روزی که از طرف مدرسه گفتن کسایی که بلدن نقاشی بکشن وسایلشون رو بیارن مدرسهه و منم که سرم برای این کار ها درد میکنه کوله به پشتم گذاشتمو رفتم مدرسهه😄
که خانم پرورشی ما هم گفتش بشین تا زنگ اخر یک طرح در مورد غزه بکش😶
و منی که نمیدونستم چطور توی اون زمان کم جمعش کنم😅
اما تونستم و تا زنگ اخر تمومش کردمم☺️
و هرچی فکر کردم نمیدونستم چطور مجروح نشونش بدم تا به ذهنم رسید یکی از چشماش رو باد کرده بکشم 👀