#خاطرات_شهدا
وارد آشپزخانه که شدم، یک برگه دیدم که حمید با آهن ربا روی در یخچال چسبانده بود.
یک طرف ایام هفته را نوشته بود و بالای برگه نوشته بود ناهار،شام! بعد داخل هر خانه نام یکی از ائمه را مشخص کرده بود. گفتم: این چیه آقا؟
گفت: از این به بعد هر غذایی درست کردیم نذر یکی از ائمه باشه.
هر روز غذا رو با ذکر و نیت همون امام درست کن. اینطوری باعث میشه ما هر روز غذایی که نذر اهل بیت شده بخوریم و روی نفسمون تاثیر مثبت داشته باشه.
روی در یخچال هم چسبوندم که همیشه جلوی چشممون باشه.
بحدی از این طرح حمید خوشم اومده بود که به کل آب آلبالوی داخل یخچال یادم رفت!
از آن به بعد موقع هم زدن غذا و آشپزی همیشه ذکر همان روز را می گفتم و به نیت همان معصومی که داخل جدول مشخص شده بود غذا درست میکردم.
#یادت_باشد
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
#رفیق_شهیدم
سُـڪوت
#خاطرات_شهدا وارد آشپزخانه که شدم، یک برگه دیدم که حمید با آهن ربا روی در یخچال چسبانده بود. یک طرف
#برنامه_عملیاتی چهارم
هر روز هفته ،سفره ی خانهٔ خود را نذر یکی از معصومین نماییم.😊
سُـڪوت
حضرت مهدی علیه السلام:«به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را قسم دهند به حق عمه ام حضرت زینب (سلام
اللهم عجل لولیک فرج بحق زینب کبری ❣
ذکر روز سهشنبه:
« یا ارحم الراحمین ،
ای مهربانترین مهربانان ♥️»
#برنامه_اذکار_روزانه
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نه نمیگذاریم
حتی چشم بر هم زدنی
چشمان زیبایتان
نگران این انقلاب شود
ایستاده ایم تا آخر ...
بزرگی میگفت؛ کسی که تازه رشته پزشکی قبول میشه،
همه بهش میگن دکتر دکتر تا اینکه میشه...
شما هم باید مثل شهید زندگی کنید؛
تا شهید بشید🌱
انسان با شهادت، انسانیت رو به کمال میرسونه❣
نماز صبح و تعقیباتش خیلی طولانی شد،
جوری که وقت برای خوردن صبحانه نبود،
چند باری صدایش کردم و دنبالش رفتم تا زودتر بیاید پای سفره،
ولی دست بردار نبود، سرسجاده نشسته بود پای تعقیبات.
بعد از چند دقیقه بالاخره رضایت داد و از سر سجاده بلند شد. سر سفره نشستیم و صبحانه خوردیم.
قبل رفتنش، زیرلب برایش آیت الکرسی خواندم.
🌱🌱🌱🌱
پیشنهاد داد هم صبح ها و هم شب ها یک صفحه قرآن بخوانیم. این شد قرار روزانه ی ما.
بعد از نماز صبح و دعای عهد یک صفحه از قرآن را حمید میخواند، یک صفحه را من.
مقید بودیم آیات را با معنی بخوانیم..
یکی بلند بلند میخواند و دیگری به دقت گوش میکرد.
🌸🌸🌸🌸
مواقعی که حمید خانه نبود، هنگام آشپزی یا کشیدن جاروبرقی ضبط صوت را روشن میکردم و با نوار استاد پرهیزگار آیات را تکرار میکردم.
و توانستم به مرور حافظ کل قرآن بشوم.
همیشه حمید برای ادامه حفظ تشویقم میکرد و می پرسید، قرانت رو دوره کردی؟ من راضی نیستم بخاطر کار خونه و آشپزی و این طور کارها حفظ قرانت عقب بیفته!!!
ادامه دارد...
راوی :همسر شهید
#یادت_باشد
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
#رفیق_شهیدم