به این نتجیه رسیدم که، این بقیه نیستن که با حرفاشون، نگاهشون، رفتارشون و کارهاشون مارو ناراحت یا عصبانی میکنن، تفکر و دراصل مغز خودمونه که باعثش میشه، اونا بهونه ست
The frozen thunderous,
And when you get to the point where you can say "actually im none of those things"...
بنظرم بزرگترین مشکل ما "توهم بدبختی" عه و سوشال مدیا هم هی بدتر و بدترش میکنه
یبار ازش پرسیدم که، چطوری انقدر شادی؟ و جوابی که گرفتم به طور خلاصه این بود که: تو خودت دنبال حس بد و ناراحتی ای، چه خودآگاه و چه ناخودآگاه
اون موقع به نظر کلیشه ای میومد، اما وقتی نجات پیدا کردم که حرفش رو پذیرفتم و رفتم دنبال حس خوب
و جالبه، چیزهایی که آزارم میداد و بهم حس بد میداد(حداقل چیزهایی که فکر میکردم ازار میده)، برای مثال: رنگ لباسم، اتاقم و کفشم بود
و وقتی به معنی کلمه زندگیم عوض شد و دیگه اون حال بد رو نداشتم، رنگ لباسم، اتاقم و کفشم هیچ تغییری نکرده بودن
ببینید حال بد طبیعیه، غم طبیعیه عصبانیت طبیعیه، همش طبیعیه و باید باشه، باید یه وقتایی غمگین باشیم ، یه وقتایی کلافه باشیم ، یه وقتایی عصبانی باشیم