#شما
https://eitaa.com/32378116/5570
یعنی اجازه دادی نامحرم کمر بندتو ببنده !!؟ 😨😟
_
با لباس عروس کاملا پوشیده و شنل و دوتا خانم که سمت راست و چپ عروس وایمیستن و کمک اون اقا میکنن چه مشکلی داره🤔؟
ولی خب حتما تماس میگیرم میپرسم
#شما
یه سوال
البته برا خودم میپرسم
اینکه آهنگ باشه تو مراسم فک کنم مشکل داره
و حتی خوندم اگه مجلس عروسی تبدیل به مجلس رقص بشه که اینطوری هم میشه اینم حرامه
من خودمم ترکم و مراسمامون شبیه شماست ولی با این حال مجلس رقص میشه و...
شما برای این موارد راه حلی دارید؟
(بازم میگم برا خودم میپرسم،یه وقت ناراحت نشی عروس خانوم❤️😘)
_
بله . اگه خودت دعوت میشی و دوست نداری همچین مجالسی رو ، میتونی شرکت نکنی یا کمی دیرتر بری یا بعدا بری کادوشون رو بدی [ البته اگه متاهل باشی این مورد رو میتونی خودت انجام بدی ولی مجرد باشی همون خانواده کادو بدن کافیه ] مونده به شرایط خودتون اما اگه خودت عروسی ، میتونید به توافق برسید با خانوادهها که مولودی برگزار کنید .
نه عزیز ناراحتی نداره که💕
سیدخانم .
امروز شد یازده ماه که از اشتراک دائممون میگذره🫀💍 #ماهگرد
امروز شد دوازده ماه [ یکسال ] که از اشتراک دائممون میگذره🫀💍
#ماهگرد
اوج ریلکس بودنم رو اونجا فهمیدم که
دیروز کفشای عروسیم که سفارش داده بودم اومد و بدون نگاه کردن به سایز فقط پوشیدم . دیدم یه پامو فشار میده گفتم شاید مشکل از پای منه و جا باز میکنه🤦🏻♀
بعد دخترداییم زیرشون نگا کرد دید همون پام ک فشار میده یک سایز کوچیکتره . بعد زنگ زدم به خانمه با خنده میگم اینجوره داستان
بعد بنده خدا استرس گرفته بود
میگف وای چرا اخه اشتباه شده
خلاصه که گف تو مرجوع کن منم یکی دیگه برات میسازم و اخر هفته نشده میفرستم برات
سیدخانم .
اوج ریلکس بودنم رو اونجا فهمیدم که دیروز کفشای عروسیم که سفارش داده بودم اومد و بدون نگاه کردن به سا
امروز فرشارو باز کردیم
دیدیم اوناهم باهم فرق دارن😐
دوباره باید اونارم برگردونیم🤦🏻♀
سیدخانم .
-
❗️این تصویر شامل خوراکی میباشد❗️
مادرشوهر گف برم میوه بگیرم بیام ک با خیار گوجه و سنگک برگشتن و خب ۳ نفر آدم ۲تا سنگک رو خوردیم و فقط یکم موند
بعد خلاف کردیم ساعت ۱۰ و نیم شب که با دخترداییم تو خونم تنا بودیم رفتیم بیرون برای خرید خوراکی . نظرمون رو معجون بود گفتیم بر معجون دیره
بهتره چیپس پفیک بگیریم و یکم غیبت کنیم [ الکی ] . گفتیم بابا بمونه برا کی ؟ برا وارث ؟ بزا معجونم بگیریم .
خلاصه آقا معجونم زدیم [ آقاهه حلالواری زده بودش خدایی ]
دختردایی گف حیفه چیپس پفک نخوریم . گفتم زهرا بخدا دیگه جا ندارم خفه شدم . گفتیم اشکال نداره یکم🤦🏻♀
بعد همسر زنگ زد شام چی میخورید بگیرم . گفتم رژیمیم ما😔
اصرار که نه مهمون داریم . تاکید فراوان کردم که هرچی میگیری بگیر فقط دوتا . ما رژیمیم😔.[ که من و دختردایی باهم بخوریم ]
بعد میگم وای معدم درد میکنه
رحم نمیکنیم که اما خب یه روزه دیگه
[ برای ما همیشه همون یه روزه ]