متاسفانه نظرم راجب آدما هم همینطوره. کسی که به خودش فشار نیاره، سختی نده، و از طرف خانواده و دوستان مورد تهاجم قرار نگیره انسانه بی دستو پاییه.
اگرم نپذیرفتید، یحتمل یه روزی تجربهش میکنید. و فرق خودتون قبلا و خودتون بعدا رو میسنجید.
اگرم نه پذیرفتید، نه تجربهش کردید، یعنی دارید بدون مشکل و با ارامش زندگی میکنید. که این خیلی بینقص و خوبه. ولی این عقیدهی آدمای لجند که از نظرشون باید سختی کشید تا کارکشتهتر و قوی تر شد اون موقع زیر سوال میره.
Sick mind.
متاسفانه نظرم راجب آدما هم همینطوره. کسی که به خودش فشار نیاره، سختی نده، و از طرف خانواده و دوستان
و نمیگم انسان هنگامی که مورد تهاجم از اطرافیان قرار میگیره باید منزوی و آدمگریز بشه. من صرفا اینطوریم. که خب این ویژگیم سرتاسر ضرر به خودمه.
ولی یه انسان دوستداشتنی و محبوب قطعا این تهاجم و ایرادات رو از طرف بقیه یه غنیمت و هدیه تعریف میکنه و توی روحیهش تاثیر منفی نمیذاره؛ در نتیجه هم قوی میشه هم محبوب و اجتماعی تر. درستشم همینه.
شاید بگید داداش دیگه زیادی داری از قدرت و سختی و اینا صحبت میکنی فاز نگیر.
منم در جواب میگم بله زیاد گفتم. اما چه کنم واقعا باورمه. خودم توی این زمینه خیلی نوبم هنوز و راه طولانیای دارم. هرچند امیدوارم راهم همین اولاش تموم بشه تا به دیار باقی بشتابم. چون حال و انگیزه ندارم. چیزی که میخوام متولد نشدم. هیچکس جوری که میخواد متواد نشده، ولی بعضیا باهاش کنار میان. ولی من کنار نیومدم. و فکر نکنم قرار باشه در آینده کنار بیام. هرموقع بهش فکر میکنم عصبی میشم.