eitaa logo
The frozen thunderous,
98 دنبال‌کننده
309 عکس
26 ویدیو
0 فایل
"But no one around me knows, Who I am. what Im on. Who I've hurt and where they've gone. I know that I've done some wrong... But I'm tryna make it right. The same mistakes on and on... To all my friends, I'm sorry for-"
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از About me.
تو، آن ستون خاموشِ ایستادگی‌ام بودی؛ از روزهایی که هنوز نامم در میان مردم نجوا بود و نه فریاد، تا هنگامه‌هایی که آتش نبرد، آسمان را تیره می‌ساخت و خاک، تشنه‌ی خون وفاداران بود. تو بودی. نه به‌حکم فرمان، نه به‌طمع پاداش، بلکه به زبانی که نه گفتار می‌شناخت، نه قرارداد. همواره در کنارم، بی‌آن‌که پرسشی از لیاقتم در نگاهت لغزیده باشد. تو نه دنبال تاج بودی، نه مشتاق نشان‌ها. تو فقط ایستاده بودی، در طوفان، در تاریکی، در تردید من. و اکنون، که رد قدمت از سنگفرش این قلعه رفته‌رفته محو می‌شود، سکوتی هست که از ضجه‌ سهمگین‌تر است. مرگت... مرگت هر شب، پیش از خواب، چون تیغی بی‌امان در حافظه‌ام فرود می‌آید. آن دم که بی‌درنگ، چونان همیشه، پیش‌قدم شدی؛ نه از سر بی‌فکری، که با آرامشی از جنس شهامت ناب. و من، در کسوت پادشاه، جز تماشا... جز شکستن در درون، هیچ نتوانستم. این شکست، در سپرها ننشست. در دل من خانه کرد. نه سپاه از دست رفت، نه دژ سقوط کرد؛ من بودم که چیزی را در خویش برای همیشه از دست دادم. تو برایم هم‌سنگر نبودی فقط؛ تو چیزی بودی میان دوست و راهبر، میان برادر و... آن‌که پناه نامهربانیِ دنیا بود. نه به‌نامِ پدر، اما به احساسی که نزدیک‌تر از آن بود. زنده‌ام، بی آن‌که بدانم چگونه باید زیست، بی تو. اما تو را به همان خاموشی نجیبانه‌ات، به آن نگاه بی‌نیاز و آن گام‌های استوار، سوگند می‌دهم: راهت را ادامه خواهم داد. نه برای قدرت، نه برای درفش و دربار، بلکه برای آن بزرگی بی‌نام که در وجودت بود، و برای نوری که بی‌ادعا، بر مسیرم افکندی. تا واپسین دم، روحم با تو خواهد بود. همیشه.
"Haha! What? You think i'm kidding you?"
"Haha, gotcha! Go ahead, yell. Here, i'll scream with you: AH! SOMEBODY HELP!"
"The truth is, i need help, but i just can't imagine who...who i'd be if i was happy"
"I...i can't be the only one who's lonely"
"When did I become ashamed.?"
and I just wonder "how you gonna lie like that..?"