eitaa logo
منطقه سکوت:)
252 دنبال‌کننده
9 عکس
18 ویدیو
0 فایل
تا حالا شده فکر کنی یه دردی داری که فقط تو از سنگینی‌ش خبر داری؟ انگار یه غصه‌ی اختصاصی باشه که هیچ‌کس نمی‌فهمه… اما باور کن، تو تنها نیستی. کپی؟ ممنوع نیست ولی از داستان ❌❌
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی من:پارت ۶ یک دفعه یک تصمیم کاملا عاقلانه توی بچگیم گرفتم😑🫠 اونم این بود که از خونه فرار کنم🙄🤕 چاره ای نبود.چون اگر حتی من با احترام تر از این برخورد میکردم بیشتر کتک میخوردم حالا چرا؟ سعید)شوهر مادرم با من لج کرده بود که چرا من داخل زندگی دونفره شون هستم😧😲 اون روز وقتی که مامان و سعید رفتن بیرون🫣......
هدایت شده از تبلیغات ملجأ«مجموعه خانوم اف»🎀
کانال آرایشی😊 ۳۲۴۰ بودن ریزش داشتن ۳۳۱۰ شدن ولی ریزش از عضوای خودشون بود🥰☘
هدایت شده از تبلیغات ملجأ«مجموعه خانوم اف»🎀
تبلیغات فردا شب خالیه🌱🌿
ممنونم بابت بودنتون😁❤️‍🩹 بمونید برام
لطفا کویر لوت نشههههههه اگه ۳۰ تا پیام بشه میزارم تو کانال که ببینید🌱💔 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_mh7l63z&btn=جانم.همدردم؟🥹
جدیدیا خوش آمدید 😁☘ یه بیو بدم؟🥹 من نازنینم💔 یه دختر ۱۳ ساله که از ۸ سالگی تا الان خیلی ضربه خورده😢🫩 ولی رشد کرده و بزرگ شده🤕 پیشم بمونید که احساس تنهایی نکنم🥰🍀 دلیل اینکه پدرم رو از دست دادم!؟
میخوام لینک ناشناس جدید بزارم ۱۰ تا پیام بشه میزارم🥹 داستان امشب گذاشته نمیشه💔❤️‍🩹
برسیم به ۱۶۰ براتون داستان میزارم😁🥰
زندگی من:پارت ۷ تا صدای بسته شدن در اومد شروع کردم به جمع کردن وسایل بچگونم🫣🧦 جوراب برداشتم و چند تا لباس و شلوار نمیدونستم دارم چیکار میکنم🤷‍♀🫨 فقط میدونستم باید برم این زندگی دیگه درست نمیشه و جای من اینجا نیست😱😢 یدفعه احساس کردم خیلی خوابم میاد 🥱😴 رفتم توی فکر😵‍💫 همون جوری که تو فکر بودم یک نفر از خواب بلندم کرد😲 از خواب پریدم😵 کسی دورو برم نبود ترسیدم که سعید و مامانم اومده باشن🤦‍♀😭
زندگی من:پارت ۸ رفتمو مطمئن شدم که کسی خونه نیست😌 سریع تر از جت وسایلامو جمع کردم درو باز کردم😧😵‍💫 دیدم مامانو سعید جلوی درن🤕😭 سعید گفت چیکار داری میکنی؟ گفتم هیچی😱 گفت میخواستی فرار کنی؟ گفتم نه بخدا میخواستم یه دور بزنم🥲 گفت پس این ساک چیه🤨😏 گفتم جمع کردم که اگه تا شب نیومدید من که کلید ندارم همون بیرون لباسامو عوض کنم😃🙂‍↕️ با خنده ی کوچیکم...