دبیر بهم گفت خیلی کمالگرایی و از ارتباطات گروهی گریزانی و برای همین وقتی تنهایی تا ناموس😂 به جزئیات توجه میکنی و مرتبی. من فقط یک روز در هفته با تو داشتم و دارم زن، چجوری انقد خوب تحلیل میکنی آخه.
-صدایِ خاموش!
[کاش یه هنرستانی بی دغدغه بودم .]
بیدغدغگیِ 18 ساعته (گردن، چشم، مچ و کمرم هیچوقت انقدر سالم نبودن👍🏻)
هدایت شده از خَمود ؛
شده آیا که غمی ریشه به جانت بزند؟
گره در روح و روانت به جهانت بزند؟
شده در خواب ببینی که تو را قرض کند؟
بروی وهم شوی تا که تو را فرض کند؟
شده در گوش تو گوید که تو را باز تو را..؟
نشوم فاش کسی تا که شوم راز تو را..؟
شده آغوش شود تا که هم آغوش شوی؟
گرهات باز کند تا که تو خاموش شوی؟
شده یک شب برود تا که روی در پی او؟
که تو فرهاد شوی تا بشوی قصه او؟
به همان حال بگویی که تو مجنون منی
به تو بیمار شدم تا که تو درمون منی
شده دلتنگ شوی غم به جهانت برسد؟!
گره ات کور شود غم به روانت برسد.. :)
-صدایِ خاموش!
این ترکیب تا ابد >
خود مکانش کم قشنگه، همه عکساش هم قشنگ میشهಥ‿ಥ💛
روی دیوار نوشته بود "پدر ببخش، فراموش کردن هنر میخواست، و من بیهنر ترین انسان زمین بودم."