سیدخانم .
داشتم انتخاب میکردم که امشب چی بفرستم و این عکسو دیدم حین انتخاب فیلتر مدام داشتم به جملهش فکر میک
ولی بنظرم این جمله تو همه جا صدق نمیکنه ها
اتفاقا یجاها باید از این برچسب گروگانگیریا بچسبونی به دهن عشق
و بزاری عقل کارشو انجام بده
چون عشق یه وقتا میپره وسط دخالت و بدبختمون میکنه🤷🏻♀
سیدخانم .
گفتم وای خدا کی میخواد فردا بره دانشگاه
حاج ممد[بابام] گفت چقدم که میری کلا یه روز تو هفته میری دانشگاه دیگه.
میگم همون دیگه یه روز کامل اونجام
بعدِ دو تا کلاس دیگه هیچی نمیفهمم
مغزم نمیکشه
میگه ببین عاطفه خانم
من دانشگاه میرفتم یزد
شب با قطار حرکت میکردم صب میرسیدم بعد با اتوبوس میرفتم تفت تا برسم دانشگاه بعدشم یا شبو میموندم فردا حرکت میکردم یا همون شب راه میافتادم
والا بابا جان تو خوبی با قطار میرفتی
من باید با خط ۱۱ برم
سیدخانم .
داشتم انتخاب میکردم که امشب چی بفرستم و این عکسو دیدم حین انتخاب فیلتر مدام داشتم به جملهش فکر میک
یادش بخیر پارسال دقیقا همین موقع بود که روز اولی بود که رسیده بودیم مشهد .
الان به جای من
تو همین ساعت و دقیقه
یکی رفیقم و یکی از نزدیک ترین اعضای خانوادم ، دارن تو هوای مشهد نفس میکشن : )
این عکس رو از بیرقی که تو اتاق آویزون کردم عکس گرفتم .
یادمه یه شب خیلی دلم هوایی شده بود
و گله داشتم
دقیقا فرداش که روز چهارشنبه هم بود یکم قبل از اذان ظهر ،
باز پستچی عزیز اومد و این بیرق رو آورد : )
#کارِدست📷🤍