⋆ Henry Lee Lucas
آه این یکی یکم چندش آوره ولی تو ازش خوشت میومد. تو رستوران داشتی.(؟) با گوشت قربانی ها غذا درست میکردی و میفروختی. خیلی هم رستورانت طرفدار داشت ولی هیچکس حدس نمیزد چرا غذاهات انقدر خوشمزه هستن.
https://eitaa.com/joinchat/4004578430Ccc2b759ca1 𝜗𝜚 🫵🏻
Crimson Tape
خلاصه:
یه کارآگاه نوارهای صوتی ناشناسی دریافت میکنه — هر کدوم اعتراف به قتلیه که هنوز اتفاق نیفتاده. حالا باید قبل از وقوع جنایت جلوی اونها رو بگیره... اگه نوارها واقعی باشن.
دیالوگ:
"Confession is easy when you know no one can stop you."
"اعتراف آسونه... وقتی بدونی هیچکس نمیتونه جلوتو بگیره."
https://eitaa.com/joinchat/1521878064C63568199ce 🏻ᝰ⋆
⋆ Isabella Guzman
اعضای بدن قربانی هارو درمیاوردی و آتیش میزدی. بعد جسد خالیشون رو توی باغی که حومه شهر داشتی چال میکردی.
https://eitaa.com/joinchat/1521878064C63568199ce 𝜗𝜚 🫵🏻
The Girl on the Train – Paula Hawkins
خلاصه:
«ریچل» هر روز با قطار از کنار خونهای رد میشه و زوجی رو تماشا میکنه.
یه روز زن اون خونه ناپدید میشه. ریچل که الکلی و روانپریشه، میگه چیزی دیده، ولی کسی باورش نمیکنه.
داستان بین چند راوی میچرخه و کمکم حقیقتهای تاریکتری از همه شخصیتها بیرون میزنه.
پایانش نشون میده بعضی واقعیتا تو صورتت بودن ولی باورشون نکردی.
دیالوگ:
"You don’t know her. You only know what you think you know."
«تو اونو نمیشناسی. فقط چیزی رو میدونی که فکر میکنی میدونی.»
https://eitaa.com/joinchat/3829466335C85b6d870cf 🏻ᝰ⋆
⋆ Rodney Alcala
جسد قربانی هارو میبردی جنگل و جوری صحنه سازی میکردی که انگار یه حیوون بهش حمله کرده. راحت بود ولی هر لحظه ممکن بود یه آدم ببینتت ولی خب.. اونم به همین سرنوشت دچار میشد.
https://eitaa.com/joinchat/3829466335C85b6d870cf 𝜗𝜚 🫵🏻
You – Caroline Kepnes
خلاصه:
جو یه کتابفروش و عاشق عاشقه... ولی اگه کسی مانع عشقش بشه، میمیره. با هربار عاشق شدن، یه قتل.
دیالوگ:
"Sometimes, we do bad things for the people we love."
«گاهی برای کسایی که دوستشون داریم، دست به کارای بد میزنیم.»
https://eitaa.com/joinchat/1911555123C7577ed99f3 🏻ᝰ⋆