وضعیتم اینطوریه که نه ولخرجی میکنم ، نه پسانداز میکنم ، نه درس میخونم ، نه به بطالت میگذرونم ، نه دنبال عیاشیامد، نه لایف استایل آنچنان سالمی دارم و نمیدونم چه جوریه که همش با هم ممکنه ؛
نه میدونم و نه نمیدونم.
وقتی دغدغه و مسولیتت زیاد میشه ،
اونقدر در طول روز درگیری که فرصت نمیکنی بهشون فکر کنی .
حالا شب میاد و تمام افکار و خیالات بهت حمله میکنن و تهش میشه
دیر خوابیدن ، خوابای زیاد و آشفته دیدن
درست حسابی نخوابیدن و زودتر از خروسا بیدار شدن(:
از طرفی میگم بابا زوده
برو عشق و حالتو بکن
بعد از اون طرفم میگم
باید یه فرقی بین خودتو هم سن و سالات باشه دیگه !
یجورایی من دنبال این فرقم
که مثل بقیه نباشم