eitaa logo
منطقه سکوت:)
1.1هزار دنبال‌کننده
81 عکس
52 ویدیو
0 فایل
تا حالا شده فکر کنی یه دردی داری که فقط تو از سنگینی‌ش خبر داری؟ انگار یه غصه‌ی اختصاصی باشه که هیچ‌کس نمی‌فهمه… اما باور کن، تو تنها نیستی. برای رشدت:) @tab_skoott405
مشاهده در ایتا
دانلود
داستان امشب شاید دیر گذاشته بشه💔
زندگی من:پارت ۲۱ رسیدیم تهران... بردن منو بهشت زهرا به مامانم گفتم مامان آدرسشو از کجا بلدی!؟ این سوال بی جواب موند🫣 که الان متوجه شدم که مامان الانم به مامان اصلیم پیام داده و گفته آدرس مزار شوهر قبلیت رو بفرست😭🫶🏻
زندگی من:پارت ۲۲ رفتم سر مزارش سر مزار کسی که ۵ سال بود ندیده بودمش😭 با اینکه همه جا کنارم بود و منو میدید ولی من اونو نمیدیدم😞😢🥹 بهش گفتم سلام بابا😭❤️‍🩹 بابایی که دخترتو تنها نذاشتی 💔 هر چند مامان تنهام گذاشت ولی تو هنوز کنارم موندی و بهم قول بده تنهام نزاری😔🌱
زندگی من:پارت ۲۳ بهش گفتم خیلی دوستت دارم بازم کنارم باش😭❤️‍🩹 برگه رو برداشتم و نامه ای خیلی خصوصی به بابام نوشتم❤️‍🩹 مچاله شده گذاشتم روی قبرش😭💔 با چسب چسبوندم برچسب ها رو زدم🥹❤️‍🩹 روی نامه نوشتم؟.....
مبارک باشه قشنگترینام😭💔 خیلی خوشحالم که کنار همیم و از خانواده ی ۱ نفره رسیدیم به یه خانواده ی ۵۰۰ نفره😭😍 عاشقتونمم❤️‍🩹🥰
هم حقته هم گناه داری که منو نداشته باشی ...
کم توقعه دلمون :)
الانم معلقه....
اینه معنای دوست داشتن مگه نه؟
امشب داستان تا ساعت ۹ گذاشته میشه بعدش میخوایم صحبت کنیم🫣😁
زندگی من: پارت ۲۴ روی نامه نوشتم به امید دیدار مجدد😭💔 ولی این دیدار مجدد معلوم نبود کی هست❤️‍🩹🌱 خلاصه بگم✅😃 از تهران رفتیم سمت جاده قم😁🤗🙂‍↕️ خوشحال بودم که قرار نیست برم جایی😆😲 تو همین فکر بودم که یکدفعه مامانم گفت:
زندگی من پارت ۲۵ محمد جواد نرفتیم اونجا👆🫣 و بابامم پیچید دوباره سمت تهران😱😭 واییی خدای من کمکم کنن چیکار کنم الان دارن منو کجا میبرننن😢💔 ای بابا مگه مامان نگفت جایی قرار نیست بریم😔😐 خب دوباره فکرم رفت سمت سعید😱🤕🫩 یعنی میخوان با سعید قرار بزارن منو بدن دستش!؟ یعنی چه اتفاقی داره میوفته!؟