بنظرم بزرگترین مشکل ما "توهم بدبختی" عه و سوشال مدیا هم هی بدتر و بدترش میکنه
یبار ازش پرسیدم که، چطوری انقدر شادی؟ و جوابی که گرفتم به طور خلاصه این بود که: تو خودت دنبال حس بد و ناراحتی ای، چه خودآگاه و چه ناخودآگاه
اون موقع به نظر کلیشه ای میومد، اما وقتی نجات پیدا کردم که حرفش رو پذیرفتم و رفتم دنبال حس خوب
و جالبه، چیزهایی که آزارم میداد و بهم حس بد میداد(حداقل چیزهایی که فکر میکردم ازار میده)، برای مثال: رنگ لباسم، اتاقم و کفشم بود
و وقتی به معنی کلمه زندگیم عوض شد و دیگه اون حال بد رو نداشتم، رنگ لباسم، اتاقم و کفشم هیچ تغییری نکرده بودن
ببینید حال بد طبیعیه، غم طبیعیه عصبانیت طبیعیه، همش طبیعیه و باید باشه، باید یه وقتایی غمگین باشیم ، یه وقتایی کلافه باشیم ، یه وقتایی عصبانی باشیم
The frozen thunderous,
ببینید حال بد طبیعیه، غم طبیعیه عصبانیت طبیعیه، همش طبیعیه و باید باشه، باید یه وقتایی غمگین باشیم ،
اما این، با دنبال حس بد بودن متفاوته
The frozen thunderous,
یبار ازش پرسیدم که، چطوری انقدر شادی؟ و جوابی که گرفتم به طور خلاصه این بود که: تو خودت دنبال حس بد
وقتی اینو ادم میشنوه، احساس میکنه حس خوب رو انتخاب کردن کار راحتیه و با خودش میگه چرا کسی باید حس بد رو انتخاب کنه؟ چون کار سخته بنظر میاد، ولی نه ، اینجوری نیست