واضحه که زیاد حال نمیکنم با شخصیت هایی که بینقص، کمنقص، دوستداشتنی یا خیلی محبوباند. البته همچین شخصیتی ممکنه وجود داشته باشه توی داستان و اتفاقا مکمل یا تاثیر خوبی داشته باشه، ولی بصورت منطقی باید ظاهر بشه و یا باهاش رفتار بشه یا رفتار کنه. مثلا این ترکیب که هم دوستداشتنی باشه هم بینقص هم خیلی باهوش یا نظیر اینها، و در کنارشون خیلی هم قدرتمند و قوی باشه رو اصلا قبول نمیکنم. مثل همین یارو رودئوس. محبوبه، جدوگر حرفهایه، به چندین زبان مسلطه، نصف دخترخانم های داستان دوستش دارن، استاد هست و شاگرد داره و بسیار از این صفت ها.
حتی این ترکیبم میتونم گاهی قبول کنم ولی با پیشینهای منطقی. طرف ۱۳ سالشه! این ویژگی ها همزمان بنظرم برای یک شخص بالغ حداقل ۳۵ ساله یکم، فقط یکم میتونه منطقی باشه. ولی بازم قشنگ نیست بنظرم. کلا سلیقهایه البته صدرصد.
کلا با باورم توی دنیای داستان و حتی زندگیِ واقعی آشناتون کنم، کلا جذب کرکتر یا انسان هایی میشم که الان قدرتمندن اما پیشینهای سخت داشتن. هرچقدر پیشینهشون بیرحمانهتر، وحشتناکتر و غیرقابل هضم تر، قدرتمند تر و بهتر. ولی نکته اینجاست که خیلی ها همین پیشینه رو داشتن و بندهخدا ها تحمل کردن، ولی فقط تحمل کردن و تلاشی چیزی نکردن پس قدرتمند هم نیستن.
البته آنقدر هم عقیدهی ضعیف قدرتمند و صفر و صد ندارم توی دنیای واقعی چون خودم هنوز نوبم. این تعصبم بیشتر توی دنیای غیرواقعی، تخیل و افکاره.
Sick mind.
واضحه که زیاد حال نمیکنم با شخصیت هایی که بینقص، کمنقص، دوستداشتنی یا خیلی محبوباند. البته همچین
بله موضوعِ سلیقهایه خلاصه. خرسند میشم اگه نظر منحصر به فردتون (شایدم با من همنظرید؟) رو مثل من به اشتراک بذارید. داخل لینک ناشناس که سنجاقه.
خیلی عادی دارم از تخت برمیخیزم تا برم سمت میز. و خیلی عادی به هرچیزی که حتی یک متر باهام فاصله داره، برخورد سنگین میکنم.