Final Girls_Riley Sager
خلاصه:
«کوئینسی» تنها بازمانده یه قتلعامه. حالا با دو دختر دیگه که اونام از کشتارهای دیگه جون سالم به در بردن، به نام "Final Girls" معروفن. ولی وقتی یکیشون به طرز مشکوکی میمیره، کوئینسی باید بفهمه که کسی داره اونا رو یکییکی تمیز میکنه. همه فکر میکردن اون کابوس تموم شده... اما تازه شروع شده.
دیالوگ:
"Survivors are the most dangerous people of all."
(بازماندهها خطرناکترین آدمن.)
@tashrih_ir 🏻ᝰ⋆
⋆ Robert Pickton
اجساد رو تیکه تیکه میکردی و هر تیکه رو توی پلاستیک جدا میذاشتی. همرو داخل ماشین میذاشتی و هر پلاستیک رو به هر محله که میرسیدی خیلی محتاطانه و بدون شناسایی همونجا ول میکردی و میرفتی.
@tashrih_ir 𝜗𝜚 🫵🏻
An Anonymous Girl –Greer Hendricks & Sarah Pekkanen
خلاصه:
«جسیکا» برای یه آزمایش روانشناسی ثبتنام میکنه. دکتر «شیلدز» سوالات اخلاقی میپرسه، ولی بعد یواشیواش کنترل ذهن جسیکا رو به دست میگیره. واقعیت با بازیهای روانی قاطی میشه. جس نمیدونه قربانی آزمایش شده یا یه قطعه توی یه نقشهی خیلی تاریک.
دیالوگ:
"Morality is subjective, Jessica. Some things are black and white. Most are gray."
(اخلاق نسبیه، جسیکا. بعضی چیزا سیاه و سفیدن. ولی بیشترشون خاکستریان.)
@Strange_lonely_duck2 🏻ᝰ⋆
⋆ Diane Downs
یکی از سرامیک های کف خونه رو برداشته بودی و زیرش یه گودال خیلی عمیق و بلند کنده بودی و برای مدتی اجساد رو اونجا مینداختی. ولی خیلی سریع پر شد برای همین بعضیاشون رو آتیش زدی.
@Strange_lonely_duck2 𝜗𝜚 🫵🏻
The Couple Next Door – Shari Lapena
خلاصه:
آنا و مارکو به مهمونی همسایهشون میرن. نوزادشون رو با مانیتور تو خونه تنها میذارن. اما وقتی برمیگردن، بچه ناپدید شده. همهچیز به نظر یه آدمربایی ساده میاد… اما رازهایی که آشکار میشن خیلی تاریکترن. هرکسی چیزی برای پنهون کردن داره، حتی پدر و مادر بچه.
دیالوگ:
"People are capable of almost anything."
(آدما تقریباً از هر کاری برمیان.)
@cloud_nine 🏻ᝰ⋆
⋆ George Joseph Smith
تو قربانی هارو نمیکشتی که بندازیشون توی دیگ اسید. روش تو سوزوندن اونا با اسید بود. برای همین نیاز نبود چیزی رو از بین ببری. مینداختیشون توی اسید و دست و پا زدنشون رو میدیدی و آخرش هم حل میشدن و از بین میرفتن.
@cloud_nine 𝜗𝜚 🫵🏻