Sick mind.
دورانِ اوجِ "ایلای" کِی بود؟
اوجِ جوانی ایلای، که بهترین و وفادار ترین جنگجوی کلِ حکومت سرزمینش بود، بود.
بعد که "لوریوس"، پادشاه سرزمینشون، که ارزشمندترین شخص برای ایلای بود بر اثر ضعف بدنی مُرد. همچنین طبق عقاید سرزمینشون، یک جنگجوی کامل و وفادار باید برای شاهش جان بده و مرگی در غیر این صورت زیاد پسندیده نیست.
اون وقت که ایلای توی اوج بود و لوریوس مُرد، و ایلای دیگه این هدفش که میخواست برای شاهش در نهایت جان بده، به همراه لوریوس پودر شد. ایلای بشدت دچار عذابجدان (کلا ایلای زیاد همچیو میندازه گردن خودش بدبخت.)، شرم و احساس گناه شد. توی یک اتفاق، ناپدید شد و بصورت نمایشی، همه خیال کردن که ایلای، بهترین جنگجوشون، مُرده.
مردم سرزمین که خیلی توی بحران بدِ مُردن شاهشون گیر کرده بودن، با ناپدید شدن ایلای، بهترین جنگجوشون، بیشتر توی بدبختی افتادن.
برای مردم خیلی سخت بود. ولی از شاه و جنگجوشون به بهترین شکل ممکن یاد میکردن. چیزی مثل دوتا الگوی بالامقام.
در حالی که ایلای، دور از چشم حکومت، جایی توی حومهشهر مشغول زندگیه و سعی داره تمام خاطراتِ خدمت و این خاطرهی تلخ مرگ شاه رو فراموش کنه. بنابراین از حالا به بعد در تن یک شهروند عادی با یک شغل عادی مشغول زندگیِ عادیش میشه.
Sick mind.
خب خداروشکر لباسِ دورانِ اوجِ ایلای هم جور شد. #wip
ولی حس میکنم برای لباسِ جنگجو بودن زیادی چیزه.
Sick mind.
ولی حس میکنم برای لباسِ جنگجو بودن زیادی چیزه.
یا تغییرش میدم، یا کلا اینو نمیزارم بعنوانِ لباس ایلای.