eitaa logo
فروشگاه تنگه اُحد ایران(سیستان)
9.8هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
3.6هزار ویدیو
34 فایل
فروشگاه صنایع دستی و سوغات سیستان 🔸با هدف ایجاد اشتغال و فروش محصولات خانواده های کم برخوردار روستاهای منطقه سیستان 📲آیدی جهت سفارش: @sistan 📦ارسال رایگان به تمام نقاط کشور📦 🔹زیر مجموعه مرکز نیکوکاری امام رضا(ع)
مشاهده در ایتا
دانلود
⛔️ ✨وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ سوره الأنعام۱۱۲ ⬅️و همچنين براى هر دشمنانى از شياطين انس و جن قرار داديم. براى فريب يكديگر، سخنان آراسته القا مى‌كنند. اگر پروردگارت مى‌خواست، چنين نمى‌كردند. پس با افترايى كه مى‌زنند رهايشان ساز. 🗞 ﻗﺎﻝ ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺇﺑﺮﺍﻫﻴﻢ: ﻭ ﺣﺪﺛﻨﻲ ﺃﺑﻲ، ﻋﻦ ﺍﻟﺤﺴﻴﻦ ﺑﻦ ﺳﻌﻴﺪ، ﻋﻦ ﺑﻌﺾ ﺭﺟﺎﻟﻪ، ﻋﻦ ﺃﺑﻲ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻠﻪ (ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ) ﻗﺎﻝ: «ﻣﺎ ﺑﻌﺚ ﺍﻟﻠﻪ ﻧﺒﻴﺎ ﺇﻟﺎ ﻭ ﻓﻲ ﺃﻣﺘﻪ ﺷﻴﻄﺎﻧﺎﻥ ﻳﺆﺫﻳﺎﻧﻪ ﻭ ﻳﻀﻠﺎﻥ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﺑﻌﺪﻩ، ﻓﺄﻣﺎ ﺻﺎﺣﺒﺎ ﻧﻮﺡ ﻓﻘﻴﻄﻔﻮﺹ ﻭ ﺧﺮﺍﻡ، ﻭ ﺃﻣﺎ ﺻﺎﺣﺒﺎ ﺇﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﻓﻤﻜﺜﻞ ﻭ ﺭﺯﺍﻡ، ﻭ ﺃﻣﺎ ﺻﺎﺣﺒﺎ ﻣﻮﺳﻰ ﻓﺎﻟﺴﺎﻣﺮﻱ ﻭ ﻣﺮﻋﺘﻴﺒﺎ، ﻭ ﺃﻣﺎ ﺻﺎﺣﺒﺎ ﻋﻴﺴﻰ ﻓﺒﻮﻟﺲ، ﻭ ﻣﺮﺗﻴﻮﻥ، ﻭ ﺃﻣﺎ ﺻﺎﺣﺒﺎ ﻣﺤﻤﺪ (ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ) ﻓﺤﺒﺘﺮ ﻭ ﺯﺭﻳﻖ». 📌ﺣﺴﻴﻦ ﺑﻦ ﺳﻌﻴﺪ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ⬅️ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮﻯ ﺭﺍ ﻧﻔﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﺩﺭ ﺍﻭ ﺩﻭ ﺷﻴﻄﺎﻥ (ﺍﻧﺴﻰ) ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺁﻥ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺭﺍ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﻣﻰ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ◀️ ﺷﻴﺎﻃﻴﻦ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ «ﻗﻴﻄﻴﻘﻮﺱ ﻭ ﺧﺮﺍﻡ»، ◀️ﺷﻴﺎﻃﻴﻦ ﻫﻢ ﻋﺼﺮ ﺣﻀﺮﺕ «ﻣﻜﻴﻞ ﻭ ﺭﺯﺍﻡ» ◀️ ﻭ ﺷﻴﺎﻃﻴﻦ ﺯﻣﺎﻥ «ﺳﺎﻣﺮﻯ ﻭ ﻣﺮﻋﺘﻴﺎ» ◀️ ﻭ ﻫﻢ ﻋﺼﺮ «ﺑﻮﻟﺲ ﻭ ﻣﺮﻳﺘﻮﻥ» 📌ﻭ ﺷﻴﺎﻃﻴﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺍﻛﺮﻡ «ﺣﺒﺘﺮ ﻭ ﺯﺭﻳﻖ» ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﻛﻨﺎﻳﻪ ﺍﺯ ﻓﻠﺎﻧﻰ ﻭ ﻓﻠﺎﻧﻰ (ابوبکر،عمر) ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﻏﺼﺐ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻇﻠﻢ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ. 📙کتاب تفسیر برهان ج ۲ص۴۶۹کتاب تفسیر قمی ج۱ص۲۱۴کتاب بحار الانوار ج۳۰ص۱۸۶ 📌ﺣﺒﺘﺮ ﺩﺭ ﻟﻐﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻯ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻭ ﺯﺭﻳﻖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻯ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺣﻀﺮﺍﺕ ﺍﺋﻤﻪ ﻫﺪﻯ ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﺗﻘﻴﻪ ﺍﺯ ﻇﺎﻟﻤﻴﻦ ﺣﻖ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺍﺕ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻣﺜﻞ ﺟﺒﺖ ﻭ ﻃﺎﻏﻮﺕ ﻭ ﻓﻠﺎﻧﻰ ﻭ ﻓﻠﺎﻧﻰ ﻭ ﺣﺒﺘﺮ ﻭ ﺯﺭﻳﻖ ﻭ ﻏﻴﺮ ﺫﻟﻚ. . بســـوے ظــــــــهور💫✨👇 🆔 @Besoye_zohor 💯
🏴 شهادت حضرت رقیه(س) تسلیت باد ️در گوشه خرابه، کنار فرشته‌ها با ناخنی شکسته، ز پا خار می‌کشد دارد به یاد مجلس نامحرمان صبح بر روی خاک، عکس علمدار می‌کش بســـوے ظــــــــهور💫✨👇 🆔 @Besoye_zohor 💯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
امیدوارم شش گوشه دلتون مملواز انرژی باشه الهی زیارت قبرشش گوشه ارباب دوعالم نصیبتون بشه🙏 👌الهی شش دانگ دلتون بنام خداوندعشق سندبخوره📝 بســـوے ظــــــــهور💫✨👇 🆔 @Besoye_zohor 💯
༻﷽༺ #جانم_به_فدات_یا_رقیه_س❤️ این روزها قافیه ى شعر گشته اربعین امسال هم اگر نروم مى خورم زمین اینبار من مدد زِ رقیه گرفته ام نازى ڪند به پیش پدر راهیم همین #الدخیلك_یابنت_الحسین بســـوے ظــــــــهور💫✨👇 🆔 @Besoye_zohor 💯
فروشگاه تنگه اُحد ایران(سیستان)
📙 #رمان_پناه ◀️ #قسمت_سی_و_پنجم ✍🏻_چی میگی پوریا ؟ +مگه نگفتی خودت باخبری ... _بهزاد کدوم گوری بوده
📙 ◀️ ✍🏻روبه روی پارسا پشت میز نشسته ام. سیگارش را آتش می زند و می گوید : _گوشم با تواه بگو +از کجا بگم ؟ _هرجا و هرچی که باعث شده این شکل و قیافه ای بشی انقدر پرم که فقط می خواهم خودم را خالی کنم نگاهم روی شیشه های رنگی پنجره خیره می ماند و زبانم به حرف می آید : +از وقتی یادم میاد غصه ی قلب مریض بابا و درد بی درمونی رو خوردم که ناغافل افتاده بود به جون مامان بیچارم خیلی بچه بودم که تنها سرگرمیم شده بود سرسره بازی روی سنگ های مرمر کف مطب دکترا و درمانگاه ها بیشتر از بوی پیازداغ و سبزی خورد شده ، بوی تند الکل و داروهای مامان بود که توی خونه و دماغ من می پیچید مریض بود که من به دنیا اومدم ، می گفت تو پناه من شدی تو که هستی تو که می خندی دردام یادم میره دلم می سوزه وقتی یادم میاد چقدر درد می کشید . شبا برام از فردا می گفت ، از روزایی که قرار بود بازم با هم شب کنیم ... نمی دونم شاید به خودش امیدواری می داد که فردا هم زنده می مونه ! اما خب ، آدم چه می دونه دو دقیقه ی بعدش چی میشه ! بالاخره رسید وقتی که من منتظرش نبودم یه روز که دیگه مامان شبش رو ندید ، تمام زندگیم زیر و رو شد شدم مثل نهالی که هنوز قد نکشیده تبر خورده یه چیزی شد عقده و گره شده موند بیخ گلوم . بی مادری کم دردی نبود برای منی که جز صبوری ها و خنده ی پر دردش چیزی ندیده بودم حتی عزیزم نمی تونست جای خالیش رو برام پر کنه با مهربونی هاش بی قراری هام بابا رو بی قرار کرده بود خودشم حال و اوضاع خوبی نداشت ... یکی دوسال تحمل کردم و تحمل کرد اما بعدش گفت زندگی ای که زن توش نباشه همین آشه و همین کاسه می دیدم که عزیز هم یه جاهایی کم میاره ، بابا هم دست تنهاست ، منم قوز بالا قوزم ! می فهمیدم که یه جای خالی پررنگ هست که همه رو اذیت می کنه اما منم بدتر می کردم به خیالم مامان فقط مال من بوده و غم نبودنش روی دل خودم بود که سنگینی می کرد بچه بودم خب ! حتی وقتی که افسانه دست تو دست بابام با یه عروسک پر زرق و برق اومد خونه هم بچه بودم هنوز ولی از همون روز ، از همون لحظه که اولین لبخند آبکیش رو دیدم فهمیدم این نیست اونی که من می خواستم از زندگی . پووووف اما دیر شده بود ! افسانه رو خود عزیز انتخاب کرده بود . باهاش عهد و شرط کرده بود که به دختره دخترم باید مثل اولاد خودت برسی ، عزیز می گفت بچه از داغ مادره که یتیم میشه نه پدر ! خلاصه افسانه اومد درست وسط زندگی و دنیای کودکانه ی من بسط نشست . شد همه کاره ی پناه بدبخت ! همه چیز بد بود اما از موقعی که عزیز مرد بدتر شد. دیگه نمی تونستم بند خونه ای باشم که صبح تا شب فقط خودم بودم و یه زن غریبه ... لجمو در می آورد ، مدام خبرچینی منو پیش بابا می کرد . سر بیدار شدن نماز صبح تو خونه یجور غوغا به پا می کرد ، سر قضا نشدن نماز مغرب یجور دیگه . می گفت تو به بابات نرفتی که اینطوری خدانشناسی ! دلمو می سوزند تا قبل از اون همیشه کنار عزیز سجاده پهن می کردم ، اما همین که دیدم روی نماز و خدا و پیغمبر حساسه همه رو بوسیدم گذاشتم کنار می خواستم بچزونمش ! +صبر کن پناه ! قصه حسین کرد می گی برای من ؟ انگار کسی به شیشه ی خاطراتم سنگ می زند و ناغافل خوردم می کند . دوباره بر می گردم به فضای دود گرفته ی کافی شاپ و حواسم جمع پارسا می شود . اشک های روی گونه ام را پاک می کنم و می گویم : _خودت گفتی بگم +آره اما نه از عنفوان طفولیتت! یه کلمه بگو امروز چی شده که آشوب شدی نفسم را فوت می کنم بیرون ، چرا توقع داشتم پای درددل بیست و چند ساله ام بنشیند ؟! شانه ای بالا می اندازم و می گویم : _منو با کیان دیدن +کیا ؟ _پسر خاله ی ناتنیم ، یعنی خواستگار قبلیم +خب ؟ _خب ! رفته صاف گذاشته کف دست بابام +نمی فهمم _رفته گفته من با یه پسره میامو میرم ، که تو کافی شاپ دیدم و هزارتا چیز دیگه ! +منو گرفتی ؟ متعجب نگاهش می کنم _یعنی چی ؟ +اینایی که گفتی کجاش عجیب بود ، بگو داستان اصلی چیه ! _یعنی اگه به تو بگن خواهرت رو با یکی دیدن برات طبیعیه ؟! +من خواهر ندارم اما اگه داشتم و با کسی دوست نمی شد برام طبیعی نبود انگار توقع چنین جوابی ندارم که شوکه می شوم ! 📝نویسنده: الهام تیموری ⏪ .... بســـوے ظــــــــهور💫✨👇 🆔 @Besoye_zohor 💯
12.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 این ویدیو رو نبینید! نگهش دارید ، هرجا کارتون بدجور گیر کرد تماشا کنید 😭😔 🎼حاج غلامرضا بســـوے ظــــــــهور💫✨👇 🆔 @Besoye_zohor 💯
9.02M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 بزرگترین سفره حضرت رقیه (س) در بین الحرمین الشریفین 🔻انتشار این کلیپ صدقه جاریه است🌹 بســـوے ظــــــــهور💫✨👇 🆔 @Besoye_zohor 💯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💚اَلسَّلامُ عَلَيْڪَ يا صاحِبَ اَلزَّمانِ💚 🌹🍂مـولای من... گـمانم عـمرم قـد ندهـد بگـو وعـدہ ی دیـدار ڪـمی نزدیڪـتر آیـد...🌹🍂 🌹تعجیل درفرج #پنج صلوات🌹 بســـوے ظــــــــهور💫✨👇 🆔 @Besoye_zohor 💯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴🎥 مداحی جدید عربی_فارسی «نزار قطری» در استقبال از اربعین ▪️دست مولا نگهدار شما ای اهل ایران... بســـوے ظــــــــهور💫✨👇 🆔 @Besoye_zohor 💯
🔴فلسفۀ شکستها و پیروزیها ⬅️ و ما اين روزها(ى پيروزى و شكست) را در ميان مردم مىگردانيم؛.. تا ... بســـوے ظــــــــهور💫✨👇 🆔 @Besoye_zohor 💯
🔴زلیخا 7 در را بست.... بســـوے ظــــــــهور💫✨👇 🆔 @Besoye_zohor 💯