گفتم: نظرتون چیه؟!
یکی گفت: آقا با این چیزایی که شما گفتی من بنظرم میرسه که یه با تجربه تر بیاری بهتر از ما باشه! آخه ما چهارتا نوجوون چی کار میتونیم بکنیم؟!!
گفتم: آره راست میگی! ولی میدونی الان حکایت ما مثل اون بنده خداییه که زمان جنگ دید یه گردان زرهی داره میاد. یه نگاهی به دور و برش انداخت دید یکی دو تا فرمانده ای که داشته رو فرستاده خط ، فقط مونده چندتا دونه #نوجوان !
یه نفس عمیقی کشید کار رو سپرد بهشون!
اون نوجوونا وقتی داشتن میرفتن به مصاف گردان زرهی کل اطلاعاتشون این بود که چندتا تیکه آهن بزرگ داره میاد سمت شون، همین!
ولی الان موشک و پهبادهای همون نوجوونا از تلاویو و حیفا بگیر تا ریاض و عین الاسد رو به لرزه انداخته.
بهش گفتم درسته با حساب و کتاب جور در نمیاد ولی این معجزه #اعتماد به #جوان_مومن_انقلابی ه ...
@siaheha
امیرالمومنین(علیه السلام)؛
«ان الیل و النهار مسرعان فی هدم الاعمار»
غرر الحكم و درر الكلم ص : 224
«الهی قد جرت علی نفسی فی النظر لها فلها الویل ان لم تغفر لها»
خدای من!
چقدر مواج است این دریای من و منیت ها و چه بیچاره من که بی هیچ، دل به دریا زده و یک نفس پیش میروم...
چه حسی است؛ من، تو، تنهایی و این مرز باریک بین بودن و هلاک شدن؛
و آغوش گرمی که آتش میزند به جان و ناخدایی میکند برای در راه گمشدگان...
@siaheha
رفقایش که به تمسخر تکرار میکردند، قضیه را فهمیدم.
- آخر به تو چه ربطی دارد که به حجابش گیر میدهی؟!
نیروی جهادی بود با سنی کمتر از ۱۶. فرستاده بودنش دفتر پیشخوان دولت که تجمع مردم را مدیریت کند تا خدای نکرده کسی بیماری کرونا نگیرد. وقتی میبیند یکی از مسئولین دفتر پیشخوان وضع حجاب زننده ای دارد تذکر میدهد که لطفا حجاب تان را رعایت کنید. او هم میکند.
حالا نه از طرف آن بی حجاب بلکه از طرف دوستانش داشت تخطئه میشد!
هنوز هم هر وقت میبینمش یاد جمله آقا می افتم که در وصف حاج قاسم گفتند:« {او} هم یک فرمانده جنگاورِ مسلّط بر عرصهی نظامی بود، هم در عین حال بشدّت مراقب حدود شرعی بود. در میدان جنگ، گاهی افراد حدود الهی را فراموش میکنند، میگویند وقت این حرفها نیست؛ او نه، او مراقب بود. ... احتیاطهایی میکرد که معمولاً در عرصهی نظامی، خیلیها این احتیاطها را لازم نمیدانند؛ [لکن] او احتیاط میکرد.»
چه ساده میشود بزرگ شد...
@siaheha
خواستم جزء خوانی قرآن رو از همین رو اول شروع کنم. به خودم که اومدم دیدم نزدیک اذونه و از صبح تا حالا من هنوز نتونستم یه جزء قرآن بخونم!
یاد استادم افتادم که تاکید میکرد: «آقا جان اراده به جزئی تعلق میگیره، دقیق مشخص کن کی، کجا، چقدر میخوای فلان کار رو انجام بدی».
من ساعت 19، مقابل سجاده نمازم رو برای خوندن یه جزء قرآن روزانه انتخاب کردم؛ تو چطور؟!
@siaheha
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
"من کاری ندارم مرحوم اخوان این شعر را برای کی و برای چی گفت، من این شعر را خطاب به صحیفه سجادیه میخونم، من این شعر را خطاب به دعای ابوحمزه ثمالی میخوانم؛
ای تکیهگاه و پناه زیباترین لحظههای پر عصمت و پرشکوه تنهایی و خلوت من، ای شط شیرین پر شوکت من...»
@siaheha