Sick mind.
تعریفاتم از کرکترا فقط.
"شیطان بود ولی واقعا فرشته بود."، "پدر خشن ولی جالب انگیز".
که اینجا ریش درآورده، زیر چشم هاش مثلا سیاه شده و موهاش بلند تر شده و عملا شکسته از درون شده، بنظرم خیلی بهتر تر از وقتی شده که سرحال و خوشحال بود. پخته تر واضحا و قدرتمند تر.
ولی درکل خصوصیات خیلی نابخشودنی هم داره.
ولی یک نکته راجب این انیمه که واقعا سرم رو به درد آورد و هر داستان دیگری اگه اینطوری باشه سرم رو به درد میاره، اینه که یک شخصیت رو خیلی عالی یا دوستداشتنی جلوه بدن. یارو نقش اصلی، درحال حاضر ۱۳ سالشه، یعنی بگم تمام شخصیت های سریال جلوش یبار زانو زدن از شدت پشیمانی یا علاقه و ارادت و احترام و اینا دروغ نگفتم.
اسم شخصیت اصلی که الان یه بچهی ۱۳ سالهست، "رودِئوس"ئه.
"رودِ" به اصلاح "اوس"، درکل بچه خوبیه ولی یه حالت غروری که غیرمستقیمه داره. مثلا به قدرتمندترین و رندوم ترین خدای قدرت که بار اوله میبینتش، میگه "تو". حرص من درآمد. یا گرفت پدرشو کتک زد. و پدر احمقش گذاشت کتک بخوره از دست بچهش. خداوندگارا.
استادش عاشقشه، شاگردش عاشقشه، همسایهشون عاشقشه. بس است دیگر.
و رو اعصاب ترین نکته راجب رودئوس، بعضی رفتار هاش هست. به طرز فجیعی که اصلا نمیخوام راجبش صحبت کنم و کانال رو بد رنگ کنم.
اما پائول بعد یکسری اتفاقات آدم شد و دست از رفتار های منفیش برداشت. گرچه گاهی بازم خشنه، ولی برای دختر کوچیکش پدر واقعا نازنینایه. و درحال جستجوی افراد مهم زندگیاش هست و گروهی رو رهبری میکنه و به اصطلاح کاپیتان یک گروهه.
اینم یکی از خداهای قدرت داخل انیمه بود و فوقالعاده قدرتمند. درحدی که رویجرد جلوی ایشون به سادگی خاک شد. و خیلی خبیث و بیرقیب. گرچه نه، یک رقیب داره. چون رتبهی دومِ خداهای قدرته.