شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت آجر آجر پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت نیم دیگرم را باد برد
از غزل هایم فقط خاکستری مانده به جا
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد
با همین نیمه همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نیمه ی عاشق ترم را باد برد
-حامدعسکری
ledsome
حس تنهایی توی جمع و حس میکنید متعلق به هیچ گروهی نیستید و چقدر با بقیه متفاوتید.
#واژهشناسی
دل را به دوست بستیم، از هجر او شکستیم
این رسم عاشقی بود! یا رسم روزگار است؟
«آقای احمد ایرانینسب»
به حسی که فکر میکنی بعضی اتفاقات برات تازه رخ داده در حالی که سال ها ازش میگذره ولی برای تو تازست میگن Echtesia و چقدر این روزها داریم این حس رو تجربه میکنیم(:
من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشيار است
نکند اندوهی ،سر رسد از پس کوه
زندگی خالی نيست
مهربانی هست ،
سيب هست ،
ايمان هست ...
-سهرابسپهری
#شما
https://eitaa.com/sin_amor/9414 وا چون حق با دختراست.
------
+ بعد از کار معدن سخت ترین کار دنیا قانع کردن دختراست.