زندگی من:پارت ۲۱
رسیدیم تهران...
بردن منو بهشت زهرا
به مامانم گفتم مامان آدرسشو از کجا بلدی!؟
این سوال بی جواب موند🫣
که الان متوجه شدم
که مامان الانم به مامان اصلیم پیام داده و
گفته آدرس مزار شوهر قبلیت رو بفرست😭🫶🏻
#زندگی_من
زندگی من:پارت ۲۲
رفتم سر مزارش
سر مزار کسی که ۵ سال بود ندیده بودمش😭
با اینکه همه جا کنارم بود و منو میدید ولی من اونو نمیدیدم😞😢🥹
بهش گفتم سلام بابا😭❤️🩹
بابایی که دخترتو تنها نذاشتی 💔
هر چند مامان تنهام گذاشت ولی تو هنوز کنارم موندی و بهم قول بده تنهام نزاری😔🌱
#زندگی_من
زندگی من:پارت ۲۳
بهش گفتم خیلی دوستت دارم
بازم کنارم باش😭❤️🩹
برگه رو برداشتم و نامه ای خیلی خصوصی به بابام نوشتم❤️🩹
مچاله شده گذاشتم روی قبرش😭💔
با چسب چسبوندم
برچسب ها رو زدم🥹❤️🩹
روی نامه نوشتم؟.....
#زندگی_من
زندگی من: پارت ۲۴
روی نامه نوشتم به امید دیدار مجدد😭💔
ولی این دیدار مجدد معلوم نبود کی هست❤️🩹🌱
خلاصه بگم✅😃
از تهران رفتیم سمت جاده قم😁🤗🙂↕️
خوشحال بودم که قرار نیست برم جایی😆😲
تو همین فکر بودم که یکدفعه مامانم گفت:
#زندگی_من
زندگی من پارت ۲۵
محمد جواد نرفتیم اونجا👆🫣
و بابامم پیچید دوباره سمت تهران😱😭
واییی خدای من کمکم کنن چیکار کنم
الان دارن منو کجا میبرننن😢💔
ای بابا مگه مامان نگفت جایی قرار نیست بریم😔😐
خب دوباره فکرم رفت سمت سعید😱🤕
یعنی میخوان با سعید قرار بزارن منو بدن دستش!؟
یعنی چه اتفاقی داره میوفته!؟
#زندگی_من