هدایت شده از اونجا کِ میگه:
اونجا که سعدی میگه :
مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد
وَگر پنهان کنم، ترسم که مغزِ استخوان سوزد
دزیره میگفت، انسان نمیتونه دلیل خواستن و نخواستن هاش و حتی برای خودش تعیین کنه به خصوص در مورد آدمها... من تو رو میخوام، همینقدر ساده!
فرانسوی ها یک کلمه دارن به معنی دلیلی برای وجود داشتن، زندگی کردن و دلیلی برای ادامه دادن... مثل وقتی که کسی بی دلیل میشه دلیلی برای حال خوبت...و تو... تو برای من این کلمه ای!
+چرا همه عاشقانه های معروف باید پایان بدی داشته باشه؟ رومئو و ژولیت، دزیره و ناپلئون، اتلو و دزدمونا، یا افسانه ی تریستان و ایزولت... حتی بتهوون و الیزه که افسانه هم نبودن به هم نرسیدن...
_عشق های بدون وصال و مینویسن، چون بیشتر قلبت و به درد میاره... دردی که قلب تجربه کنه هیچوقت از یاد نمیره... برای همینه که شکسپیر انقدر محبوبه!
``یادمه قبلا یه جمله ای شنیده بودم که میگفت: بزرگترین حقایق جهان در ابتدا توهین به مقدسات شمرده میشدن
راستش الان بهتر معنیش و میفهمم، چون عشق تو حقیقتی بود که قرار بود تمام مقدسات من و زیر سوال ببره``
هدایت شده از 𝐅𝐚𝐫𝐞𝐣|فـٰارِج