eitaa logo
-صدایِ خاموش!
13 دنبال‌کننده
109 عکس
15 ویدیو
0 فایل
همهٔ فریاد های من درونی بودند!
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی، آهنگ‌های روسی از تهِ دل ما حرف میزنن!(؛ تا کِی این‌چنین خوب؟✨
فتنه ترفند خداوند است برای ورق زدن تاریخ؛ برای زیر و رو کردن همه چیز؛ از ارباب و رعیت، ظالم و مظلوم، گمراه و هدایت‌شده، دارا و ندار، غمگین و سرخوش، نگران و امیدوار. [ارتداد]
آسمان‌گرگ‌و‌میش‌شهر-💙
هدایت شده از مُخبَط'
یه عالمه نوشتم، ولی چه فایده؟ آدم یا می‌نویسه برای دل خودش، یا می‌نویسه برای خوندن بقیه. برای دل خودم نوشتم، برای خوندن بقیه هم نوشتم ولی نه دلم آروم شد، نه بقیه فهمیدن!!
واقعاً دلم میخواد بین اطرافیانم کسی باشه حرف هام رو بشنوه. ولی بعد دوباره پیش خودم میگم نکنه این هم مثل بقیه یه آدم نقاب دار از آب در بیاد؟! پس سکوت میکنم و می‌نویسم..
【 تراوشات یک ذهن کبود !" در کتاب هایمان نوشته اند بجنگ، تلاش کن، زندگی کن؛ ولی حال چیزی در وجود اشرف مخلوقات به اسم جنگیدن نیست! و اشرف دارد فرش میشود. عده ای شده اند مُعاویه که گوسفندان شُعَیب را کِش رفت و حضرت امیر است که فحش هارا میخورد. و حال داستان ما مثل شعیب و دزدیدن گوسفندانش است و فحش های که نثار حضرت امیر میشود. درون ما کاخ سفیدی است که ترامپش برخی را می‌کُشَد و برخی را زنده می‌گذارد و بعد با ترفندی دگر، دوباره می‌کُشَد. شده ایم یک بوم نقاشی که نقاشش ماهر نیست و فقط قلمو و مداد را چرخانده است. همه انتظار آدمی مشنگ دارند و در حالی که باید ما را چیزی شبیه آزمون ماز فرض کنن برای یک مبتدی! همین گونه سخت است برای درک نشدن و همان گونه درونم پر شده از تورم ها و تحریم های روحی و جسمی و اقتصادی که با این شور، خواباندنش با چک و لگد غیر ممکن است. سید خسته ایم اما هنوز نفس در سینه هست. ما محکوم به ادامه ایم! عبید|چندی پیش..
Silent voice آهویِ مست ..mp3
زمان: حجم: 7.3M
'من دوستت دارم دوستت دارم همین:>
silent voice Hamed Zamani - Rail.mp3
زمان: حجم: 18.9M
زخم دشمن رو میشه درمون کرد ، ولی زخمای دوست رو اصلاً ...!
ما عجیبیم! انسان هایی هستیم که طبیعت انسانیت خود را فراموش کردند. نشسته‌ایم میان هجوم سنگ ها و گلوله ها و تلاشی برای نجات نمی‌کنیم. امید هایی داریم در جهت جهاد، و برخی‌مان هم توقع شهادت؛ اما دریغ می‌کنیم از سر انگشتی تلاش و ایستادگی برای آرمان هایمان، برای انقلابمان! پا بر زمین می‌گذاریم برای پیروزی، ولی با زخمی بر بدنمان، خود را تسلیم آیندهٔ نامشخص می‌کنیم. ادعای داشتن الگوهای بزرگ داریم و بر زبانمان نام قهرمانانی‌ست که خونشان در این راه با خاک اقین شده. با شنیدن صدای شاگردان شیطان، سخت نفس می‌کشیم و صورتمان را گریه آلود می‌کنیم. ما فقط خسته جلوه‌ می‌کنیم! تا کی سکوت و صبر ایوب؟.. [عبید , بداهه‌ی درون مدرسه‌ای]
حس هیچی نیست. هیچی!