صب حاجی بابام میگه یعنی میری ۲ ماه یه بار میخوایی بیایی بهمون سر بزنی
گفتم نه هفتهای یه بار میام
بعد گفت نه باید هفتهای ۳ روز بیایی اینجا😭
بعد گف تو بری ما تنها میشیم
داریخماخ میکنیم
مامانم گف خوبه الانم زیاد نمیبینیش
گفتم وقتی موقع شام خوردن بالا بودم و صدام کردید دیگه جواب ندادم
دلتون تنگ میشهها
اونجا من خودم چشام پر شد
به زور جلو خودمو گرفتم
لقمههامو با بغضم قورت میدادم🥲:)))))