصل شدهاند تا در این دنیا تا میتوانند بخورند و بخوابند؟ اگر اینگونه است، چرا به ما انسان میگویند؟ همان حیوان میبودیم بهتر نبود؟ اصلاً چیزی به نام «من کیستم» به ذهنمان هم نمیآمد که بخواهد ما را درگیر کند. به سادگی به خورد و خواب و شهوتمان میرسیدیم و تمام میشد و میرفت.
اما حالا که انسانیم، یا حداقل اینگونه میگویند، روزی به این دنیا قدم گذاشتیم و روزی هم از این دنیا خواهیم رفت. اینکه به این دنیا آمدیم، در اختیار ما نبوده، اما اینکه چگونه دنیا را بگذرانیم، در اختیار ماست.
آری، سوال «من کیستم؟» سوالی بنیادی است که به هویت و ریشههای وجودی انسان برمیگردد. سوالی که میتواند پاسخ تمایز بین ما و موجودات دیگر را بدهد؛ پاسخی که بتواند بگوید: «آها، پس فرق من با موجودات دیگر این است!»
تفاوتهایی مانند تفکر. همین که میگویی «من کیستم»، خودش یک تفاوت اساسی بین من و حیوانات است. انسان را از قرنهای گذشته تا به امروز دگرگون کرده است. تفکری که انسان را قادر ساخته تا از تمام موجودیتهای اطرافش برای خود و به نفع خود ـ چه به درست و چه به غلط ـ استفاده کند.
( تفکر منشأ تجلی انسان است.) انسان چنین ویژگیهایی دارد. این تفکر است که به انسان اختیار میدهد تا هرگونه که میخواهد زیست کند؛ هرچه میخواهد بپوشد، بخورد و به هر کدام از اینها که میخواهد، آنگونه که دوست دارد استفاده کند.
اما برایم سوال است که خب باشد، من تفکر دارم، اختیار دارم، هرگونه که بخواهم عمرم را میگذرانم… که چه؟ این اختیار و تفکر برای این است که من زندگیام را طوری که دوست دارم بگذرانم؟ تازه خیلی وقتها اینگونه که میخواهم نمیشود و تنها عذاب برایم میماند. شاید اگر تفکر نبود، راحتتر بودیم. اصلاً این همه دغدغه نداشتیم که فلان کارها را بکنیم، آن چیز را بخوریم، آنگونه بپوشیم، به آن صورت صحبت کنیم و غیره.
نه، باید هدفی در وجود تفکر در من باشد تا بتواند پاسخی برای «من کیستم» بدهد. باید عمیقتر به این سوال نگاه کنیم:
@shominee
شومینه
به نام خدا. «من کی هستم؟» سوالی که شاید کمتر کسی به ذهنش خطور کند و بخواهد به دنبال جواب بگردد.
«هدف از وجود من چیست؟»
میدانی… ذهنم مشغول این است که چرا تفکر دارم، اختیار دارم، چنین احساسات عمیقی دارم. به این فکر کردهای؟ واقعاً شگفتانگیز است که انسان چنین سطحی از محبت و عشق در وجودش دارد. شاید درست متوجه نشوید… آری، در حیوان هم محبت هست، اما به انسان نگاه کنید که چگونه سطحی از احساسات در وجودش جریان دارد. یک انسان عاشق، تمام وجودش میشود معشوق؛ او چه دوست دارد، چه میخواهد، چگونه باشد، او میپسندد… و به نوعی عاشق، آینهٔ معشوق میشود.
حالا سوال این است که چرا اینها در وجود ما هست؟ بیایید بپذیریم که هدفی از وجود اینهاست. نمیشود همینطوری اتفاقی بگویید که: «آره بابا، ما اینگونهایم و تمام!»
@shominee
شومینه
«هدف از وجود من چیست؟» میدانی… ذهنم مشغول این است که چرا تفکر دارم، اختیار دارم، چنین احساسات عمیق
بیانتها
به آسمان نگاه میکنم. طبق نظریهای، تمام جهان به خاطر یک انفجار به وجود آمده و بر اثر آن، جهان همچنان در حال گسترش است.
عظمت و زیبایی آسمان واقعاً دیدنی است؛ ستارهها، سیارهها، کهکشانها، ماه و زمین. حالا ما، بر روی کرهٔ خاکی، خیره به تمام عظمت جهان، انگشت به دهان گرفته و حیرتزدهایم. انسانی که در برابر جهانی به این عظمت، هیچ به حساب میآید.
چیزی که ذهنم را قلقلک میدهد این است: خداوند گفته که انسان بهترین آفریدهٔ من است و اینکه همهچیز را برای انسان خلق کرده. واقعاً
چرا من؟ منی که در برابر عظمت آفرینش خداوند هیچ هم به حساب نمیآیم؛ منی که روی کرهٔ زمین به دنیا آمدهام و بعد از مدتی هم میمیرم. واقعاً چرا من؟ خدایا چرا؟
کاش میشد خدا را دید و به او بگوییم چرا. اما به خود میگویم که شاید خدا جوابش را جلوی چشمانمان قرار داده؛ فقط باید کمی دقت کنیم. آیا میتوان خدا را در بوییدن یک گل تصور کرد؟ یا حرکت آب دریاچهها؟ یا نسیم خنک صبحگاه؟
میدانی… شاید نشود خدا را دید، اما میشود آفریدههای خدا را دید. آری، پس من هم در میان آفریدههای خدا هستم.
چی بگم… بعد از اینها خداوند میگوید: «من انسان را برای خود آفریدهام.»
حالا که تمام آفرینش را خدا برای انسان آفریده و انسان را برترین مخلوقات قرار داده، میگوید انسان را برای خودش آفریده. بعضی جاها مغز انسان قفل میکنه که چنین تعبیری را خدا برای انسان به کار میبرد.
چه چیزهایی در زندگیمان هست که ارزش فکر کردن دارد؟ که بنشینیم و خیره به آن بیندیشیم؟
شاید بشود اینگونه به هدف انسان پی برد.
واقعاً هدف ما از زندگی روی این کرهٔ خاکی چیست؟
@shominee