آقا اطلس و آقا کاووس و بقیهی آقا هایت تو قلبم جا پیدا کردن.👆🏻
(جا برادری میگم. فکر نکنید چیزم.)
تو یکی از موقعیت های داستانم، یکی از ماموریت های هانس و نیکولاس اینطوریه که باید به یه باشگاهِ مسابقهی وحشیانه که داخلش غیرقانونی شرط بندی میکنن و مواد مخدر جابه جا میکنن نفوذ داشته باشن.
هانس باید نقش یه مبارز لات و لوت رو داشته باشه. نیکولاس هم نقش شرطگذاری که روی مبارزش (هانس) شرط میبنده و سرمایهگذارطور به حساب میاد.
و خب بعد از تغییر قیافهشون خیلی باحال میشن.😂 هانس موهاشو بهمریخته و موجدار میکنه، و استایل اسپرت و لوتی میزنه. نیکولاسم خیلی باکلاس و حرفه ای مثل یه سرمایهگذار (شرطبند😔) خیلی لوکس.
هانس خیلی از شخصیت واقعیش فاصله میگیره تا این نقشو خوب ایفا کنه و بتونن تا چند روز ماموریتشون رو به پایان برسونن و به خوبی نفوذ پیدا کنن.