بیین ما رفتیم هتل
بعد من یکی از ارزوهامه
که خودم تک و تنها برم حرم کللا کسی کارم نداشته باشه
برای کربلا همچین شد🥲
بعد اون مسیری که داشتم میرفتم برام اشنا بود انگار تو خوابای قبلی گذرم خورده به اونجا و تو خواب این تفکر رو داشتم که مث سری پیش ازینجا برم مستقیم تو اون صحن گنبد داره خواهم بود . خلاصه من تو خیابون از دور گنبد رو دیدمو عشق کردم بعد برگشتم اونور ،
هوا خیلی آلوده بود قشنگ طوسی بود رنگ آسمون بعد گوشیم دراوردم از هوا عکس گرفتم
خلاصه دنبال مسیر بودم وارد حرم بشم
ی جا گفتن ورودی بستس فعلا
التماس کردم توروخدا فلان گفتن شوخی کردیم
رفتم .
به محل ضریح نرسیدم همینجور برای خودم داشتم میگشتم . دنبال رواق دارالحکمه بودم [ خیلی قبلا هم دنبالش بودم تو خواب ] نمیدونم تو اون رواق عروس دوماد عقد میکنن یا نه . چون دنبال اونم بودم
سیدخانم .
بیین ما رفتیم هتل بعد من یکی از ارزوهامه که خودم تک و تنها برم حرم کللا کسی کارم نداشته باشه برای کر
قسمت قشنگش اینجاست که
دیشب یه لحظه از دلم رد شد گفتم دیگه خبری از اون خواب قشنگا و حرم و اینا نیست : )))))